گردشگری حفاظت‌محور در پارک ملی گلستان

زهرا قلیچی‌پور/ کسانی که برای گذر بین دو استان گلستان و خراسان شمالی، ۲۲ کیلومتر از سفر خود را از میانۀ پارک ملی گلستان طی کرده‌اند کمتر ممکن است چشم‌اندازهای دل‌فریبی را که در دو سوی جاده یکی پس از دیگری نمایان می‌شوند از یاد ببرند. این شاهراه آسیایی با وجود این‌که به دلایل مختلف برای پارک ملی گلستان یک تهدید جدی به‌شمار می‌رود اما گذر از آن نقشی به‌یادماندنی در ذهن ترسیم می‌کند. درعین‌حال این گذار دلپذیر تنها بخش بسیار کوچکی از زیبایی‌های پارک ملی گلستان را می‌نمایاند. پارک ملی گلستان در میان تمام مناطق تحت حفاظت کشور چه از نظر سابقۀ حفاظتی و چه از نظر گوناگونی ارزش‌ها و کیفیت حفاظت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و از جمله معدود مناطق تحت حفاظت کشور به‌شمار می‌رود که با نامدارترین پارک‌های ملی مشابه خود در دنیا برابری می‌کند.

به‌دلیل نوسانات ارتفاعی از ۴۵۰ متر (تنگراه در غرب پارک) به ۲۴۱۱ متر (قلۀ دیوارکجی در مرکز پارک) (آخانی، ۱۳۸۳) و تنوع اقلیمی در سرتاسر پارک ملی گلستان منظرهای متنوع و چشم‌نوازی شکل گرفته است که هرکدام در نوع خود بی‌نظیر یا کم‌مانندند. پارک ملی گلستان یک منطقۀ کوهستانی است که تنها بخش کوچکی از آن (حدود ۹ درصد) زمین مسطح دارد و بخش عمدۀ این منطقۀ مسطح در دشت میرزابایلو و بقیه در شمال و جنوب پارک واقع شده است (آخانی، ۱۳۸۳). کوه‌ها و دره‌هایی که با پوشش گیاهی متفاوت و نهرها و چشمه‌ها و آبشارهای کوچک و بزرگ در بخش‌های مختلف پارک زیستگاه‌های متنوعی را برای حیات‌وحش ایجاد کرده‌اند در سرتاسر آن دامن گسترده‌اند.

تالاب سولوکلی با مساحتی در حدود چهار هکتار و پوشش گیاهی منحصربه‌فرد در شمال پارک ملی گلستان و ارتفاعات کوه بیلی در ارتفاع ۱۳۵۸ متری از سطح دریا واقع شده است. «سولوک» در زبان ترکمنی به‌معنای «زالو» و «لی» به‌معنای «محل» است، بنابراین سولوکلی در لغت معنای «زیستگاه زالو» را می‌دهد، هرچند شواهد حاکی از آن است که در گذشته در حوالی این تالاب ببر مازندران می‌زیسته است. در غرب پارک کوه‌های «آلوباغ» و «گلستان و ایشکی» و «قرغون-زاو-داش خرمن» و «کندسکوه و دشت شاد» به‌جز در نقاط صخره‌ای، پوشیده از جنگل‌های هیرکانی با تراکم‌های متفاوت هستند. در ارتفاع زیر هزار متر از سطح دریا و عمدتاً در دو سوی رودخانۀ مادرسو، جنگل‌های غالباً انبوه هیرکانی با درختانی چون انجیلی1، آزاد2، بلند مازو3، ممرز4، توسکای ییلاقی5 و خرمندی6 گسترش یافته‌اند که در ارتفاعات بین هزار تا دو هزار متر به دلیل تغییر شرایط محیطی درختان بلندقامتی چون ممرز، بلند مازو، افرا پلت7، نمدار8، اوجا9، زبان‌گنجشک10و افراچناری11بیشتر به چشم می‌خورند.

