شمارۀ سی و سوم و سی و چهارم فصلنامۀ صنوبر

نظریههای پیدایش قنات: از قطعیت تا عدم قطعیت: نظریه تکعاملی تا نظریه چندعاملی
دکتر محمد حسین پاپلی یزدی-دکتر فاطمه وثوقی/ قنات یکی از پیچیدهترین دستاوردهای فنی–اجتماعی در تمدنهای کهن مناطق خشک و نیمهخشک است که نقش تعیینکنندهای در شکلگیری سکونتگاهها، پایداری کشاورزی و توسعۀ شهرهای تاریخی داشته است. اهمیت این سامانۀ آبی تنها در جنبۀ مهندسی آن خلاصه نمیشود، بلکه در پیوند عمیق آن با سازمان اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی الگوهای همکاری انسانی و نوع مواجهه انسان با کمبود آب نیز قابل تحلیل است. با وجود مطالعات گسترده در حوزۀ تاریخ فناوری آب، دربارۀ منشأ قنات هنوز اجماع نظری وجود ندارد. پژوهشگران مختلف، با تکیه بر دادههای تاریخی، زمینشناسی و انسانشناسی، فرضیههای متفاوتی ارائه کردهاند. هر یک از این فرضیهها بر یک عامل خاص تأکید دارند. مثلاً برخی اندیشمندان برای قنات منشأ معدنی، تغییر اقلیم، خاستگاه کشاورزی در حاشیۀ کویر، کاروانهای تجاری و سازمانهای نظامی در نظر گرفتهاند. این تنوع دیدگاهها نشان میدهد که قنات را نمیتوان به یک علت یگانه یا یک نقطۀ آغاز مشخص محدود کرد. برخی نظریهها بر نقش معدنکاری و تخلیۀ آبهای زیرزمینی در محیطهای صنعتی باستان تأکید دارند، در حالی که برخی دیگر قنات را پاسخی مستقیم به نیاز کشاورزان ساکن در حاشیۀ مناطق خشک میدانند. در مقابل، گروهی نیز عوامل کلانتری همچون تغییرات اقلیمی یا گسترش شبکههای تجاری و نظامی را در شکلگیری و انتشار این فناوری مؤثر میدانند…
قنات؛ گفتوگوی انسان با تشنگی
منا مسعودی آشتیانی/ قنات در این سرزمین، هیچگاه صرفاً یک مجرایِ فنی و مهندسی برای انتقال آب نبوده است؛ بلکه نخستین کلمۀ خردمندانه در گفتوگوی صبورانۀ انسان با تشنگیِ زمین بود. این گفتوگو از یک «اندیشۀ آبی» آغاز شد: فهمِ فروتنانۀ شیبِ زمین و حرمت نهادن به جاذبه، برای آنکه آب، نه با زورِ موتورها، که با طمأنینۀ تاریخ از طریق دستانی که از سه هزار سال پیش تاکنون مشغول به حفاری قناتها بودند تا حتی در نقاطی کور، امید را با جاری شدن آبها، در قلب انسانها روان کنند و به سفرۀ زندگی ما برسد. اما این اندیشه در پستوی کورههای زیرزمینی متوقف نماند؛ بلکه به یک «منظومۀ زیست بشری» بدل شد که در هر نقطهاش، تجلی تازهای یافت. از دل این منظومه، «باغ ایرانی» بهعنوان بهشتی زمینی جوانه زد، «آبانبار»ها چون قلبهای تپندۀ شهرها شکل گرفتند و «آسیابها» نان را به سفرهها رساندند…
بحران آب تهران در اوایل سلطنت ناصرالدّینشاه و وقف قنات ناصری (آب شاه)
رضا شیرازیان/ در روزنامۀ ایران سال 1294ق. میخوانیم تا دورۀ کریمخان زند تنها دو قنات مهرگرد و سنگلج منابع تأمین آب تهران بودند و آب آنها هم کیفیت پایینی داشته است (رونوشت شماره 1). در دورۀ فتحعلیشاه قنات خیریۀ میرزا علیرضا (فرزند حاجی ابراهیمخان اعتمادالدوله) برای آبرسانی محلات عودلاجان و چالهمیدان احداث میشود (4). در دورۀ محمدشاه قاجار حاج میرزا آقاسی صدراعظم، در تأمین آب تهران همت گماشت، پروژۀ بزرگ انتقال آب رودخانۀ کرج به تهران از آثار دورۀ اوست که در دورۀ خودش به ثمر ننشست و دو سال پس از مرگش آب نهر کرج برای اولین بار در جمادیالثانی 1267ق. به تهران آمد (رونوشت شماره 2). بین سالهای 1267ق. تا 1271ق. اخبار متعدد در روزنامۀ دولتی وقایعاتفاقیه در خصوص بحران آب در تهران و اقدامات حکومت برای تأمین آب به چشم میخورد…
قنات، معمار تعادل بین جامعه و طبیعت
محمدرضا حائری مازندرانی/ آنچه در این مدت به دست آوردهام این است که قنات چارچوبی برای شیوۀ زندگی است؛ قنات به عبارت دقیقتر، «تعریفکننده و تنظیمکنندۀ شیوۀ زندگی» است … بدانسان که چگونه جامعه تشکیل شود، چگونه سکونت شکل گیرد، کجا برای سکونت انتخاب شود، رشد جمعیتی چه اندازه باشد و چه فعالیتهایی را در محدودۀ هر قنات میتوان انجام داد. حول و حوش قنات انواع فعالیتها انجام میشود و قنات تنها وابسته به کشاورزی نیست؛ صنایعدستی نیز حول و حوش قنات سامان مییابد و سقایت بهعنوان تأمینکنندۀ آب در داخل محلههای شهر … و مهمتر از همه، چگونگی برقراری روابط اجتماعی و تحقق منفعت اجتماعی را قنات تعیین میکند و چگونگی حفظ آنها را … بله حفظ روابط اجتماعی و حفظ منفعت اجتماعی از طریق قنات اتفاق میافتاد. مهم این است که قنات به مثابه چارچوبی برای شیوۀ زندگی با خود یک شیوۀ تفکر را به وجود آورده است؛ قنات به مثابه شیوۀ تفکر از دستاوردهای اندیشهگی ما ایرانیان است … شاید برای پاسخ به آخرین پرسش شما بیشتر به موضوع قنات به مثابه شیوۀ تفکر بپردازم. آنچه اهمیت دارد این است که قنات توانسته در ایران نظامی یکپارچه بین طبیعت و کشاورزی و جامعه و شکلدهی مهندسی بومآشنا را آشکار کند…
