شمارۀ سیام و سی و یکم فصلنامۀ صنوبر

مفاهیم پایۀ اهمیت و ضرورت حفاظت سرزمین با مشارکت اجتماعی
میترا البرزیمنش/ مشارکت به معنای ساده، به اشتراک گذاشتن، با یکدیگر عمل کردن و بخشی از فرایند بودن با بهرهمندی از سه قوۀ خرد، سخن و دل است. اما معنای دقیقتر آن با تمرکز بر حکمرانی سرزمین را میتوان این گونه بیان کرد: وقتی از حکمرانی سخن به میان میآید ما با سه لایۀ بخش دولتی، خصوصی و مردمی مواجه هستیم که مشارکت فعال و گستردۀ تمامی این لایههای اجتماعی و حاکمیتی، روند تحول و کارآمدی نظام حکمرانی را رقم میزنند…
حفاظت از داوطلبان: ضرورت اخلاقی، اجتماعی و ناگریز
زهرا اسکندری دورباطی/احساس مسئولیت در برابر دیگری، بدون چشمداشت مادی، در بسیاری از جوامع یک امر فرهنگی و نشانهای از آگاهی اجتماعی تلقی میشود. با نگاهی به ادبیات و فرهنگ ایرانی، میتوان دریافت که داوطلبی نه صرفاً یک کنش، بلکه شیوهای از زیستن است که به زندگی معنا میبخشد. در لغتنامۀ دهخدا، «داوطلب» به معنای پیشیجوینده در امری بر دیگران، خواستار تقدم در نوبت، و نقطۀ مقابل اجبار تعریف شده است. با توجه به گستردگی فعالیتهای داوطلبانه و ضرورت آن برای عبور از تنگناهای زیستی در جهان امروز، سازمان ملل متحد جایگاه ویژهای برای این گروه اجتماعی در ادبیات و برنامههای خود در نظر گرفته است…
ایدۀ ژئوپارکها و حفاظت مشارکتی بر اساس ظرفیتهای جوامع محلی
نیما آذری/ آنچه در ژئوپارکها با وسعت بسیار زیاد و پراکندگی پدیدهها نیاز است، حفاظتی فراتر از حراست است که باید در کنار حراست فیزیکی به کمک آن بیاید تا کارایی لازم را داشته باشد. مسلماً هرچقدر هم نیروی منعی و انسانی متکی به مأمور هم بتوان برای ژئوپارک استخدام کرد، تا وقتی بار حفاظت صرفاً بر روی دوش سازمان و نهاد متولی دولتی و یا محلی ژئوپارک سنگینی نماید، احتمال آسیب افزایش مییابد. چرا که وسعت بسیار زیاد مناطق ژئوپارکی و باز بودن و نامحصور بودن این مناطق و در دسترسپذیر بودن آنها، چالشی بزرگ برای حراست کامل جهت پاسداری از ارزشهای طبیعی این مناطق و پدیدهها ایجاد مینماید…
عملیات ضد شکار غیرقانونی جامعهمحور در نپال؛ یک الگوی موفق
زهرا انوشه/شکار غیرقانونی حیاتوحش و جمعآوری غیرقانونی گونههای نادر، تهدیدشده و در معرض خطر گیاهی، یکی از محرکهای اصلی انقراض گونهها در این کشور به شمار میرود. این تهدید بهویژه درمورد برخی مهرهداران شدیدتر است که عمدتاً به خاطر تقاضای محصولات حیاتوحش در بازارهای بینالمللی است. با معرفی مناطق حفاظتشده و مناطق حائل، تغییر عمدهای در چارچوب مدیریت مناطق حفاظتشدۀ نپال، از حالت «محافظتی» به حالت «مشارکتی» ایجاد شده است. پس از تشخیص این موضوع که عملیات ضدشکار دولتمحور با مشارکت کارکنان پارک و پرسنل امنیتی برای کنترل شکار غیرقانونی و فعالیتهای غیرقانونی کافی نیست، دولت فعالیتهای ضد شکار را از طریق جلب مشارکت جامعۀ محلی آغاز کرد…
راز آبادانی سرزمین؛ گوهری که لاله پیدا کرد