در ارتفاعاتی مانند «آلمه» در جنوب شرقی و «دیوارکجی و صوفی قورچی» در مرکز پارک مناطق مرتفع پوشیده از درختان اورس12و در نواحی دره‌ای رویشگاه درختچه‌های خاص نواحی اکوتون (گذرگاهی) نظیر زرشک‌ها13 و ولیک‌ها14 هستند و حتی در شرق درۀ آلمه شاهد رویش درختچه‌های تاغ15هستیم که در سال‌های اخیر به‌دلیل تغییر شرایط آب‌وهوایی گسترش بیشتری یافته‌اند. درۀ آلمه با پوشش گیاهی متنوع خود یکی از بهترین زیستگاه‌های قوچ و میش اوریال در کشور است (حسن‌زاده کیابی و همکاران، ۱۳۷۹). در این‌جا با سرچرخاندنی گله‌های پرتعداد قوچ و میش اوریال بر دامنه‌های پوشیده از رستنی‌ها به چشم می‌خورند و در نگاه به زمین می‌توان گیاهان زیبایی چون تنها زعفران زردگل ایران یعنی زعفران آلمه16و لالۀ واژگون پارک ملی گلستان17 را دید که بهار گلستان را به زیبایی خود آذین می‌بندند. برای رسیدن به آلمه باید از درمنه‌زارهای دشت میرزابایلو گذشت و در این گذر کمتر ممکن است گریز چابک آهوان از تیررس نظر عابران سواره را ندید.

اما پاییز در پارک ملی گلستان با داستان گاوبانگی رنگ و بوی دیگری دارد. از میانۀ شهریور به‌مدت ۴۵ روز مرال‌های نری که در جنگل‌های هیرکانی به دنبال جفت می‌گردند بانگ سر می‌دهند و مرال‌های ماده را به قلمرو خود می‌خوانند و مرال‌های نر دیگر را از این گستره دور می‌رانند. در این روزها در جنگل که گام برداری هرازگاهی بانگ مرال‌های نر جفت‌جو را می‌شنوی. در این میان هم هستند شکارچیانی که به‌ناجوانمردی با تقلید این بانگ، مرال‌های ماده را به‌سوی خود می‌کشانند و آن‌ها را شکار می‌کنند. فصل گاوبانگی زمان مناسبی است برای این‌که در کنار لمس پاییز گلستان و لذت بردن از زیبایی‌های اغواکنندۀ آن، گامی نیز در همراهی با حافظان آن برداشت. به‌ویژه که چند سالی است به‌همّت مهندس مهدی تیموری، رئیس سابق پارک، در فصل گاوبانگی در نقاطِ از پیش تعیین‌شده در زیستگاه مرال‌ها چادرهایی برپا می‌شوند که به دوستداران محیط‌زیست این مجال مغتنم را می‌دهد تا همراه با محیط‌بانان و همیاران محیط‌بان در آن‌ها استقرار یابند و در کنار یاری رساندن به حفاظت از مرال‌ها، در برآورد سالانۀ شمار جمعیت آن‌ها نیز همراهی کنند.

بسیاری پارک ملی گلستان را بهشت بوم‌شناسان و جانورشناسان و گیاه‌شناسان می‌دانند؛ جایی که در هر فصل سال در آن امکان مشاهدۀ گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری و انجام پژوهش دربارۀ آن‌ها و زیستگاه‌شان مهیاست. ازسوی ‌دیگر پارک ملی گلستان با زیبایی‌های بی‌پایان و شگفت‌انگیزش یک مقصد جذاب برای طبیعت‌گردان و بوم‌گردان است. عناوین حفاظتی این پهنۀ بی‌نظیر شامل پارک ملی و ذخیره‌گاه زیست‌کره، مانعی برای پذیرش گردشگر در آن به‌شمار نمی‌رود. اگرچه این کار نیازمند برنامه‌ریزی و مدیریت بسیار محتاطانه و دقیق است و باید صرفاً در پهنه‌ها و مسیرهای از پیش تعیین‌شده و با رویکرد همسو با حفاظت انجام پذیرد. درواقع گردشگری در قلب بسیاری از راهبردهای مدیریت مناطق تحت حفاظت به‌ویژه پارک‌های ملی قرار دارد و باید آن را یک مؤلفۀ لازم در احداث و مدیریت مناطق حفاظت‌شده قلمداد کرد.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، تفرج به‌عنوان بخشی از فعالیت‌های مدیریت پارک‌های ملّی امری کاملاً پذیرفته‌شده و ضروری به‌شمار می‌آید. به همین دلیل اتحادیۀ جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) درمورد پارک‌های ملی تفرج را هم‌پایۀ کارکرد حفاظتی آن‌ها شمرده است. درعین‌حال باید به این نکته توجه کرد که در پارک‌های ملی هرگونه برنامه‌ریزی در زمینۀ فعالیت‌های گردشگری به‌منظور تسهیل و تقویت حفاظت انجام می‌پذیرد (قلیچی‌پور و مجنونیان، ۱۳۹۶).

