احیای رودخانهها با حذف سدهای فرسوده و کمبازده
تحریریۀ فصلنامه صنوبر/ماندگاری سدهای فرسوده، پیامدهای منفی گستردهای بر زیستبومهای آبی و جوامع محلی دارد که گاه از مزایای اندک آنها بسیار فراتر است.
سدها در طول تاریخ معاصر ایران، نقشی کلیدی در مهار سیلابهای فصلی، ذخیرهسازی آب برای مصارف کشاورزی و شرب، و تولید انرژی برقآبی ایفا کردهاند. این سازههای عظیم، ستون فقرات مدیریت منابع آب در کشور محسوب میشوند و در تأمین امنیت غذایی، توسعۀ صنعتی و تأمین انرژی برای میلیونها ایرانی سهمی انکارناپذیر داشتهاند. با این حال، همانطور که هر ابزار مهندسی، دورهای از کارایی و سپس فرسایش و کاهش بهرهوری را تجربه میکند، بسیاری از سدهای ساخته شده در ایران نیز اکنون با چالشهای جدی روبهرو هستند.
تصاویر ماهوارهای منتشر شده از دریاچۀ ارومیه و سدهای اطراف تهران نظیر سدهای لار، لتیان و ماملو، نشاندهندۀ افت شدید تراز آبگیری و در مواردی خشک شدن کامل مخازن در سالهای اخیر است. بر اساس گزارشها، بیش از ۶۰ سد بر روی رودخانههای تغذیهکنندۀ دریاچۀ ارومیه احداث شده که نقش مهمی در خشک شدن این پهنۀ آبی ارزشمند داشتهاند. ایران در حال حاضر به عنوان یکی از کشورهای با تنش آبی “بسیار بالا” شناخته میشود و سالانه بیش از ۸۰ درصد از منابع آب تجدیدپذیر خود را مصرف میکند.
در سال ۲۰۲۵، جمعیت ۹۲ میلیون نفری ایران حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب مصرف کرده که نزدیک به ۱۳ میلیارد مترمکعب بیش از منابع قابل تجدید سالانه بوده است. این ارقام نشان میدهد که بسیاری از سدهای موجود، به دلیل کاهش ورودی آب، خشک شدن بالادست یا فرسایش سازه، دیگر کارایی اولیه خود را ندارند و به جای تأمین امنیت آبی، به منبع خطر و هزینه تبدیل شدهاند. از این رو، ضرورت دارد که با نگاهی علمی و آیندهنگر، به موضوع حذف سدهای فرسوده و فاقد کارایی قابل توجه به عنوان یک راهبرد مکمل در مدیریت پایدار منابع آب پرداخته شود.
پیامدهای زیستبومی و اقتصادی ماندگاری سدهای فرسوده
ماندگاری سدهای فرسوده، پیامدهای منفی گستردهای بر زیستبومهای آبی و جوامع محلی دارد که گاه از مزایای اندک آنها بسیار فراتر است. این پیامدها را در چند محور اصلی میتوان بررسی کرد.
نخست اینکه سدها با ایجاد موانع فیزیکی در مسیر رودخانهها، مهمترین مانع برای مهاجرت آبزیان به ویژه ماهیان خاویاری و سایر گونههای مهاجر به شمار میروند. مطالعات نشان میدهد که جمعیت گونههای بزرگ آب شیرین مانند دلفینهای رودخانهای و ماهیان خاویاری در ۵۰ سال اخیر نزدیک به ۹۰ درصد کاهش یافته و تکهتکه شدن رودخانهها مهمترین عامل این افول بوده است.
حذف یک سد فرسوده، به عنوان مثال در رودخانۀ کلمبیا، میتواند مسیرهای تخمریزی را که برای یک قرن مسدود بوده، دوباره باز کند. در پروژۀ حذف سدهای رودخانۀ کلامات (Klamath) در ایالات متحده، تنها ۱۰ روز پس از تکمیل عملیات حذف، بیش از ۶۰۰۰ ماهی سالمون به زیستگاههای تازهای که بیش از یک قرن در دسترس آنها نبود، مهاجرت کردند. رودخانههای آزاد و جاری، بر خلاف مخازن سدها که راکد و گرم میشوند، به مثابه «تسمه نقالهای از مواد مغذی» از خشکی به دریا عمل میکنند و برای چرخۀ حیات گونههای آبزی حیاتی هستند.