هاله دارایی/ لاله دارائی نزدیک به دو دهه در سِمت اولین هماهنگکنندۀ ملی برنامۀUNDP/GEF/SGP ، نقشی بنیادین در پیوند دادن توسعۀ پایدار محلی با حفاظت مشارکتی در ایران ایفا کرده است. او از تمامی امکانات و اختیارات خود استفاده کرد تا الگوهای واقعی مشارکت در حفاظت از محیطزیست، تنوعزیستی و مدیریت منابعطبیعی بر اساس نیازهای جامعۀ محلی و دانش بومی ایجاد شود. او مردم را باور داشت و برای دانش آنها از سرزمین حرمت زیادی قائل بود. گستردگی پروژهها، فضای حساس جامعه در حوزۀ مشارکت، تنوع اقلیمی، فرهنگی و زیستی و تنوع محورهای کلیدی برنامۀ SGP، بخشی از چالشهای لاله و همراهان او بود…
کلاف سردرگم
امیرحسین خالقی/ پردۀ اول- اولین سفر ما به پارک ملی گلستان در همراهی با طاهر قدیریان در سال ۱۳۸۶ بود. بعد از یک روز کامل پیادهروی با دو محیطبان در پاسگاه چوبی شارلق همصحبت شدیم. محیطبان عمو حسن ابراهیمی، که بعدها بازنشسته شد و از بیماری فوت کرد، مشغول استراحت بود. تاجمحمد باشقره، که تازه استخدام شده بود و بعدها در زندان خبر کشته شدنش را در درگیری با شکارچیان شنیدم، با بخاری هیزمی پاسگاه مشغول بود. خدایشان بیامرزاد. تاریک شده بود که صدای بیسیم بلند شد و محیطبانها را خواستند. رفتند و کمی بعد با محیطبان داوود طبرسا برگشتند؛ دماغش شکسته بود…
پروژۀ حفاظت مشارکتی از کل مارخور پاکستانی و قوچ اوریال افغانی در منطقۀ تورغر پاکستان
مهدیه پورشاد/ تورغر در منطقۀ «کیلا سیفالله» در ایالت بلوچستانِ پاکستان قرار دارد. این منطقه شمالیترین بخش رشتهکوه «توبا کاکر» است؛ شکار برای سرگرمی، گوشت و پوست همیشه بخشی مهم از سنتهای قبیلهای بوده است. در گذشته تعداد شکارچیان کم بود، سلاحها ابتدایی بودند و مهمات گران، بنابراین تهدیدی جدی برای حیاتوحش وجود نداشت. اما با شروع جنگ افغانستان در اواخر دهۀ ۱۹۷۰، بازار اسلحه تغییر کرد؛ سلاحهای اتوماتیک بهوفور در دسترس قرار گرفت و نبود کنترل مؤثر دولتی باعث شد شکار بیرویه در سراسر شمالشرقی بلوچستانِ پاکستان، گسترش یابد. شکارچیان و سربازان بیمحابا هر حیوانی را میکشتند: مادهها، نوزادها و حتی گونههایی که شکار محسوب نمیشدند…
حفاظت مشارکتی؛ اصول، راهبردها و موفقیتها
محمدرضا سلامت/ در فیلیپین، پروژهای با محوریت حفاظت از آبسنگهای مرجانی و اکوسیستمهای ساحلی، نمونهای روشن از حفاظت مشارکتی در بستر دریایی است. جوامع ماهیگیر محلی در ایجاد مناطق حفاظتشدۀ دریایی نقش فعال یافتند. آنها آموزش دیدند تا خود به پایش آبسنگها بپردازند و شیوههای ماهیگیری پایدار را به کار گیرند. کمپینهای آگاهیبخشی نیز موجب شد کل جامعۀ محلی نسبت به اهمیت حفاظت دریایی حساس شود. علاوه بر حفاظت، توسعۀ اکوتوریسم بهعنوان منبع درآمدی تازه سبب شد تا فشار بر منابع دریایی کاهش یابد. پیامد این رویکرد، بازگشت ذخایر ماهی، کاهش ماهیگیری غیرقانونی و افزایش مشارکت مستقیم مردم در تصمیمگیریها بود.