در ایران نیز براساس دستورالعمل تهیۀ طرح مدیریت مناطق چهارگانۀ تحت حفاظت، در پارک‌های ملی وجود یک یا چند زون (ناحیه) طبیعت‌گردی گسترده، ضروری بوده و وجود یک یا چند زون (ناحیه) طبیعت‌گردی متمرکز، امکان‌پذیر است. شایان ذکر است در زون طبیعت‌گردی گسترده، برنامه‌ریزی برای حضور گردشگر بدون ایجاد عوامل زیربنایی و صرفاً با اتکا به قابلیت‌های طبیعی منطقه انجام می‌پذیرد. درحالی‌که در زون طبیعت‌گردی متمرکز احداث تسهیلات گردشگری ازقبیل محل‌های ارائۀ خدمات اقامت و تغذیه، پارکینگ، مرکز بازدیدکنندگان و هم‌چنین فروشگاه بلامانع است. یکی از مواردی که در پارک ملی گلستان بر هرگونه برنامه‌ریزی در زمینۀ گردشگری تأثیرگذار است، عبور ۲۲ کیلومتر از شاهراه آسیایی از میانۀ پارک است. سال‌هاست تلاش کارشناسان و کنشگران محیط‌زیست برای تغییر مسیر این جاده به حاشیۀ شمالی پارک ناموفق بوده و علاوه بر تهدیدات و مشکلاتی که گذر این جادۀ پرتردد برای تنوع زیستی پارک ایجاد کرده، منجر به حضور کنترل‌نشدۀ تعداد زیادی مسافر گذری در حاشیۀ آن شده است که فراتر از ظرفیت بُرد پارک به آن تحمیل می‌شود.

ازآن‌جاکه اکثر این مسافران بدون اطلاع از ماهیت حفاظتی و مقررات حاکم بر پارک، هم‌چنین ارزش‌های زیستی و حتی تفرجی آن، از پارک عبور یا در آن توقف می‌کنند، ماهیت فعالیت‌های تفرجی آن‌ها و تأثیر این فعالیت‌ها بر حفاظت منطقه به‌مراتب با نتایجی که از گردشگری برنامه‌ریزی‌شدۀ حفاظت‌محور در یک پارک ملی انتظار می‎رود متفاوت و در بسیاری موارد مغایر است. ازسوی‌دیگر وجود این جادۀ میان‌گذر، برنامه‌ریزان و مدیران را ناگزیر از تمرکز اغلب تسهیلات و خدمات گردشگری در امتداد آن کرده است. به‌طوری‌که پنج تفرجگاه موجود در پارک شامل تفرجگاه‌های گلشن، گلزار، آبشار، چشمه گلستان و میرزابایلو در حاشیۀ آن ساخته شده‌اند و در نسخۀ اولیۀ طرح مدیریت منطقه، این جاده و تفرجگاه‌های مذکور به‌عنوان زون گردشگری پارک تعیین شده‌اند. هرکدام از تفرجگاه‌های پنج‌گانۀ ذکرشده در بالا، قابلیت آن را دارند که علاوه بر ارائۀ خدمات تفرجی به بازدیدکنندگان، به‌عنوان مراکز آموزش و ترویج مفاهیم حفاظتی مورد استفاده قرار گیرند. در حال حاضر تنها در دو تفرجگاه گلشن و میرزابایلو به‌عنوان مرکز بازدیدکنندگان با خدمات محدود و ناکافی فعال شده است.