قنات حاجعلیرضا
محمد حسنلی/ یکی از قناتهای تهران، قنات «حاجعلیرضا» است که در محلۀ سرچشمه آفتابی میشد. استاد باستانی پاریزی، در مقدمۀ کتاب «قنات در ايران: مطالعۀ موردي قناتهای شهر تهران» نوشتۀ آقایان مهندس احمد مالکی (که چند بار افتخار گفتوگو با این استاد عزیز را داشتهام) و احمد آقایی خورسندی، دیباچهای مفصل دارد که ضمن اشارهای به قناتهای تهران، داستانی از قنات حاجعلیرضا مینویسد و همچنین دربارۀ لزوم نگارش مطالب بیشتر دربارۀ هر یک از قناتهای تهران تأکید میکند. نام این قنات در ادبیات عامیانه نیز مطرح است و یک ضربالمثل در اهالی قدیم تهران بوده که کسی که به زندگی مردم سرک میکشید به او میگفتند «مثل قنات حاجعلیرضا همهجا هست!»و چرا در وقفنامۀ این قنات آمده است هر کس به هر صورت كه بتواند از آب اين قنات استفاده كند، مجاز است. بدون اينكه بنا باشد پولی يا مابهازایی بپردازد. بدین صورت اهالی محلۀ سرچشمه و اطراف، دستکهایی در مسیر این قنات به طرف خانههای خود حفر کرده بودند و از آب این قنات بهره میبردند…
قنات نبادان و چشم یاری ز یاران…
سیدحسین درجوش/ از آنجا که مقنیباشی دربار در دوران پهلوی اول تا دهۀ چهلم شمسی، حاج محمود قدیری مجومردی یزدی، اهل روستای مجومرد یزد بوده است، به طبع یزدیها نفوذ زیادی در دربار داشتهاند و مقنیباشیهای یزدی به همراه مقنیباشیهای دیگر مناطق کشور بارها و بارها به پایتخت رفته و حتی با شخص اول مملکت دیدار میکردند و مخالفت خود را با تغییر روند مدیریت منابع آب و تشدید حفاری بیضابطۀ چاهها و تخلیۀ سفرههای آبی اعلام و هشدار لازم را از عواقب آن در آینده بیان میکردند و آنقدر این آیند و روند ادامه پیدا میکند که در یکی از این نشستها که به حضور پهلوی دوم رسیده بودند، مورد عتاب و خطاب قرار گرفته و آنها را مخل پیشرفت مملکت میدانند که از تکنولوژی هیچ سررشتهای ندارند و همگی مورد غضب ملوکانه قرار گرفته و چند روزی راهی زنجیرخانه ( بازداشتگاه) میشوند. اما با همۀ این اوصاف مقنیباشیهای یزدی همچنان این موضوع را پیگیری و با ارائۀ مستندات کافی و ادلۀ وافی مدیران ارشد آن روزگار را قانع کردند که دشت یزد-اردکان توان بارگذاری بیشتر را ندارد و نهایتاً در سال ۱۳۴۵ شمسی دشت یزد-اردکان به عنوان اولین دشت ممنوعۀ ایران اعلام میشود و از این پس فصل جدیدی در ادبیات آبی این کشور شکل میگیرد و باعث میشود که مناطق دیگری در این لیست قرار گرفته شود…
ابعاد حقوقی بینالمللی حمایت از قنات ایرانی
مهناز رشیدی/قناتهای ایران، چه ثبت جهانی شده و چه ثبتنشده در معرض مخاطراتی مانند فرسایش، تخریب و انسداد مسیر، تخریب سطح زمین و مدفون شدن قناتها و آسیبهای سیل قرار دارد و در صورت مراقبت ناکافی از این قناتها، ممکن است این آثار از فهرست جهانی خارج شوند. از سوی دیگر چالشهای تقنینی، اجرایی و قضایی متعددی هم مانع از حمایت مؤثر از این قناتها میشود مانند قدیمی بودن، مبهم بودن و ناکافی بودن قوانین کنونی ملی در حفظ و نگهداری قناتها، به خصوص قناتهای ثبت شده در میراث فرهنگی جهانی، کمبود امکانات و رسیدگی اداری و ضعف حمایت قضایی. بسیاری از قوانین ایران در زمینۀ قناتها قدمتی نزدیک به صد سال دارند یعنی قانون مدنی 1307 و قانون قنوات 1309. بنابراین جای تعجب ندارد که مسألۀ حفاظت از این قناتها در برابر عوامل مخرب و صیانت از آنها به عنوان یک میراث فرهنگی در این قوانین لحاظ نشوند. ضمن آنکه بسیاری از قناتهای ایران مالکیت خصوصی و محلی داشته و به همین دلیل قانونگذار رویکرد حقوق عمومی به این قناتها نداشته تا بر اساس آن بتواند این قناتها را به عنوان یک امر عمومی تلقی کند…
تحلیل سازه و کارکردهای مهندسی قنات بهعنوان یک سازۀ آبی تاریخی
شیما کبیری/ در گذشته قناتها و آبانبارها ستون فقرات مدیریت آب قزوین بودهاند. نخستین قناتهای قزوین با هدف تأمین آب شرب و کشاورزی حفر شدند و برخی از آنها هنوز نقش حیاتی در باغستانها و محلههای قدیمی دارند. مبنای روایت مورخان و جغرافیانویسان نشان میدهد که مردم قزوین تا قرن چهارم هجری قمری (در کتاب مینودر محمدعلی گلریز، این تاریخ تا اوایل قرن پنجم ه.ق ذکر شده است) از آب چاه برای تأمین نیازهای خود بهره میبردند. بهنظر میرسد نخستین کاریز (قنات) شهر را حمزهبنالیسع، که از سوی سلطان محمود غزنوی به حکومت قزوین منصوب شده بود، احداث کرده است. پس از او و تا قرن هفتم هجری قمری، بنابر گزارش عبدالکریم رافعی قزوینی در کتاب «التدوین فی ذکر اخبار قزوین»، کاریزهای دیگری نیز ساخته شد، از جمله: طیفوریه، طرخانیه، مطابادیه، خمارتاشیه، زراریه، سیدیه، خاتونیه و قنات صاحببن حسن (مجموعاً 9 قنات)…