یکی از کارکردهای طبیعی رودخانهها، انتقال رسوبات و مواد مغذی به دشتهای ساحلی و دلتاها است. سدها با به دام انداختن این رسوبات، نه تنها باعث کاهش ظرفیت ذخیرهسازی مخازن میشوند، بلکه دشتهای پاییندست را از مواد مغذی حیاتی محروم و باعث فرسایش و پسروی خطوط ساحلی میگردند. احیای جریان طبیعی رسوب پس از حذف سد، به بازسازی دلتاها و افزایش حاصلخیزی زمینهای کشاورزی پاییندست کمک میکند.
از سوی دیگر سدهای قدیمی با گذشت زمان، دچار فرسایش سازهای و افزایش خطر شکست در هنگام سیلابهای بزرگ میشوند. هزینههای ترمیم و نگهداری مداوم این سازهها، اغلب بسیار بیشتر از هزینۀ یک باره حذف آنهاست. به عنوان مثال، نگهداری یک سد قدیمی مستلزم صرف مکرر هزینههای لایروبی و تعمیرات است، در حالی که حذف، یک هزینۀ یکباره بوده و خطر سیلاب را به طور کامل از بین میبرد. آن دسته از سدهای فرسودهای که در بالادست مناطق مسکونی قرار دارند، یک تهدید محسوب میشوند که با هر طوفانی احتمال وقوع فاجعه در آنها افزایش مییابد.
مخازن سدها، به ویژه در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری، با نوسان سطح آب، مقادیر قابل توجهی گاز متان (که اثر گلخانهای آن بسیار بیشتر از دیاکسید کربن است) منتشر میکنند. حذف سدهای کمبازده، یک منبع پنهان انتشار گازهای گلخانهای را از بین برده و به تعادل اقلیمی کمک میکند.
فواید حذف سدهای فرسوده: احیای اکوسیستم و توسعۀ پایدار
در مقابل هزینهها و خطرات نگهداری سدهای فرسوده، حذف آنها مزایای چشمگیری را به همراه دارد که در ابعاد محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی قابل مشاهده است.
تجارب جهانی نشان داده است که پس از حذف سد، رودخانهها میتوانند ظرف مدت کوتاهی (چند هفته یا چند ماه) به وضعیت طبیعی خود بازگردند. تحقیقات نشان میدهد که پس از حذف یک سد، به سرعت تغییرات ژئومورفیک در بستر رودخانه رخ میدهد که منجر به ایجاد زیستگاههای متنوعتر برای آبزیان میشود. به عنوان مثال، مطالعه بر روی حذف سد «نلسون» (Nelson Dam) در رودخانۀ ناچز (Naches) در واشنگتن، نشان داد که پس از حذف سد و جایگزینی آن با یک بستر خشن (Roughened Channel)، رسوبات در بالا و پاییندست دوباره توزیع شده و فرسایش دیوارهها و پیچیدگی کانال افزایش یافته که خود به بهبود تنوع زیستگاه کمک کرده است.
همچنین در مطالعۀ حذف سد «بارابو» در ویسکانسین، مشخص شد که تغییرات ژئومورفولوژیک و بومشناختی در پاییندست بسیار محدود و موقتی بوده و اجتماعات بیمهرگان بزرگ ظرف یک سال به ترکیب گونههای جاری مشابه با مناطق دستنخورده بازگشته است. این یافتهها نشان میدهد که رودخانهها توانایی بالایی برای احیای خود دارند و حذف سد، تنها یک اخلال موقتی محسوب میشود که در نهایت به بازیابی اکوسیستم میانجامد.
از طرفی برخلاف تصور رایج که حذف سد را اقدامی هزینهبر میداند، شواهد نشان میدهد که این اقدام میتواند محرک اقتصادی قدرتمندی باشد. به ازای هر یک میلیون دلار سرمایهگذاری در پروژههای حذف سد، بین ۱۰ تا ۱۳ شغل محلی و فصلی یا بلندمدت در زمینههایی مانند احیای رودخانه، گردشگری طبیعی، و پذیرایی ایجاد میشود. در مناطقی که گردشگری رودخانهای رونق دارد، هر دلار هزینه برای حذف سد، نزدیک به دو برابر بازگشت سرمایه در قالب فعالیتهای اقتصادی محلی به همراه دارد. این مزیت اقتصادی برای خانوارهای کمدرآمد که به منابع پروتئینی رودخانه (ماهی) وابسته هستند، حیاتیتر است.