حفاظت مشارکتی؛ بازخوانی تجربهای زیسته در دل جوامع محلی
ناهید احمدی/آن نخستین لحظۀ مواجههام با حفاظت مشارکتی را بهخوبی بهخاطر میآورم؛ اولین پروژهای نبود که با مجموعۀ صندوق تسهیلات کوچک سازمان ملل کار میکردم و بهعنوان بخشی از تیم اجرایی در کارهای میدانی و آموزشی در مدارس برای کودکان و نوجوانان و ذینفعان بزرگسال همکاری میکردم. اما حالا که به شکلی دیگر و در مسیر تجربهای جدیدتر و چه بسا سختتر قصد ورود کرده بودم، با رویهای نو آشنا شده بودم؛ که البته برای من نو و جدید بود و مابقی حاضران در جلسه پیشتر آن را تجربه کرده بودند. آن خاطره را با جزئیات به خاطر دارم؛ مثل یک تصویر روشن و شفاف…
حفاظت مشارکتی و حافظه فرهنگی زمین: بازخوانی سیاستهای موندیاکولت ۲۰۲۵ در پرتو دانش بومی
ساسان قاسمی/ یونسکو از اوایل قرن بیستویکم تلاش کرده است پیوند میان فرهنگ و پایداری محیطی را به رسمیت بشناسد. کنوانسیون ۲۰۰۳ دربارۀ پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس، مفهوم «میراث زنده» را به عنوان بخشی از هویت جوامع و نیز عاملی برای توسعۀ پایدار معرفی کرد. در یکی از بندهای این کنوانسیون آمده است که «میراث ناملموس میتواند بهگونهای مستقیم یا غیرمستقیم در پایداری محیطزیست و استفادۀ خردمندانه از منابع طبیعی سهم داشته باشد».۱ همین نگاه، بعدها در بسیاری از سیاستنامههای بینالمللی یونسکو بازتاب یافت و بستر شکلگیری اسنادی چون «موندیاکولت ۲۰۲۵» شد؛ سندی که در پی بازتعریف نقش فرهنگ در آیندۀ توسعه است.
حفاظت مشارکتی؛ از میدان تا مفهوم
طاهر قدیریان/ در دانشگاه محیطزیست خواندم و سپس دوازده سال به پژوهش و حفاظت از حیاتوحش ایران پرداختم. همین ابتدا باید اعتراف کنم که در اوایل ورود به این عرصه اعتقاد چندانی به پژوهشهای اجتماعی و اقتصادی جوامع پیرامون زیستگاهها نداشتم و آن را اتلاف وقت میپنداشتم. کار واقعی برای حفاظت را فعالیتهای میدانی سخت و پژوهش دربارۀ حیاتوحش و مقابله با شکارچیان میدانستم. بهعبارتی حفاظت را بیشتر «فیزیکی یا پادگانی» میدیدم. تمام دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد و در کنار انبوهی از دروس غیرمرتبط و مرتبط با حیاتوحش، فقط یک کلاس یک واحدی داشتیم با عنوان «جامعهشناسی روستایی» که هیچکس، نه اساتید، نه مدیرگروه و نه دانشجویان اهمیتی به آن نمیدادند…
دانشگاه و مشارکت در حفاظت از محیطزیست
زهرا قلیچیپور/ دانشگاه نباید نسبت به چالشها و بحرانهای محیطزیستی که تمام ابعاد جامعه را تحتتأثیر قرار داده است بیتفاوت باشد. توانمندی علمی دانشگاه بایستی از طریق انجام پژوهشهای بنیادی و کاربردی در زمینههای تخصصی مختلف، در جهت ارائۀ راهکارهای علمی و عملی و نوآورانه برای حل چالشها و بحرانهای محیطزیستی بهکار گرفته شود. دانشگاهها باید در معرفی و توسعۀ فناوریهای سازگار با محیطزیست پیشگام باشند و با بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی و دولتی برای پایش فعالیتها و ارائۀ شیوههای محیطزیستی همکاری نمایند.
از خجیر تا کیاسر
پانتهآ اردانی/ در آبانماه ۱۳۹۰، در راستای اهداف تشکل مردمنهاد تازهتأسیس «انجمن پایشگران حامی محیطزیست» (پاما)، طرحی با رویکرد «حفاظت مشارکتی» و با هدف تقویت مشارکت مردمی در حفاظت از پارکهای ملی خجیر و سرخهحصار و منطقۀ حفاظتشدۀ جاجرود به ادارۀ کل محیطزیست استان تهران ارائه شد. این طرح که با همکاری معاونت محیط طبیعی، مدیریت پارکهای ملی خجیر و سرخهحصار، محیطبانان، فرهیختگان، هنرمندان، بخش خصوصی، جامعۀ محلی و شهروندان تهرانی شکل گرفت، تلاشی بود برای پیوند دوبارۀ مردم با طبیعتی ارزشمند که در سالهای اخیر بر اثر گسترش تهران، توسعۀ حاشیهنشینی و تخریب زیستگاهها کمتر مورد توجه قرار میگرفت…
حفاظت مشارکتی؛ بازخوانی یک آرمان
حمیدرضا میرزاده/ساختار حاکمیت در حوزۀ محیطزیست (نه فقط در چهار دهۀ اخیر پس از انقلاب) عمدتاً نگاهی بالا به پایین به جامعه داشته است. این فقط مربوط به سازمان حفاظت محیطزیست نیست، بلکه به تمامی نهادهای حکومتی قابل تعمیم است و اتفاقاً سازمان حفاظت محیطزیست بهدلیل آن که در زمین اجرا، لکنتها، کاستیها و مشکلات را دیده، سازمانی است که دستکم بخشی از بدنۀ آن به این نتیجه رسیدهاند تا نگاه مشارکتمحور به امر حفاظت داشته باشند. با اینحال میبینیم در امور مربوط به محیطزیست، تصمیمهای کلی حاکمیت کمتر شکل دموکراتیک و با درنظرگرفتن ملاحظات اجتماعی بهخود گرفتهاند.