قنات؛ حماسۀ گمشدۀ تمدن کویر (اهمیت قنات در اندیشۀ استاد باستانی پاریزی)
رسول رئیسجعفری/ یکی از مهمترین موضاعاتی که در آثار باستانی پاریزی بهطور برجستهای انعکاس دارد، کویر و سبک زندگی کویری و به تبع آن نوع تعامل مردم کویر با مسئلۀ آب است. باستانی پاریزی که خود دانشآموختۀ رشته تاریخ و جغرافیاست هیچگاه جغرافیا را از تاریخ جدا ندید و به مدد این نگاه آثاری خلق کرد که در نوع خود در تاریخ اجتماعی ایران بینظیرند. چند کتاب او منحصراً در مسئلۀ کویر و آب و پیوند این دو با هم است. حماسۀ کویر، خاتون هفتقلعه و بارگاه خانقاه در کویر هفتکاسه از این دست هستند. برای او که بر فراز تاریخ ایستاده بود و به مسئلۀ ایران مینگریست، ایران و فرهنگ ایران با آب و فرهنگ آب تنیده شده بود: “فرهنگ آب ـ که اصلاً خود فرهنگ از همین کلمه مشتق است ـ چیزی است تقریباً مختص شهرهای کویری، و اینجا از آن می گذرم، زیرا من جای دیگر، در باب اهمیت قناتهای کویر صحبت کرد ام و اصلاً «حماسۀ کویر» در نظر من همان «حماسۀ قنات» و روستای کویری بوده است. بنابراین، سوگند میخورم که بزرگترین اختراع یا کشف عالم بشریت ـ بعد از آتش ـ همین قنات کویری است که نصفِ عالمِ برهوت را آبادان کرده.“…
رازِ قنات مهرگرد؛ بازخوانیِ فتحِ تهران
فاطمه خدادادی آققلعه/ تهرانِ عهد قاجار، شهری متکی بر شبکۀ پیچیدهای از قناتها بود که شریانهای حیاتی آن را تشکیل میدادند. در این میان، «قنات مهرگرد» با قدمتی افزون بر هفتصد سال، به عنوان قدیمیترین قنات موجود در تهران به عنوان یکی از کلیدیترین زیرساختهای آبی، مسیری استراتژیک را در بطن خاک تهران طی میکرد. مدیریت و بهرهبرداری از این منبع آبی ارزشمند در ادوار پیش از سلطنت قاجار، بر عهدۀ ساختارهای اجتماعی محلی شامل عموم مردم، رهبران مذهبی مساجد (امامان جماعت) و معتمدین محل قرار داشت. نظام تقسیم آب بر اساس “طاق” یا “هنگام” (که هر طاق معادل یک دورۀ ۱۲ ساعتۀ گردش آب بود) صورت میگرفت و حقابۀ هر محله بر این اساس تعیین میشد. فرآیند توزیع آب به صورت دورهای (هفتگی) در محلات مختلف انجام شده و اعتبار قانونی آن از طریق مهر و امضای روحانیون و معتمدین محلی تضمین میشد. ساختار سازمانی قنات شامل مناصبی چون مقنیباشی، مقنی، سرمیراب، میراب و تحویلدار بود که تحت نظارت یک هیئت ادارهکننده فعالیت میکردند…
سازوکار بهرهگیری از آب در جندق و مزرعههای آن (راهکارهایی کهن در راستای توسعۀ پایدار)
مریم حیدری/ شهر جندق در منطقهای نسبتاً هموار با کوههای منفرد در جنوب دشت کویر قرار دارد. آثار بومشناختی دشت کویر از طریق بیابانهای شرقی و ریگ جن، این منطقه را به شکل محیطی بیابانی و کویری درآورده است. روزگاری همۀ مردم شهر در قلعۀ کهن و مسکونی جندق که به قلعۀ ساسانی شهرت دارد، زندگی میکردند. بر اساس مستندات تاریخی، پیشینۀ خانههای قلعه به قرن هشتم بازمیگردد. از ویژگیهای این منطقه، میزان پایین بارندگی و توزیع نامناسب آن، تغییرات شدید دما، وزش بادهای شدید، فقدان رطوبت نسبی و کمبود رطوبت در خاک و تبخیر زیاد است. در چنین شرایط زیستیِ سختی، یکی از عوامل مهم حیات و تداوم زندگی، شناخت و آگاهی از منابع آب است. بهرهگیری از قنات و روانآبها از راهکارهای مردمان این منطقه در راستای فراهم کردن آب برای نیازهای زیستی و کشاورزی است…
قنات؛ وقتی آب، انسان را محدود میکرد
ساسان قاسمی/ در روایت رسمی توسعه، معمولاً قنات بهعنوان شاهکاری مهندسی معرفی میشود؛ دستاوردی فنی که ایرانیان برای انتقال آب در سرزمین خشک ابداع کردند. این روایت، هرچند بخشی از حقیقت را بیان میکند، اما بخش مهمتری را پنهان نگه میدارد. قنات فقط یک سازۀ زیرزمینی نبود؛ نوعی فناوری فرهنگی بود که انسان را وادار میکرد با ظرفیت طبیعت هماهنگ شود. تفاوت بنیادی قنات با بسیاری از فناوریهای جدید آب، در همین مسئله نهفته است. چاه عمیق به انسان اجازه میدهد هر مقدار که میخواهد از منابع زیرزمینی برداشت کند؛ اما قنات چنین امکانی را فراهم نمیکرد. میزان آبدهی قنات تابع ظرفیت طبیعی سفرۀ آب بود و استخراج نمیتوانست ناگهانی، شتابزده و بیحد شود. انسان ناچار بود با آهنگ زمین حرکت کند، نه بر ضد آن.