همچنین یکی از پارادوکسهای مهم در مورد سدهای فرسوده این است که به جای کاهش سیلاب، میتوانند آن را تشدید کنند. تجمع رسوبات در پشت سد و کاهش ظرفیت مخزن، علاوه بر افزایش خطر شکست، باعث میشود که جریانهای سیلابی در بالادست، به جای عبور سریع از بستر رودخانه، به دشتهای اطراف سرازیر شوند. حذف سد با بازگرداندن ظرفیت حمل رسوب و جریان طبیعی، خطر سیلاب را به طور پایدار کاهش میدهد.
چالشها و الزامات فنی حذف سدهای فرسوده (مطالعه موردی: رودخانه کلامات)
اگرچه حذف سدها مزایای متعددی دارد، اما اجرای آن نیازمند برنامهریزی دقیق و دانش فنی بالا است تا از بروز پیامدهای ناخواسته جلوگیری شود. بزرگترین پروژۀ حذف سد در تاریخ ایالات متحده، یعنی پروژۀ رودخانۀ کلامات، با درسهای ارزشمندی در این زمینه همراه بود. این پروژه با هزینۀ ۵۰۰ میلیون دلاری، شامل حذف چهار سد بزرگ برقآبی بر روی رودخانه کلامات در اورگان و کالیفرنیا بود.
مهمترین چالش فنی در این پروژه، مدیریت رسوبات انباشته شده در پشت سدها بود که به میلیونها یارد مکعب میرسید. تیم مهندسی پروژه، قبل از هر اقدامی، مطالعات گستردهای برای شناسایی نوع رسوبات (آلوده یا غیرآلوده)، میزان آن و نحوۀ انتقال آن به پاییندست انجام دادند. یکی از نوآوریهای این پروژه، زمانبندی عملیات تخلیۀ مخازن و حذف سدها در هماهنگی با فصل سیلاب و جریانهای طبیعی بالا بود.
به عبارت دیگر، به جای اینکه عملیات در زمان کمآبی انجام شود تا تأثیرات محیطزیستی ظاهراً کمتر باشد، مهندسان تصمیم گرفتند تا این اخلال را با الگوی طبیعی رودخانه که شامل سیلابهای زمستانی و بهاری است، هماهنگ کنند. این رویکرد باعث شد تا انتقال رسوبات به پاییندست، نه تنها یک تهدید، بلکه بخشی از فرایند طبیعی تغذیۀ رودخانه و سواحل باشد. این تجربه نشان میدهد که با مدلسازی دقیق هیدرولیکی و بررسیهای میدانی میتوان پیامدهای حذف سد را پیشبینی و مدیریت کرد.
جایگزینهای هوشمندانه
حذف سدهای فرسوده به معنای رها کردن نیاز آبی مناطق پاییندست نیست. بلکه این فرصتی است برای جایگزینی راهحلهای پایدارتر و سازگار با شرایط اقلیمی ایران. در این میان، احیای روشهای سنتی مدیریت آب در کنار بهکارگیری فناوریهای نوین، میتواند پاسخگوی نیازهای آبی باشد.
توسعۀ آبخوانداری (پخش سیلاب و تغذیۀ مصنوعی)یکی از روشهای سازگار با اقلیم و پایدار است. روش آبخوانداری به جای ذخیرۀ آب در پشت سدها، شامل هدایت سیلابهای فصلی به سمت دشتهای سیلابی و استفاده از سازههای پخش سیلاب برای نفوذ آب به سفرههای آب زیرزمینی است.
این روش که در سالهای اخیر در برخی مناطق ایران با موفقیت اجرا شده، مزایای متعددی دارد: ۱) تغذیۀ آبخوانهای زیرزمینی و افزایش سطح ایستابی، ۲) جلوگیری از تبخیر سطحی آب، ۳) کاهش خطر سیلاب با کنترل روانآب، ۴) توزیع عادلانهتر آب در دشتها. این رویکرد با طبیعت بیابانی و نیمهبیابانی ایران که بیش از ۷۵ درصد جمعیت در ۴۰ درصد مساحت آن متمرکز شدهاند، سازگاری بسیار بیشتری نسبت به احداث سدهای سطحی دارد که یکی از مشکلات غیرقابل چشمپوشی آنها برای کشور کمآبی مثل ایران، نرخ تبخیر آب از سطح دریاچۀ سدهاست که بر اساس آمارهای ارائه شده در سالهای متوالی عدد قابلتوجهی هم هست.