همراهان حفاظت را دلسرد نکنید؛ گفتوگو با خلیل هژبری
زهرا انوشه/ همراهی ذهن و قدمِ بدنۀ جامعه و عموم مردم در حفاظت از محیطزیست و منابعطبیعی، از ارزشمندترین و اثرگذارترین اتفاقهایی است که میتواند برای این مسیر بیفتد و موفقیت آن را تضمین کند. بهشرطی که نهادهای تصمیمگیر و سازمانها و انجمنهای راهبر، این همکاری را به روشهای عقلایی و جامعالمنافع برای همۀ ذینفعان و طبیعت تداوم ببخشند. در این گفتوگو، با بخشی از گلایههای فعالان داوطلب محیطزیست در جنوب استان فارس از زبان خلیل هژبری، یکی از همین حافظان طبیعت منطقه آشنا خواهیم شد که با وجود دستاوردهای درخشان در حفاظت و پایش، همچنان از عواید همزیستی پایدار با زیستگاههایی که خود حفظ کردهاند، بیبهره ماندهاند.
مشارکت در کشاورزی پایدار؛ داستان یک ضرورت انسانی
عباس ملکمحمدی/ اگر سازوکاری وجود داشته باشد که در آن هر فرد بتواند با سرمایهای هرچند اندک در یک طرح کشاورزی یا منابعطبیعی سهیم شود، اگر کشاورز بداند که با مدیریت درست آب و خاک هم درآمد بیشتری خواهد داشت و هم آیندۀ فرزندانش تضمین میشود، و اگر شهرنشینی که دور از زمین و مزرعه زندگی میکند امکان آن را بیابد که با سرمایهگذاری خود در کشاورزی پایدار نقشی ایفا کند، حفاظت به یک جریان واقعی بدل میشود. ایدۀ اصلی روشن است: حفاظت وقتی به بار مینشیند که در زندگی روزمرۀ مردم جایگاهی پیدا کند و این جایگاه بدون پیوند با اقتصاد شکل نمیگیرد.
کافه برایا؛ داستان توانمندسازی زنان بومی جزیرۀ کیش
نغمه نقیلو/ بسیاری از مردم، جزیرۀ کیش را به مراکز خرید، هتلها، رستورانها و کافهها میشناسند؛ درحالیکه جزیرۀ کیش مکانهای دیدنی و پاتوقهای کمتر شناختهشدهای در روستاهایی به اسم «باغو» و «سفین» دارد که در میان ساختوسازهای انبوه و جریانهای مخرب جزیره اتفاقهای نو و خلاقانهای را رقم زده است. یکی از این اتفاقهای خوب در جزیرۀ کیش تأسیس «خانۀ زنان بومی کیش»، احیا و بازسازی گاراژهای قدیمی و تبدیل آن به کافهای برای فروش محصولات خوراکی جنوبی و دکانی برای فروش دستسازههای زنان است. کافهای دلنشین و زیبا در محلۀ سفین قدیم، روبهروی موزۀ مردمشناسی خانۀ بومیان کیش که تا چند سال پیش گاراژهای قدیمی بودند که هرگز کسی به آنها توجه نمیکرد…
حفاظت مشارکتی و مدیریت منابع آب
نادیا بابائی/ حفاظت مشارکتی منابع آب، رویکردی است که بر مشارکت جوامع محلی، سازمانهای غیردولتی و نهادهای دولتی در فرآیند تصمیمگیری و اجرای سیاستهای مدیریت آب تأکید دارد. این رویکرد بر اساس سه اصل کلیدی شکل میگیرد. اصل اول، همکاری ذینفعان محلی است. جوامع محلی دارای دانش بومی و تجربهای ارزشمند در مدیریت منابع خود هستند. اصل دوم، توسعۀ ظرفیتهای نهادی است. سازمانها و نهادهای دولتی باید توانمندی لازم برای تسهیل مشارکت مردم و ایجاد چارچوبهای قانونی و اجرایی مدیریت آب را داشته باشند. اصل سوم، حفاظت مشارکتی نیازمند سیستمهای پایش و ارزیابی مستمر برای اصلاح سیاستها و برنامهها بر اساس شرایط واقعی و نیازهای محلی است.