در جهانی که توسعه اغلب با مفهوم غلبه بر طبیعت تعریف شده، قنات یادآور نوع دیگری از رابطه با محیط است؛ رابطهای مبتنی بر مذاکره، سازگاری و خویشتنداری. قنات فناوریِ تسلط نبود، فناوریِ هماهنگی بود. این محدودیت، برخلاف آنچه ممکن است در نگاه نخست به نظر برسد، صرفاً ناشی از ضعف تکنولوژیک و یا کمبود دانش استحصال آب نبود؛ بلکه از سرِ آگاهیِ کامل بود و حاصل قرنها تجربۀ زیست در طبیعت. مردمان سرزمین خشک میدانستند که طبیعت، خطای زیادهخواهی را دیر میبخشد…
قنات، تجلی دانش ارزشمند بومی (گفتوگو با آقای دکتر علیاصغر سمسار یزدی)
محمد حسنلی/ علیاصغر سمساریزدی متولد 1335، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در یزد گذراند و پس از آن وارد دانشگاه شیراز شد و در سال 1359 در رشتۀ مهندسی مکانیک با مدرک معادل کارشناسیارشد دانشآموخته شد. در سال 1360 وارد وزارت نیرو شد و تا سال 1366 کارهای آموزشی را در قالب هیئت علمی انجام میداد. به موجب مصوبۀ هیئت وزیران، شرکت سهامی آب منطقهای یزد در سال 1366 تأسیس شد و سمساریزدی از آن تاریخ تا سال 1369 مدیر عامل آن شرکت بود. در سال 1369 برای تحصیلات تکمیلی به کشور فرانسه سفر کرد و چون به دنبال موضوعات مربوط به آب بود، رشتۀ تحصیلیاش را به مهندسی عمران-آب تغییر داد و تا مقطع کارشناسیارشد و دکترا در این رشته تحصیل نمود. سال 1374 دوباره به وزارت نیرو و شرکت آب منطقهای یزد بازگشت. چند سال مدیر کل امور آب یزد بود و از سال 1379 تا 1385 مجدداً در سمت مدیرعاملی ادامه کار داد. وی از سال 1385 تا 1392 مدیر مرکز بینالمللی قنات و سازههای آبی تاریخی بود و بعد از بازنشستگی شرکت مهندسان مشاور «تمدن کاریزی» را تأسیس نمود که در زمینههای مورد علاقهاش -آب و دانش بومی- فعالیت خود را ادامه داد. به مناسبت موضوع ویژۀ شمارۀ جاری فصلنامۀ صنوبر، با این متخصص حوزۀ آب و دانش بومی در خصوص قنات گفتوگو کردم…
قنات زارچ؛ روایتی هزارانساله از مدارا، زیست مسالمتآمیز و نبوغ ایرانی در دل کویر
زهره منتظر/ ارزش قنات زارچ تنها در ویژگیهای فنی و مهندسی آن خلاصه نمیشود؛ این قنات روایتی زنده از تاریخ اجتماعی و حیات فرهنگی مردمان یزد نیز هست. قنات زارچ روزگاری دارای سه شاخۀ اصلی بود که متأسفانه در سالهای اخیر دو شاخۀ آن خشک شده است و تنها در یکی از شاخههای آن، موسوم به شاخۀ شور، آب در جریان است. مادرچاه این شاخه در دشت روستای تاریخی فهرج واقع شده و آب پس از طی دهها کیلومتر مسیر زیرزمینی به شهر تاریخی یزد وارد شده و در عمق حدود 28 متری زمین شهری یزد از محلاتی چون گازرگاه، میدان امیرچقماق، بازار تاریخی یزد، مسجد جامع، شاه ابوالقاسم، کوشکنو و سید گل سرخ عبور کرده، از شهر یزد خارج میشود و بهطرف شهرستان زارچ روان میگردد. در طول مسیری که این قنات در دل شهر یزد طی کرده است، دهها پایاب عمومی و خصوصی در محلات و مدارس و مساجد و خانههای مختلف برای دسترسی مردمان به آب قنات، بر روی آن حفر شده است؛ که یکی از مهمترین شواهد قدمت این قنات را نیز میتوان در میان همین پایابها جست…
مدیریت مشارکتی آب و تجارب بومی (بازخوانی حکمرانی مشارکتی آب)
رامین محمدی زرهناسی/ بحران آب در مقیاس جهانی و ملی، پیش از آنکه بحرانی ناشی از کمبود فیزیکی مطلق باشد، بحران «حکمرانی» است. دههها تمرکز بر راهحلهای صرفاً سازهای و مهندسی (مانند سدسازیهای گسترده، طرحهای انتقال آب بینحوضهای و حفر بیرویه چاههای عمیق) نه تنها پایداری اکولوژیک حوضههای آبریز را تأمین نکرده، بلکه به فرونشست زمین، نابودی آبخوانها و تشدید تعارضات اجتماعی دامن زده است. در این میان، پارادایم مدیریت مشارکتی منابع آب به عنوان رویکردی جایگزین مطرح شده است که تلاش میکند تصمیمگیری و حفاظت از منابع آب را با مشارکت فعال ذینفعان محلی پیوند بزند. این مقاله با مرور تجارب جهانی و تطبیق آن با ساختار بومی مدیریت آب در ایران (بهویژه نهاد سنتی قنات)، به تحلیل فرصتها و چالشهای احیای مشارکت اجتماعی در مدیریت آب میپردازد…
بازگشت به گذشته برای نجات زیستبوم (گفتوگو با مرتضی فرهادی، جامعهشناس و مردمشناس)
زهرا کرد/ گسترۀ دانش و مطالعات مختلفالاضلاع مرتضی فرهادی، نوشتن و گفتن از او را دشوار میکند. جامعهشناس و مردمشناسی که گرفتار یکی از مزمنترین آفتهای روشنفکری ایران، یعنی خودکمبینی تاریخی، نشده است و در تمامی مطالعاتش میتوان عشق و علاقه به ایران را دید. ارادتی که نه مبتنی بر حس ناسیونالیستی، بلکه بر پایۀ دانش و پژوهشهایی است که فرهادی بیش از نیمقرن به آن مبادرت ورزیده و انبان انبوهی از مقاله، کتاب و رساله را بر غنای فرهنگی و مطالعاتی ایران افزوده است. اندیشمندی که با نگاهی جامعهشناسانه مقولههای محیطزیستی یا به تعبیر خودش «زیستبومداری» را واکاوی کرده و علاج بسیاری از مسائل این حوزه را در بازگشت به گذشته میداند. بازگشتی که نه برای ماندن در گذشته، بلکه مانند آونگی برای حرکت به سوی آینده ضروری است. این گزارش در روزهای اردیبهشت آتشبسِ ۱۴۰۵ و در پی دیداری در منزل دکتر فرهادی تهیه شد…
قناتهای قزوین (گفتار چهارم: آب و نقش آن در آفرینش تمدنها)