در سرزمینی که میراث و الگوی پایداری مثل قنات را دارد، اصرار بر الگوهای ناپایدار به عنوان یک نسخۀ عمومی مدیریت منابع آب تأسفانگیز است. قنات، این شاهکار مهندسی ایرانیان، سیستمی است که آب را با اتکا به نیروی ثقل و بدون نیاز به انرژی، از سفرههای آب زیرزمینی به سطح زمین هدایت میکند. احیای قناتهای خشکشده یا بازسازی قناتهای موجود، میتواند جایگزین مناسبی برای آبیاری سنتی و تأمین آب شرب روستاها باشد.
مزیت این سیستمها، جلوگیری از تبخیر سطحی (در مقایسه با مخازن سدها) و کاهش هزینههای نگهداری است. با توجه به اینکه روستاهای بسیار زیادی در ایران خالی از سکنه شده و اکثر روستاهای دیگر بهخصوص در نواحی مرکزی و جنوبی با تنش آبی دست و پنجه نرم میکنند، احیای قناتها میتواند نقشی کلیدی در جلوگیری از مهاجرت روستاییان و احیای کشاورزی پایدار ایفا کند.
یک رویکرد جایگزین دیگر در این زمینه نیز میتواند مدیریت یکپارچۀ حوزههای آبخیز (IWRM) و اولویتبندی حذف باشد. به جای نگاه تکپروژهای، نیاز به یک رویکرد جامع در سطح حوضههای آبریز است. در این راستا، نگاه به تجربۀ پروژۀ حذف سد رودخانۀ دورو (Douro River) در پرتغال میتواند مفید باشد که در آن با استفاده از مدلهای احتمالاتی اتصال زیستگاه (Probabilistic Connectivity Models)، اولویت حذف سدها بر اساس تأثیر آنها بر تکهتکه شدن زیستگاه ماهیان مهاجر تعیین شد. در ایران نیز میتوان با اولویتبندی سدهایی که بیشترین تأثیر منفی را بر اتصال رودخانهها و اکوسیستمهای آبی دارند، اقدام به حذف یا اصلاح آنها کرد.
توصیههای سیاستی برای ایران
با توجه به بحران آبی جدی در ایران و فرسودگی بسیاری از سازههای آبی، پیشنهاد میشود که سیاستگذاری در حوزۀ آب، بازنگری اساسی شود. برخی از توصیههای مشخص در این زمینه عبارتند از:
انجام ممیزی جامع از سدهای کشور: اولین گام، شناسایی سدهایی است که به دلیل کاهش ورودی آب، رسوبگذاری شدید، یا فرسودگی سازه، کارایی اقتصادی و محیطزیستی خود را از دست دادهاند. این ممیزی باید بر اساس شاخصهای هیدرولوژیکی، زیستبومی و اقتصادی انجام شود.
اجرای پروژههای پایلوت حذف سد: با توجه به کمتجربگی در این حوزه در ایران، پیشنهاد میشود که یک یا دو پروژه پایلوت (ترجیحاً بر روی سدهای کوچک و کماهمیت) با مشارکت دانشگاهها و پژوهشگران اجرا شود. این پروژهها میتوانند با الگوبرداری از تجارب بینالمللی مثل سد کلامات، با مدیریت دقیق رسوبات و هماهنگی با فصل سیلاب انجام شوند تا دانش فنی لازم در کشور ایجاد شود.
جایگزینی تدریجی آب سدها با تغذیۀ مصنوعی و احیای قنوات: در مناطقی که سدها حذف میشوند، باید برنامۀ جایگزینی تأمین آب از طریق احداث شبکههای پخش سیلاب و آبخوانداری و لایروبی و احیای قناتها در دستور کار قرار گیرد. این اقدامات ضمن جبران کمبود آب، به احیای آبخوانهای زیرزمینی که به شدت تخلیه شدهاند، کمک میکند.