تفرجگاه گلشن علاوه بر زیرساخت‌های اولیه مانند دسترسی به آب آشامیدنی، سرویس بهداشتی، نمازخانه و سکوهای چادرزنی، دارای مرکز بازدیدکنندگان شامل موزۀ تاریخ طبیعی، آمفی‌تئاتر مجهز و سالن جلسات است که در صورت استقرار تیم آموزش‌دیده از قابلیت ارائۀ خدمات اطلاع‌رسانی، آموزش و تفسیر برای بازدیدکنندگان که یکی از ضرورت‌های گردشگری در مناطق تحت حفاظت محسوب می‌شود برخوردار است. اولین همایش ملی پارک‌های ملی و مناطق تحت حفاظت در سال ۱۴۰۲ در این مرکز برگزار شد.

کمپینگ گلزار که دارای ۴۸ دستگاه اتاقک اقامت شبانه و هشت سوییت و هم‌چنین سایر زیرساخت‌های تفرجگاهی است، به‌دلیل این‌که پس از سیل ۱۳۸۰ در پارک ملی گلستان به شرکت پیمانکار وزارت راه و ترابری واگذار شد، عملاً کارکرد ارائۀ خدمات گردشگری خود را از دست داده است. اخیراً این تفرجگاه مجدداً در اختیار مدیریت پارک قرار گرفته و در انتظار برنامه‌ریزی مناسب برای فعال‌سازیِ دوباره است. تفرجگاه چشمه گلستان که پارک ملی گلستان وجه تسمیه خود را از نام آن دارد نیز تحت تأثیر سیل ۱۳۸۰ زیرساخت‌هایش را از دست داده و از همان تاریخ به‌عنوان یک توقفگاه غیررسمی میزبان مسافران گذری بوده است. تفرجگاه آبشار از خدماتی نظیر سرویس بهداشتی، نمازخانه، آبخوری و سکوی چادرزنی برخوردار است و به‌دلیل حضور پرتعداد بازدیدکنندگان در محدودۀ آن ضرورت دارد برای ارائۀ برنامه‌های آموزشی و تفسیری درمورد پارک و ارزش‌های آن و هم‌چنین مفاهیم مرتبط با حفاظت در آن اقدام شود.

تفرجگاه میرزابایلو در شرقی‌ترین بخش پارک ملی گلستان و در دشت میرزابایلو واقع شده است. از مجموعۀ مرکز بازدیدکنندگان در این مکان در حال حاضر تنها موزۀ حیات‌وحش فعال است و با توجه به موقعیت مکانی ویژۀ آن یعنی قرار گرفتن در ورودی شرقی پارک ضرورت دارد به کارکرد آموزشی و ترویجی آن توجه جدی شود و برنامه‌ریزی و اقدام لازم برای اجرای این کارکرد صورت پذیرد. حد فاصل بین محیط‌بانی میرزابایلو به محیط‌بانی آلمه قابلیت آن را دارد که به‌عنوان یک مسیر طبیعت‌گردی جذاب طراحی شود. در این مسیر علاوه بر گذر از اکوسیستم‌های متنوع با پوشش گیاهی بی‌نظیر فرصت مشاهدۀ گونه‌های حیات‌وحش نظیر آهو، قوچ و میش و پلنگ فراهم  است و امکان برگزاری بازدیدهای هدایت‌شده به‌خوبی مهیاست.

علاوه‌بر تفرجگاه‌هایی که از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌عنوان تفرجگاه‌های رسمی پارک ملی گلستان تعیین شده‌اند، مناطق دیگری نیز از جانب جامعۀ محلی ساکن پیرمون پارک به‌عنوان تفرجگاه شناخته شده و استفاده می‌شوند که در این میان سه منطقۀ «آبشار آق‌سو»، درۀ شمالی «وزاوه» از سوی مدیریت پارک دارای ویژگی‌های مناسب برای ایجاد پهنه‌های طبیعت‌گردی حفاظت‌محور شناخته شده و به سازمان حفاظت محیط‌زیست معرفی شده‌اند.