فهیمه مجتهدزاده/ قزوین شهری کوهپایهای است که امکان دسترسی به سفرههای آب زیرزمینی را داراست و این پتانسیل برای شهر وجود دارد که در فاصلۀ کمی از شهر به این منابع آبی دسترسی پیدا کند. قناتهای نام برده شده در جدول بالا هرکدام برای بنا یا بناهایی و یا برای محلاتی کشیده شده و وقف شدهاند، جز چندتایی که بهصورت انحصاری بوده است. تمامی مشخصات قناتها و مسیر حرکتی آنان و مبدأ (مادر چاه) و مظهر (چشمه) قناتها به تفصیل در کتاب ارزشمند «مینودر» نوشته محمدعلی گلریز (سال 1337) آمده است. عنصر قنات که ابداع پدران و نیاکان ما ایرانیان و به نوبۀ خود یکی از منحصربهفردترین ابداعات بشر در استحصال آب بوده به لحاظ روشهای مکانیابی سفرههای آب زیرزمینی، فن و تکنولوژی ساخت آن، ساختار اجتماعی ایجاد و نگهداری آن، ساختار اقتصادی هزینۀ ساخت آن، قدمت و تاریخ آن، داستانهایی مرتبط با آن، اهمیت محیطزیستی آن، وابستگی اقلیمی آن و … همگی خود یک رسالۀ مجزا و مفصل است که این گفتار قصد پرداختن به آنان را ندارد…
اندازهگیری آبهای زیر زمین از فضا: نقش و عملکرد ماموریت فضایی GRACE در رصد آبهای زیر زمین
فاطمه اسماعیلی/ پایش و اندازهگیری منابع آب زیرزمینی از الزامات مدیریت منابع آب در جهت حفظ منابع آبی در کشور و جبران خسارات محیطزیستی ناشی از برداشت بیرویه است. بهطور سنتی، اندازهگیریهای حاصل از سطح آب چاهها و قناتها به عنوان دادههای مربوط به پایش منابع آبهای زیرزمینی در مطالعات و پژوهشهای این حوزه مورد استفاده قرار میگیرند. امروزه با دسترسی به مشاهدات و اندازهگیریهای ماهوارهای با پوشش جهانی و قدرت تفکیک بالا، دادههای زمینی حاصل از اندازهگیری سطح آب قناتها و چاهها به عنوان مکمل در کنار اندازهگیریهای ماهوارهای و مدلهای جهانی ذخایر آبهای زیرزمینی نقش ایفا میکنند. در ادامۀ این مطلب، ابتدا به صورت اجمالی در خصوص مأموریت GRACE و دادههای هیدرولوژیکی در این تکنولوژی فضایی توضیح داده و سپس در تبیین کاربرد این دادهها، نتایج برخی از پژوهشهای برجسته در مناطق مطالعاتی کشور ایران بیان خواهد شد…
کنترل قناتهای متروک شهری در حقوق ایران
مسعود فریادی/ رشته قناتهای بسیاری در دل زمین در مناطق شهری مانند تهران چونان رازی سر به مهر در حال فرسایش و نابودی هستند و این رازهای نهانی فقط با فروریزش سطح زمین برملا خواهد شد. هر چند که بسیاری از قناتها در مناطق شهری مدفون و ناپدید شدهاند، اما آبراههای این قناتها همچنان زیر زمین باقی ماندهاند و نیاز به لایروبی و مراقبت دارند. چرا که گذار و انباشت دوباره آب درون قناتها یا فشار سازههای ساخته شده بر روی آنها میتواند به فرسایش و فروریزش قنات و سرانجام فروریزش سطح زمین و تخریب ساختمانها، گذرگاههای عمومی و همچنین زیرساختهایی مانند خطوط برق، گاز و آب بیانجامد و ایمنی شهری را تهدید کند. با وجود اهمیت حیاتی پیشگیری از فرونشست و فروریزش زمین در مناطق مسکونی، مطالعات علمی چشمگیری در زمینۀ نقش قناتهای متروک بر فرونشست و فرویزش زمین انجام نشده و گزارشهای رسمی مشخصی هم در این زمینه منتشر نشده است. یکی از متون رسمی در این راستا «پیوست پیشنهادی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در خصوص فروریزش زمین در محدودۀ شهری تهران» (1395) است که تصدیق میکند رشته قناتهای شهر تهران در اثر ساختوساز به حال خود رها و در معرض تخریب و فروریزش قرار گرفته است که میتواند به فروریزش خاک در سطح شهر و حوادث خسارتباری منجر شود…
منابع آب شهرستان ری: قنوات و حقابۀ رودخانهها و راهکارهای اعادۀ حقابۀ قنوات
سمیرا چزغه- عبدالحسین هاشمی/ رشد کشاورزی ری با بهرهوری بینظیر از منابع پایه تا قبل از اجراء قانون اصلاحات ارضی، با اتکاء به ساختار نظام قدرتمند و تکاملیافتۀ کشاورزی و آورد منابع تأمین آب کشاورزی روستاهای ری از طریق قنوات و حقابه از رودخانههای کرج در غار غربی و فشافویه، رودخانۀ کن روستاهای حاشیۀ این رودخانه در حوزۀ بخش کهریزک و از طریق نهر فیروزآباد و بهشتی منشعب از رودخانۀ مذکور، تعدادی از روستاهای شرق و مرکز ری و رودخانۀ جاجرود تعدادی از قراء شمال شرق ری استمرار داشت. پس از اصلاحات ارضی به دلیل انهدام ساختار نظام کشاورزی سازمانی بنهها، نظم و نسق موجود در نظام تولیدی و حذف عملی مدیریت واحد در ده، قنوات ری ضربۀ آغازین را در حفظ و نگهداری تجربه نمود…
قنات در نگاه جهانگردان
برگرفته از خاطرات ادوارد ژاکوب پولاک، گوهرشناس و جهانگرد فرانسوی دورۀ قاجار
مسعود یارمحمدی/ وارد کاروانسرا که شدیم بعد از نوشیدن جرعه جرعه آب خنک، نگاهی به علی انداختم و با اشارهای به کاسۀ آب، باقیماندۀ آن را بر زمین ریختم تا بتوانم دلیل تعجبم را از علی بپرسم. او که ناخودآگاه از ریختن آب روی زمین کمی ناراحت شده بود به زبان اشاره من و همراهانم را به بیرون از کاروانسرا راهنمایی کرد. پس از عبور از باغستانهای سرسبز در دل کویر، در یکی از گذرهای بازار اشاره به پلکانی کرد که به زمین فرو میرفت. باور بفرمایید که برای یک غریبه که به حکم کار و تجارت و کنجکاوی پای به سفر در سرزمینهای دور از فرانسه گذاشته بود، دعوت به پایین رفتن از پلکانی تاریک در دل کویر کمی دلهرهآور بود. علی مشعلی روشن کرد و خود جلوی ما حرکت کرد و از پشت سر او ما به راه افتادیم. گرمای سوزانِ بیرون رفتهرفته جای خودش را به خنکای مطبوعی میداد که از باغهای بهاری پاریس انتظار داشتم. صادقانه بگویم در پلکانهای آخر احساس سرما بر من غلبه کرد. سرمست خنکای راهروی تاریک بودم که ناگهان احساس خیسی در پای خود کردم…