حمایت از جوامع محلی و ایجاد مشوقهای اقتصادی: حذف سد نباید به معنی تحمیل هزینه بر کشاورزان و جوامع پاییندست باشد. دولت باید با ارائۀ مشوقهای اقتصادی، حمایت از توسعۀ گردشگری طبیعی و ایجاد اشتغال در حوزۀ احیای رودخانه، این جوامع را در فرایند تصمیمگیری مشارکت دهد. مطالعات نشان داده که احیای رودخانهها میتواند به رونق کسبوکارهای محلی منجر شود و معیشت پایدارتری نسبت به کشاورزی پرمصرف در حاشیۀ سدها فراهم آورد.
بازنگری در قوانین و مقررات: قوانین موجود، اغلب بر ساخت سدهای جدید متمرکز است. نیاز به تصویب قوانینی است که حذف سدهای فرسوده را تسهیل کرده و اعتبارات لازم را برای این منظور اختصاص دهد. همچنین، ایجاد یک چارچوب حقوقی برای مدیریت ریسکهای ناشی از انتقال رسوبات آلوده، ضروری است.
از سدسازی به مدیریت هوشمند آب
ایران در یک برهۀ تاریخی حساس از جنبۀ منابع آبی قرار دارد و ادامۀ رویکرد صرفاً مبتنی بر سدسازی، نه تنها پاسخگوی نیازهای آبی نیست، بلکه به زوال اکوسیستمها و افزایش خطرات طبیعی دامن میزند. حذف سدهای فرسوده و فاقد کارایی، بر خلاف تصور اولیه، یک اقدام واکنشی نیست، بلکه یک راهبرد هوشمندانه و پیشگیرانه برای احیای رودخانهها، بازگرداندن تعادل به سفرههای آب زیرزمینی و کاهش هزینههای سنگین نگهداری است.
تجارب موفق جهانی، به ویژه پروژه عظیم کلامات و مطالعات متعدد علمی، به وضوح نشان میدهد که طبیعت ظرفیت بالایی برای بازسازی خود دارد و اگر فرصت داده شود، رودخانهها میتوانند بار دیگر به شریانهای حیاتی و مولد جوامع تبدیل شوند. تلفیق دانش بومی مانند قنات و آبخوانداری با فناوریهای نوین مدلسازی و اولویتبندی، میتواند ایران را به سمت الگویی از مدیریت پایدار آب هدایت کند که در آن، به جای اسارت آب در پشت سدهای فرسوده، جریان حیات دوباره در رودخانهها جاری شود.
منابع
Asian Development Bank. (2025, July 20). How Removing Obsolete Dams Can Spark a River Renaissance. Asian Development Blog. Retrieved from https://blogs.adb.org/blog/how-removing-obsolete-dams-can-spark-river-renaissance
Kheimi, M. (2025). Dam Removal Monitoring Study Kirkpatrick Dam and Rodman Reservoir. E3S Web of Conferences, 659, 02002. https://doi.org/10.1051/e3sconf/202565902002
Doyle, M. C., & Gabet, E. J. (2024). Predicting sediment aggradation following a small dam removal: Mill Creek, California, USA. Geological Society of America Abstracts with Programs, 56(4). https://doi.org/10.1130/abs/2024CD-399454
FAO AGRIS. (2025, December 3). Undamming the Douro River Catchment: A Stepwise Approach for Prioritizing Dam Removal. Retrieved from https://agris.fao.org/search/en/records/687a6b9c464818917f30d029
Ely, L., & Sabin, C. (2024). River response to the removal of a low-head dam and replacement with a roughened channel on the Naches River, Washington. Geological Society of America Abstracts with Programs, 56(4). https://doi.org/10.1130/abs/2024AM-403211
Al Jazeera. (2026, June 9). Iran’s lakes are vanishing: Satellite images show a deepening water crisis. Retrieved from https://www.aljazeera.com/amp/features/2026/6/9/irans-lakes-are-vanishing-satellite-images-show-a-deepening-water-crisis-2
ASCE. (2026, March 4). What can engineers learn from Klamath River dam removals as trend ramps up? Civil Engineering Source. Retrieved from https://www.asce.org/publications-and-news/civil-engineering-source/article/2026/03/04/what-can-engineers-learn-from-klamath-river-dam-removals-as-trend-ramps-up