ازسوی‌دیگر، با اقبال روزافزون جامعه به طبیعت‌گردی و استفاده از خدمات میزبانی محلی،  تعداد اقامتگاه‌های بوم‌گردی در پیرامون پارک رو به افزایش است. تعدادی از این اقامتگاه‌ها برای میهمانان خود گشت‌هایی در داخل پارک برگزار می‌کنند. در صورتی که برای  ساماندهی این فعالیت‌ها برنامه‌ریزی و اقدام مناسب انجام نپذیرد، ممکن است به تدریج برای پارک تبدیل به یک عامل تهدید شوند. در حالی که اگر به صاحبان اقامتگاه‌های بوم‌گردی آموزش‌ها و مهارت‌های لازم در زمینۀ مدیریت طبیعت‌گردی حفاظت‌محور به‌ویژه اکوتوریسم ارائه شود، خدمات آن‌ها در جهت تقویت هرچه بیشتر حفاظت جهت‌دهی خواهد شد.

هرچند پیشینۀ گردشگری در مناطق تحت حفاظت موضوع جدیدی نیست و به قدمت تاریخ شکل‌گیری این مناطق است، اما تا چند دهۀ اخیر ترجیح متولیان حفاظت بسیاری از کشورها بر به‌کارگیری الگوی انعطاف‌ناپذیر حفاظت و اجتناب از هرگونه دخالت و حضور انسان در منطقه بوده است. با آشکار شدن تدریجی ناکارآمدی این شیوۀ حفاظتی، لزوم جلب همراهی و مشارکت جامعه در امر حفاظت مشخص شد. بدیهی‌ست جلب این همراهی و مشارکت مستلزم آگاه‌سازی جامعه دربارۀ اهمیت خدمات اکوسیستمی حاصل از مناطق تحت حفاظت و فراهم کردن زمینه برای برخورداری هرچه بیشتر از این خدمات در عین تلاش برای پایداری آن‌هاست. در الگوی جدید حفاظت، گردشگری به‌عنوان بخشی از راهبرد مدیریتی به‌منظور مشارکت جامعه در حفاظت از طریق ایجاد منافع اقتصادی و ارتقای سطح آگاهی و افزایش احساس تعلق آن نسبت به منطقه به‌کار گرفته می‌شود (قلیچی‌پور و مجنونیان،۱۳۹۶). در سال‌های اخیر در پارک ملی گلستان با پیروی از این الگو تلاش شده با فراهم کردن زمینۀ برخورداری هرچه بیشتر مردم از منافع حاصل از حفاظت، از همراهی و مشارکت روزافزون آن‌ها در این امر بهره گرفته شود. امید است نتیجۀ این تلاش‌ها زمینه را برای حفاظت کارآمدتر از پارک ملی گلستان به‌عنوان یکی از ارزشمندترین مناطق تحت حفاظت کشور فراهم کند.

پانویس‌ها:

  1. Parrotia persica
  2. Zelkova carpinifolia
  3. Quercus castaneifolia
  4. Carpinus betulus
  5. Alnus subcordata
  6. Diospyrus lotus
  7. Acer velutinum
  8. Tilia caucasica
  9. Ulmus carpinifolia
  10. Fraxinus exelcior
  11. Acer platanoides
  12. Juniperus excelsa
  13. Berberis spp.
  14. Crataegus
  15. Haloxylon ammodendron
  16. Crocus almehensis
  17. Fritillaria raddeana

 

منابع

آخانی، حسین (۱۳۸۳). فلور مصور پارک ملی گلستان. انتشارات دانشگاه تهران.

حسن‌زاده کیابی، بهرام. زهزاد، بهرام. فرهنگ دره‌شوری، بیژن. مجنونیان، هنریک. گشتاسب میگونی، حمید (۱۳۷۲). پارک ملی گلستان. انتشارات سازمان حفاظت محیط‌زیست.

قلیچی‌پور، زهرا و مجنونیان، هنریک (۱۳۹۶). مناطق حفاظت‌شده و بوم‌گردشگری. انتشارات صحرا شرق.

 

زهرا قلیچی‌پور، فصلنامۀ صنوبر، شمارۀ ۲۴ و ۲۵، ص ۶۶ تا ۷۰

پیام بگذارید