هرمان هسِه و شهر
المیرا دادور/ در سال 1910 میلادی هرمان هِسه نویسندۀ صاحبنام آلمانی و برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات، کتاب شهر، کتابی که حرفهای بسیاری برای گفتن داشت را نوشت. هنوز جنگلها پهناور و سرسبز بودند؛ جویبارها، رودخانهها و رودها پر آب و لایۀ اوزون خدشهدار نشده بود. هِسه دور از عنوانهای بیشماری که امروز در ادبیات، و به ویژه نقد ادبی دیده میشوند به حمایت از محیطزیست شتافت و انگارههای محیطزیستی مربوط به طبیعت را در متن کتاب شهر بازنمایی و بازآفرینی کرد. اینک پس از گذشت بیش از یک سده از نگارش این کتاب، پرداختن به آن از منظر نقدادبی محیطزیستی ما را با دغدغههای یک ذهن هشیار و دوراندیشیهای آن آشنا میکند…
بیراهههای حفاظت در ایران
حمید حیدری/ آدریان ج. دیوی، نویسنده کتابی است با عنوان طرحریزی سیستم ملی برای مناطق حفاظتشده که سال 1387 توسط مجنونیان و همکارانش ترجمه شده است. این کتاب که یکی از مجموعه دستورالعملهای اجرایی اتحادیۀ جهانی حفاظت است برای اولین بار سعی کرده است نظریۀ سیستمها را در شبکۀ مدیریت مناطق حفاظتشده لحاظ کند. در واقع نویسنده سعی کرده است برای اولین بار کارآمدی و یا ناکارآمدی یک شبکۀ حفاظتی را با رویکرد سیستمی مورد سنجش قرار دهد. همچنین اندیشه و تلاش اولیۀ این رویکرد را باید در قالب رسیدن به اهداف مادۀ 8 کنوانسیون تنوعزیستی دید، زیرا برای اولین بار در این متن به صورت صریح به نظاممند شدن حفاظت تأکید شده است…
این گروه پشمالو
کاوه فیضاللهی/ کاغذ و مداد بردارید و یک ماهی بکشید. و یک پرنده. حالا یک پستاندار بکشید. میبینید که برخلاف ماهی و پرنده، نمیتوان پستانداری تصور کرد که از نظر شکل نمایندۀ کل تنوع این رده باشد. اگر از کسی بخواهید که یک پستاندار بکشد، احتمالاً چیزی مثل سگ، گربه، اسب، گاو، یا موش میکشد. آنچه این جانوران را به هم شبیه میکند مجموعهای از ویژگیها مانند داشتن چهار پا، دم، گوش خارجی، مو، و دندان است. با این حال هیچ پستانداری نیست که از ویژگیهای تخصصی بیبهره باشد. در فهرست بالا سگ و گربه برای گوشتخواری، اسب و گاو برای علفخواری، و موش برای جوندگی تخصص یافته است. هیچکدامشان را نمیتوان «پستاندار»تر از دیگری دانست، در حالی که تقریباً همه میپذیرند که کلاغ از پنگوئن «پرنده»تر است…
گوی و میدان (دربارۀ ژانر «فیلدگاید» بهویژه برای شناسایی پستانداران در طبیعت)
کاوه فیضاللهی/ برخلاف این تصور کودکانه که میتوان همۀ اطلاعات مربوط به جانوران یا حتی گروهی از جانوران یا حتی گروهی از جانوران در یک منطقۀ خاص را در یک کتاب یافت، برای دانستن همۀ آنچه میدانیم باید به کتابخانه مراجعه کرد نه به یک کتاب. کتابهای تاریخ طبیعی به ژانرهای مختلفی همچون اطلس، هندبوک، فون، مونوگراف، چکلیست، انسیکلوپدیا یا دانشنامه، و فیلدگاید یا راهنمای شناسایی در طبیعت تعلق دارند. فیلدگاید که در فارسی راهنمای صحرایی، راهنمای میدانی، و راهنمای طبیعت نامیده شده بهترین نقطۀ شروع برای آشنایی با جاندارانی است که در یک منطقۀ جغرافیایی مشخص در طبیعت زندگی میکنند. این نوع کتابها که راهنمای شناسایی در طبیعت هستند ویترینی از طبیعت آن منطقه را در آینۀ گروهی خاص از جانداران به نمایش میگذارد…
جهانی آلوده به صدا
حسین رسولزاده/ کافکا در یادداشتی به تاریخ پنجم نوامبر 1911 که بعدها در اکتبر 1912 با عنوان «سروصدای بسیار» در یک روزنامۀ پراگی منتشر شد مینویسد: «در اتاقم در کانونِ اصلی سرو صدای تمام آپارتمان نشستهام». او از صدای « باز و بسته شدن تمام درها»، « به هم خوردن درِ اجاق آشپزخانه»، کوبیدن درها، فریادها و آوازها… گله میکند و دلش میخواهد «در را با کمی شکاف باز کند، مثل مار به اتاق بغلی بخزد و در همان حال، روی زمین از آنها بخواهد ساکت باشند». او همواره از این که «آپارتمان پر سروصداست» مینالد و در نامهای به ماکس برود مینویسد: «وقتی در سمت چپ سروصدای صبحانه تمام میشود، سمت راست سروصدای ناهار شروع میشود. حال تمام درها را باز میکنند، طوری که انگار دارند دیوارها را میشکنند. نمیتوانم بنویسم.»…
ماهیان کور غار آبهای زیرزمینی ایران: تنوعزیستی، سازگاریهای تکاملی و وضعیت حفاظت
خورشید وحیدی/ در میان مهرهداران غارزی، ماهیان کور غار از جذابترین نمونههای تکامل در این اکوسیستم محسوب میشوند. این ماهیان در نقاط مختلف جهان از جمله آمریکای شمالی، مکزیک، چین، اروپا و خاورمیانه یافت میشوند و تقریباً همگی ویژگیهای مشابهی مانند تحلیل چشمها و کاهش رنگدانههای پوستی را نشان میدهند و به دلیل انطباق طولانیمدت با محیطهای فاقد نور، دارای ویژگیهای مورفولوژیک، فیزیولوژیک و ژنتیکی منحصربهفردی هستند. این شباهتها نمونهای از فرگشت همگرا محسوب میشوند؛ پدیدهای که در آن گونههای غیرخویشاوند در پاسخ به فشارهای محیطی مشابه، صفات یکسانی را تکامل میدهند. ایران یکی از مهمترین کشورهای خاورمیانه از نظر تنوعزیستی زیرزمینی است…
اجرای طرح آبخیزداری و زیستبومشناسی رودخانۀ ایلبابارود استهبان، یک نیاز و ضرورت امروز