افسانه احسانی/ اجرای برنامههای اکوتوریسم، از طریق آشنایی و آگاهسازی مردم با اهمیت حفاظت و ارزشهای میراث طبیعی متعلق به خود آنها، زمینۀ مشارکت آنان را در امر حفاظت فراهم میکند.جنگلهای سرسبز در صورت مدیریت صحیح برای اکوتوریستها، میتواند برای جامعۀ میزبان درآمد بیشتر و ماندگارتری فراهم سازد. همچنین ارزش جانوران وحشی زنده در زیستگاه طبیعیشان میتواند بیشتر از لاشۀ آنها در بازار پراضطراب و ناامن باشد. جامعۀ میزبان، با حضور گردشگران بیش از پیش در معرض پاسخگویی به پرسشهای مرتبط با ارزشهای بومی خود قرار میگیرد. من کیستم؟ رابطۀ من و طبیعت پیرامونم چیست؟ چه باورها و خردهفرهنگهایی دارم؟ چه مسئولیتی در قبال این ارزشها دارم؟…
لزوم بازگشت به مشارکت جامعه با زیستبوم
جواد یعقوبزاده/ فعال محیطزیست کیست و فعالیت برای حفظ طبیعت چیست؟ به ظاهر پاسخ این سؤال بسیار ساده است. فعال محیطزیست کسی است که به اشکال مختلف برای محیطزیست فعالیت میکند. از رفتارهای شخصی که تلاش میکند آسیب کمتری به زمین بزند تا فعالیتهای میدانی برای حفظ زیستگاهها یا گونهها و تلاش برای کاهش آلودگیها و ترویج انرژی پاک و … فهرستی پایانناپذیر از فعالیتها، زیرا محیطزیست یک مسئله و رشتۀ مشخص نیست، بلکه حیات ما بوده و همهچیز به نوعی در درون آن و به آن مرتبط است. اما جدا از نوع فعالیت، بهنظرم واژۀ فعال محیطزیست به تنهایی و بهشکل فردی چندان معنی نمییابد!…
زیبُن؛ تلاشی برای حرفهای شدن حفاظت از طبیعت در ایران
مینا حسینی/ سابقۀ حفاظت از حیاتوحش در ایران طولانی است؛ از دههها پیش، گروههای متعددی از علاقهمندان و متخصصان برای نجات گونهها و زیستگاههای طبیعی تلاش کردهاند. اما یکی از چالشهای ماندگار این حوزه، نبود استمرار در فعالیتهای مستقل حفاظتی خارج از ساختارهای دولتی بوده است. برای پاسخ به این خلأ، گروهی از افراد با پیشزمینههای متفاوت -از متخصصان تنوعزیستی و محیطزیست گرفته تا حقوق، اقتصاد، مدیریت و ارتباطات -با هدف ایجاد ارتباط میان دغدغۀ حفاظت و ضرورتهای مالی و اجتماعی گرد هم آمدهاند. حاصل این گرد آمدن، شکلگیری نهادی به نام «زیبُن» بود؛ مجموعهای که از دل تجربههای میدانی و دغدغههای شخصی بنیانگذارانش شکل گرفت…
گاوبانگی در گلستان؛ روایت بومیاران تنگراه از همصدایی انسان و مرال
الهام خردمند/ چندین سال است که در فصل گاوبانگی برنامهای ویژه با حضور داوطلبانی از سراسر کشور در پارک ملی گلستان برگزار میشود. هدف اصلی ما در اجرای این برنامه، درگیر کردن هرچه بیشتر جوامع محلی بوده است؛ چرا که پروتکلهای جهانی و همچنین مدیریت پارک نیز بر اهمیت نقش جوامع محلی در حفاظت از مناطق حفاظتشده تأکید دارند. تا پیش از این، برنامه زیر نظر یک انجمن محیطزیستی اجرا میشد و ما، گروهی از جوانان محلی، نیز در آن همکاری داشتیم. اما امسال، با راهاندازی بومیاران تنگراه و با حمایتهای آقای رادمان، رئیس پارک ملی گلستان، توانستیم برای نخستینبار این برنامه را بهطور مستقل برگزار کنیم.