محمدکوروش اسماعیلپور- کیمیانرگس اسماعیلپور/ شهرستان استهبان با نام قدیم اصطهبانات در شرق استان فارس، یکی از زیستگاههای تاریخی بشر است که از ادوار ماقبل تاریخ، محوطهها و آثاری داشته و در دوران ایران باستان به ویژۀ هخامنشیان و ساسانیان جایگاه درخوری داشته و ساختگاهای متعددی را در خود جای داده و علایم و نشانههایی از این دارد که نیاکان اقوام پارسی را پذیرا بوده و آثار خوبی از آنها برجای مانده است. همۀ این گنجینه ها و ذخایر بشری، مدیون یک واژه است و آن چیزی نیست به غیر از «آب» که با نام رودخانهها در دشتهای این خطه همایون جاری و ساری بوده است. این شهرستان به مدد کوهساران رفیع خود علاوه بر ایلبابارود، پذیرای دو رودخانۀ رودبال و فتحآباد نیز میباشد که قابلیتهای تمدنسازی را با خود به همراه زیستبوم زیبا به جامعۀ بشری هدیه کردهاند…
ایفای مسئولیت اجتماعی با دوچرخه
زهرا کرد/ بهار ۱۴۰۵، شش سال از تولد گرینکلاب (باشگاه سبز) میگذرد. گروه، قبیله، جامعه و یا انجمنی که این روزها با هویت حقیقی و حقوقی خود در قالب «شرکت شهروندی» به ایفا و اجرای مسئولیت اجتماعی در قبال جامعه و محیطزیست میپردازد. در گفتمان کنشگری امروزه، «شرکت شهروندی» مبدع و مجری فعالیت اجتماعی سازمانهای مختلف است. شرکت شهروندی با همراهی شهروندان تلاش میکند ضمن خلق ارزش مشترک با محیط پیرامونشان، سهم مثبتی در جامعه داشته باشند. «گرینکلاب» نمونۀ قابل بررسی و ارزندهای برای معرفی و شناخت این شکل از فعالیت اجتماعی به حساب میآید. زیرا صرفاً نه یک گروه ورزشی است و نه در قالب انجمنهای محیطزیستی محدود شده است…
جاده و رسم همسایگی با طبیعت (گفتوگو با هومن جوکار، فعال حفاظت از حیاتوحش)
زهرا انوشه/ هومن جوکار، با سابقۀ سالها فعالیت در عرصۀ حفاظت از حیاتوحش و رئیس سابق پروژۀ حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، در این گفتوگو از جاده میگوید. از تجربه و مشاهدات سالیان او کمک میگیریم تا از این پس وقتی قرار است درمورد ایجاد جادهای دیگر تصمیم بگیریم، حق و رسم همسایگی را هم در نظر بگیریم. وقتش رسیده شاید ما که همیشه دنبال رؤیاهایمان دویدهایم، به جای مقصدهای خیالانگیز، برای امکان یک همزیستی آرمانی با دیگر اجزای هستی رؤیا ببافیم…
سفر و کاوش در دنیای ناشناختۀ غارهای ایرانزمین با مَرکب عشق (گفتوگو با استاد چنگیز شیخلی، پدر غارشناسی ایران)
زهرا انوشه/ به تازگی از طریق دوست خانوادگی ایشان، خانم نازیلا ریاضی، از حال استاد مطلع شدیم که متأسفانه در بستر بیماری سخت است. از طرف تیم صنوبر به دلیل اینکه به محل زندگی استاد نزدیکتر بودم این سعادت را پیدا کردم که همراه خانم دکتر ریاضی -که علاقه و نزدیکی ویژهای نسبت به این خانوادۀ گرامی دارد- به ملاقات ایشان بروم. پیشاپیش چند سؤال هم خدمت همسر مهربانشان، خانم زهرا خالدی، فرستادم که در صورت مساعد بودن احوال از ایشان پرسیده شود و از این اندک فرصتِ همجواری با یکی از گنجینههای علمی ایران نهایت بهره را برده باشیم. اما متأسفانه روزی که به خانۀ گرم و پرمهر این خانوادۀ عزیز پا گذاشتیم، حال استاد چندان مساعد نبود. با این وجود، ایشان با احساس تعهد و مسئولیتی که فقط در عاشقان حقیقی ایران میتوان یافت، اجازه دادند که کنارشان باشیم و با همان احوال در حالی که هر لحظه از زحمتی که دادهام شرمنده میشدم، کاغذ سؤالهای مرا در دست گرفته بودند و تلاش میکردند جواب بدهند…
مانیا، ترکش نخوری!
رضا ساکی/ فکر کنید سنگ از آسمان میبارد. یعنی در خواب هستید و ناگهان شیشهها میشکند و صدای دزدگیر ماشینها بلند میشود. شهر به هم میریزد. یک ماشین با شیشۀ سالم در خیابان نیست. مردم با سر شکسته در اورژانس بیمارستان هستند و همچنان قطعههای ریز و درشت سنگ از آسمان میبارد. دولت ادارهها را تعطیل میکند اما کسی نمیتواند از اداره بیرون بزند. برخی تلاش میکنند از چتر استفاده کنند اما جوابگو نیست. بازش سنگ به شبکۀ آب و برق و تلفن آسیب میزند و اینترنت قطع میشود. اوضاع بحرانی است و یک هواپیمای مسافربری در دریاچۀ ارومیه فرود آمده است و پرندگان بسیاری پرپر شدهاند. بارش سنگ از صبح تا شب ادامه دارد و عاقبت تمام میشود. در تمام شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای، کارشناسان نجوم دربارۀ این پدیده حرف میزنند و بحث داغ تمام شبکههای اجتماعی هم همین است. برخی کارشناسان عقیده دارند که این بارش سنگ در روزهای آینده هم ادامه دارد و این آسمان صاف بهزودی دوباره بارشی میشود. در همین حال مردم همه به هم زنگ میزنند و احوالپرسی میکنند. شبکۀ مخابرات شلوغ است و گاهی تماسها از دست میرود اما به هر حال با چند بار تلاش ارتباط میشود و حالا در چنین شرایطی تلفنم زنگ میخورد و پشت خط مانیا شفاهی است…
یادی نه برای جبران، نه برای خداحافظی… (به یاد محمد کوچکپور، عکاس میراث طبیعی و فرهنگی گیلان)
مانیا شفاهی/ محمد کوچکپور از آن دسته عکاسان بیادعایی بوده که دوربین را نه فقط برای ثبت منظره یا تصویری زیبا، بلکه برای حفظ حافظۀ قسمتی از این سرزمین به دست گرفته بود. او در گیلان زندگی و با نگاهی دقیق و خاص، طبیعت، زندگی مردم بومی، کوچنشینان و عشایر این منطقه را مستند کرده است. عکسهای او تنها تصاویری زیبا از جنگل، کوه، رودخانه یا چهرۀ انسانها نیست؛ انگار هر کدام با وسواسی خاص گواهیست از یک دوره، یک نوع روش زندگی یا بخشی از هویت فرهنگی و طبیعی گیلان. او با صبوری و نظم و دقت، آرشیو ارزشمندی از آثار خود را با نگاهی ویژه دستهبندی کرده و تصاویرش را بهگونهای طبقهبندی و نگهداری کرده که امروز میتوان آنها را روایتی تصویری از تغییرات چند دهۀ گذشته گیلان دانست…