کنش محیطزیستی نیازمند کار مشارکتی و کمک مادی متقابل است
عباس محمدی/ تقی فرور بومشناس و رئیس کنسرسیوم بینالمللی قرقهای بومی و رئیس هیأت مدیرۀ مؤسسۀ توسعۀ پایدار و محیطزیست بر پایۀ چند دهه کار با جامعههای بومی بسیار متنوع در ایران و دیگر کشورها، سخت مخالف داستان تکروی بود و مثالهای نابی از شیوههای حفظ مراتع مشترک با مدیریت ریشسفیدان و گیسسفیدان را در سخنرانیها و کارگاههای آموزشی ذکر میکرد. عشایر ایران در گذشته به شکل کارآمدی شمار دامهایی را که بی آسیبرسانی به پایداری پوشش گیاهی میتوانست در مرتع مشترک بچرد، کنترل میکردند و همچنین زمانهای ورود به مراتع ییلاقی و قشلاقی را با توجه به مناسب بودن فصل رویش و ملاحظات دیگر تعیین میکردند…
کاش همهچیز به همین سادگی بود…
ساره قمی/ «خوشا به حالت ای روستایی» را به یاد میآورم که شاد و خرم و باصفاست و در شهر ما که جز داد و فریاد چیزی نخواهد شنید و چه خوب که تو آزادی ای روستایی، در ضمن در شهر ما چیزی جز دود ماشین نیست و دلمان حسابی گرفته است از آن و از این و ای کاش من هم پرنده بودم و با شادمانی پر میگشودم و میرفتم از شهر به روستایی که آب و هوایی دارد و تمام. وقتی میخواندیماش زیادی کوچک بودیم برای این که بفهمیم این تعاریف ساده از شهر و روستا چقدر میتواند متناقض و سرنوشتساز باشد…
بازمانده؛ نقدی بر رمان الاغ طلایی/آپولیوس/کیوان شعبانی مقدم/ ثالث/۱۴۰۴/تصحیح پیترسینگر
حسین رسولزاده/ چنانکه میدانیم پیترسینگر فیلسوف معاصر استرالیایی، متفکر و کنشگری در حوزۀ حیوانات است که سالهای مدید بر «انسانمرکزی» شوریده است. او با کتاب درخشان و دورانسازِ «آزادی حیوانات» ایدهای را گسترش داد که موافقِ آن، گونۀ انسان در «مرکز جهان» قرار ندارد و سایر گونهها نه فقط «برایِ» انسان آفریده نشدهاند بلکه به اندازۀ انسان، حق زندگی و آزادی دارند. اما همین فیلسوف که چنین بر «انسان مرکزی» میشورد و نظام «مرکز محور» را فرو میپاشد، آنگاه که میخواهد رمانی بازیافته از عصر باستان را بازخوانی کند، همهچیز را حول محور «روایت مرکزی» میسنجد و برای روایتهای خودبسند حقی قائل نشده و آنها را در راستای همان روایتِ مرکزی، حذف و «هَرَس» میکند!…
چهرۀ امروز تالاب هورالعظیم؛ پرترهای از یک اکوسیستم در معرض خطر
پوریا قلیچ خانی/ عمدۀ فعالیت اقتصادی تالابنشینان هورالعظیم، کشاورزی، صیادی و بوریابافیست. در خصوص ماهیگیری باید خاطرنشان کرد که چه صیادی بهشیوۀ سنتی با تور و چه به روشهای مدرن با الکتروشوکر در وضعیت خوبی قرار ندارد و اکثر مردم دیگر نگاه اقتصادی به این مقوله ندارند. بهسبب ورود و حضور ماهیان مهاجم نظیر تیلاپیا و کاراس و نایاب شدن ماهیان ارزشمند بومی نظیر بنی و گتان که جدا از خورده شدن تخم و لارو آنها توسط تیلاپیا، نیازمند آب جاری و تمیز و با کیفیت برای زیستاند؛ که این روزها با کاهش شدید حجم آب تالاب و جریانهای پویای رودخانههایی که منجر به گردش و چرخش آب در پهنۀ گستردۀ هورالعظیم میشوند، عملاً بخشهای عمدۀ تالاب به مانداب تبدیل شده…
سواد رسانهای، ضامن محیطزیست پایدار
مجید غضنفری/ سالها در رسانهها در موضوع محیطزیست کار کردهام؛ بارها دیدهام که چگونه یک تیتر ناقص یا گزارشی هیجانی میتواند افکار عمومی را از مسیر درست منحرف کند. به یاد دارم در اوایل پررنگ شدن ماجرای بحران ریزگردهای خوزستان، بسیاری از رسانهها تنها بر منشأ خارجی این گردوغبار تأکید میکردند. نتیجهاش این شد که مردم فکر میکردند اگر دولت با همسایهها مذاکره کند، همهچیز حل میشود در حالی که خشک شدن تالابهای داخلی کشور و سوءمدیریت منابع آب، بخش مهمی از صورت مساله بود که کمتر دربارهاش صحبت شد. همین نمونه کافی است تا بفهمیم چرا بدون سواد رسانهای نمیتوان بحرانهای محیطزیست را فهمید و مدیریت کرد.
حافظان خاموش: گیاهان وحشی تهران، ریشههای زندگی و مسئولیت ما
مینا حسینی/ در دامنههای کوههای شمالی تهران، جایی که هیاهوی شهر به تدریج در سکوت آرام طبیعت محو میشود، گیاهانی میرویند که اگرچه اغلب نادیده گرفته میشوند، بخشی جداییناپذیر از حیات ما هستند. این گیاهان وحشی، که ریشههایشان در شکاف صخرهها فرو رفته، کنار جویبارهای باریک جاری میشوند یا در شیبهای تند کوهستانی قد میکشند، در هماهنگی کامل با اقلیم و خاک منطقهاند. آنها نهتنها به مناظر زیبایی بصری میبخشند، بلکه بخشی از چرخۀ زیستی پیچیدهای هستند که سلامت انسان و محیط را تضمین میکند. آنها یادآور پیوندی دیرینه میان انسان و طبیعتاند، پیوندی که در شلوغی زندگی شهری کمرنگ شده و نیازمند احیاست…
تالاب صالحیه نمرده است؛ گزارش نشست میز سبز کانون رشد خلاق کرج با موضوع تالاب صالحیه
زهرا انوشه/ اولین جلسه از مجموعه نشستهای میز سبز توسط کارگروه محیطزیست کانون رشد خلاق کرج با موضوع «تالاب صالحیه»، در تاریخ یکشنبه، ۱۹ مرداد سال جاری با حضور جمعی از کارشناسان، چهرههای علمی، کنشگران و علاقهمندان حوزۀ محیطزیست استان البرز، در محل دفتر این کانون برگزار شد. اهمیت گزارش این نشست در برجستگی یک گردهمایی کاملاً غیررسمی و غیردولتی حول محور دغدغهمندی برای یک موضوع محیطزیستی است. رویدادی که امیدوارکننده و روشن است چرا که نویدبخش شکلگیری جامعهای آگاهتر و حساستر نسبت به مسائل بنیادین و سرزمینی است. گاهی راه شکلگیری یک حکمرانی خوب، از مطالبهگری آگاهانه و انتظارات درست و دوراندیشانۀ جامعه میگذرد…
آغازی برای «شعر طنز و محیطزیست» در صنوبر
مانیا شفاهی/ هشتصد و نود و ششمین شب از شبهای بخارا به «شب شعر طنز و محیطزیست» اختصاص یافته بود. این نشست در ساعت چهار بعدازظهر دوشنبه، بیستویکم مهرماه ۱۴۰۴، با حضور و شعرخوانی مهدی استاد احمد، اسماعیل امینی، صابر قدیمی، ناصر فیض، جلال سمیعی، رضا ساکی، مانیا شفاهی و علی دهباشی در سالن سینماتوگراف موزۀ سینمای ایران برگزار شد. این رویداد، بهانهای شد تا از این پس، با همکاری رضا ساکی بخشی در فصلنامۀ صنوبر به این موضوع اختصاص داده شود. مقدمۀ این آغاز را سخنان جلال سمیعی، روزنامهنگار و طنزپرداز که در این شب ایراد شد قرار دادیم…
انجمن حفاظت از تنوعزیستی استان آذربایجان شرقی
سعیده کریمی/ انجمن حفاظت از تنوعزیستی استان آذربایجان شرقی در ۱۳۸۴ به طور رسمی، متمرکز بر علوم محیطزیست و رشتههای مرتبط شروع به فعالیت نمود. با توجه به موقعیت خاص اکولوژیکی استان آذربایجان شرقی و تنوعزیستی بسیار غنی و باارزش و در معرض خطری چون سیاهخروس قفقازی، پلنگ ایرانی، قرقاول ارسبارانی، آهو، اردک سرسفید و غیره، ذخیرهگاههای زیستکرۀ ارسباران و دریاچۀ ارومیه، مناطق حفاظتشدۀ دیزمار، کاغذکنان، پارک ملی کنتال، تالاب قوریگل، منطقۀ حفاظتشدۀ سهند و رودخانۀ ارس، این انجمن هدف خود را بر مطالعۀ تنوعزیستی، ایجاد تعامل و مدیریت تعارض بین جوامع محلی و تنوعزیستی منطقه، حفاظت مشارکتی زیستگاهها، توانافزایی جوامع محلی و ترویج حفاظت مشارکتی، در نظر گرفت…