دفتر قنات ارسنجان؛ تداوم یک نظام تاریخی و سنتیِ حکمرانی آب
مهدیه پورشاد/ دفتر قنات ارسنجان نمونهای کمنظیر از استمرار این نظام تاریخی مدیریت مشارکتی آب است. این مجموعه صرفاً یک تشکل محلی یا واحد اجرایی نیست، بلکه نهادی ریشهدار است که با اتکا به عرف، اعتماد اجتماعی و مشارکت مالکان، مسئولیت حفاظت، بهرهبرداری و توسعه قنوات را بر عهده دارد و ساختار سنتی مدیریت آب را تا امروز حفظ کرده است. در شرایطی که بسیاری از نظامهای سنتی مدیریت آب در کشور طی دهههای اخیر تضعیف یا فراموش شدهاند، دفتر قنات ارسنجان با حفظ ساختار تاریخی خود، الگویی موفق از تلفیق دانش بومی و مدیریت امروز ارائه کرده است. این جایگاه، علاوه بر پذیرش و مشروعیت عرفی در میان مالکان و کشاورزان، موجب شده است فعالیتهای آن از سوی مرکز بینالمللی قنات و سازههای تاریخی آبی یونسکو و نیز نهادهای قانونی و اجرایی کشور به رسمیت شناخته شود…
خرس قهوهاي روستاي پاجی
داوود ملکی/ حوالی سالهای ۹۵-۹۶ در راستای آشنایی با گونههای جانوری جنگلهای هیرکانی، برنامهای آموزشی برای طبیعتگردهای استان اصفهان ترتیب دادیم که ارتفاعات استان مازندران در منطقۀ سوادکوه، حوالی سنگده و بولا را مورد بررسی و گشت و پايش قرار بدهیم. زمانی که همراه با رئیس منطقه آمادۀ اعزام بودیم، یکی از اهالی روستاهای پاییندست با مرکز محیطبانی تماس گرفت و گزارش داد که خرسی زخمی، درحالی که دستش توی تلهگرگيِ بزرگي گیر کرده و نزدیک به قطع شدن است به روستا نزدیک میشود…
نسلی که آب را فقط از شیر میشناسد
مینا حسینی/ چند دهه پیش، بسیاری از کودکان ایرانی پیش از آنکه معنای بحران آب را در کتابهای درسی بخوانند، آن را در زندگی روزمره لمس میکردند. آب برایشان چیزی نبود که تنها با چرخاندن یک شیر فلزی ظاهر شود و بیوقفه جریان پیدا کند. آب مسیر داشت، صدا داشت، انتظار داشت و گاهی حتی اضطراب به همراه میآورد. کودکی که در حاشیۀ شهرهای کویری یا روستاهای وابسته به قنات بزرگ میشد، از همان سالهای نخست زندگی میفهمید که آب بهسادگی به دست نمیآید. صدای جویها، خنکی دهانۀ قنات، نگرانی بزرگترها از کمآبی تابستان و حتی نوبتبندی آب در برخی مناطق، بخشی از حافظۀ روزانه او بود. اما کودک امروز، بهویژه در جوامع شهری، تجربۀ کاملا متفاوتی از منابع طبیعی دارد. او در خانهای متولد میشود که آب، برق، اینترنت، سرمایش و گرمایش، همگی بیوقفه و فوری در دسترس هستند. بسیاری از کودکان و نوجوانان امروز، بدون آنکه بدانند برق چگونه تولید میشود یا آب چه مسیری را طی میکند تا به خانه برسد، تنها مصرفکنندۀ نهایی این منابع هستند. این تفاوت، صرفاً یک تفاوت نسلی ساده نیست، بلکه نشانۀ تغییری عمیق در رابطۀ انسان با طبیعت و منابع حیاتی است…
چرا مدرسههای ما به هنر احتیاج دارند؟
پوریا قلیچ خانی- فرید حسینیان تهرانی/ صبح یک روز عادی در مدرسه است؛ زنگ اول ریاضی، زنگ دوم علوم و بعد هم آزمونی که قرار است میزان یادگیری دانشآموزان را بسنجد. همهچیز در جای آشنای خود قرار دارد؛ برنامۀ درسی مسیر همیشگیاش را میرود و مدرسه با همان نظم شناختهشده به پیش میراند. اما زنگ هنر چه میشود؟ همان ساعتی که اگر برنامهها فشرده شوند، اگر امتحانات نزدیک باشند یا معلمی غایب باشد، معمولاً بیش و پیش از هر چیز دیگری از جدول کنار گذاشته میشود. گویی هنر، برخلاف بسیاری از درسهای دیگر، ضرورتی برای آموزش ندارد؛ فعالیتیست که اگر زمانی باقی ماند، میتوان به آن پرداخت. بهنظر میرسد در این چرخۀ تکراری و شتابزده، تاروپود پیوندی مهم میان مدرسه و جهان زندۀ بیرون، سست شده و از هم گسسته است…
مروری بر آثار دکتر محمدحسین پاپلی یزدی دربارۀ قنات
دکتر فاطمه وثوقی/ معرفی چهار کتاب از استاد محمدحسین پاپلی یزدی درمورد قنات…
مرثیه برای آرال… زنی که ناپدید شد… آبی دریا قدغن
محمدرضا وفائی/ میرود؛ اما به جای غرش باشکوه امواج، با سکوتی مرگبار و لاشۀ زنگزدۀ کشتیهایی روبهرو میشود که در اقیانوسی از شنهای روان و نمک لنگر انداختهاند. این آغاز یک کابوس پادآرمانشهری در فیلمهای علمیتخیلی نیست؛ این نقطۀ فروپاشی روان انسان در مواجهه با مرگ طبیعت است. جایی که جغرافیا میمیرد، ساختار عصبی، حافظۀ تاریخی و فرهنگ یک ملت نیز به اغما میرود و انسانها، به ارواحی سرگردان در برهوت بیمعنایی بدل میشوند…
معرفی کتاب مهر به آب: دانشنامۀ قنات برای گردشگران
محمد حسنلی/ کتاب «مهربهآب: دانشنامۀ قنات برای گردشگران قنات ایرانی، میراث جهانی»، به قلم دکتر منا مسعودی آشتیانی و دکتر محمد حسنلی و دکتر حمید کاردانمقدم، اثری است که با نگاهی چندرشتهای (Interdisciplinary)، یکی از پیچیدهترین دستاوردهای مهندسی و فرهنگی تاریخ بشر را برای مخاطب امروز بازخوانی میکند. این کتاب که توسط نشر مهرناک و با حمایت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به زیور طبع آراسته شده، فراتر از یک گزارش فنی، راهنمایی برای درک «تمدن کاریزی» ایران است…