معنای تازۀ دشت؛ برشی از خاطرات دکتر علی کلانه (محیطبان) با اندکی دخل و تصرف
مسعود یارمحمدی، راوی طبیعت/ از وقتی به یاد میآورد، خانۀ پدری محل رفتوآمد بزرگترین شکارچیهای منطقه و کشور بود و به واسطۀ پدرش، سیدجعفر- میرشکار دربار- صحبت از رکوردهای شکار و خاطرات روزهای شکار نقل محفل و شبنشینیهای خانه بود. احمد هم از بچگی بزرگی و قدرت را در شکار دید و آرزو داشت روزی مثل پدر، سرآمد شکارچیان منطقه باشد. این شد که در ده سالگی پابهپای پدر به شکارگاه میرفت و در ۱۴سالگی اولین شکار خود را صید کرد. شوق و علاقۀ زیاد در کنار استعداد ذاتی و مهارتی که از پدر آموخته بود سبب شد که در جوانی نامش بر سر زبانها بیفتد…
گردشگری کودک؛ از سناریوپردازی تا الگوهای اجرایی
پریشا همامی/ با پیدایش شهرنشینی و زندگی آپارتمانی، والدین کمکم نیاز کودک به بازی در فضاهای باز را بیش از پیش احساس کردهاند. تجربۀ اقامتهای یک یا چندروزه در اقامتگاههای سنتی در روستاها و خرید زمینهای کشاورزی و ساختوساز بیرویه در حاشیۀ شهرها تحت نام ویلا یا شهرکهای مختلف یکی از دلایل بازگشت مردم به طبیعت است. حال این نیاز به بازی کودک در طبیعت در فرزندپروری مدرن، ما را با دستهای از والدین علاقهمند اما کمی نگران مواجه میکند که هم آرزوی بازی کودک در طبیعت را دارند و هم دوست دارند این رفتن به طبیعت با آموزشهایی همراه باشد. حال چه میشود کرد؟
کتاب مصور «تالاب هورالعظیم»؛ روایت سهگانۀ «طبیعت، انسان، صنعت» از دریچۀ لنز پوریا قلیچخانی
حسین محمودی/ کتاب مصور «هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» اثر پوریا قلیچخانی با تعداد صفحات ۴۴۴ و منتشر شده توسط انتشارات گویا، تلاشی است برای ثبت این واقعیت پیچیده، اما از زاویهای که فراتر از بحران میرود؛ زاویهای با رویکرد تلفیق هنر و محیطزیست که زندگی، امید و زیبایی را نیز به تصویر میکشد تا شاید هنوز فرصتی برای نجات باقی بماند. هنر، به ویژه عکاسی، ابزاری قدرتمند برای پیوند دادن دانش علمی با عواطف انسانی است. در جامعهشناسی محیطزیست، هنر نه تنها واقعیتهای عینی را ثبت میکند، بلکه تصورات جمعی را دگرگون میسازد و به افراد کمک میکند تا مسائل پیچیدهای چون عدالت محیطزیستی را درک کنند…
دو درجه تا فروپاشی حیات درکرۀ مسکون
محمدرضا وفائی/ «دو درجه»، رمانی هیجانانگیز در ژانر تغییرات اقلیمی است که داستان دنیل لازارو، یک لابیگر موفق در واشنگتن-دیسی را روایت میکند. او برای شرکت حقوقی معتبر «پیرس، جونز و هورویتز» کار میکند و تخصصش پیشبُرد منافع شرکتهای بزرگ نفتی و گازی است. زندگی او در ظاهر عالی به نظر میرسد: شغلی پردرآمد، آیندهای روشن و رابطهای عاشقانه با همسرش، بری، و دختر ششسالهشان، آنابل، که در خانۀ رؤیاییشان به نام «خانۀ رودخانه» در تپههای تگزاس زندگی میکنند. داستان با یک پیروزی بزرگ برای دنیل آغاز میشود. او با لابیگری و زد و بندهای سیاسی، لایحهای را که شرکتهای نفتی را ملزم به کنترل انتشار گاز متان میکرد، شکست میدهد…