مژگان احمدیه/
سال ۷۳ در موزۀ حیاتوحش و آثار طبیعی ایران- دارآباد- در جایگاه دبیر کمیتۀ آموزش و انتشارات موزه قرار گرفتم. کمیتهای که اعضای آن اساتید و بزرگانی چون آقایان: عبدالحسین وهابزاده، زندهیاد هنریک مجنونیان، بهرام کیابی، هوشنگ ضیایی، جمشید منصوری، محمود لطیفی و… بودند. در نشستهایی که برگزار میشد، دانش، آگاهی، عشق و امید به زندگی، چُنان چشمهای زلال که به رودی میپیوست، جاری بود. بسیار آموختم از دانشی که با فروتنی و تواضع در دسترسم قرارگرفته بود و بسیار مفتخر بودم که در کنارشان میآموزم و همواره در این اندیشه که میهنم ایران برای بودن و داشتن این بزرگان، بسی سرفراز است. علاقۀ این بزرگان به سرنوشت کودکان و آیندهسازان ایران مثالزدنی بود و به همین دلیل تألیف و ترجمه و چاپ و نشر چندین کتاب در گروه سنی کودک و نوجوان را در فهرست فعالیتهای کمیتۀ آموزش موزه گنجانده و جشنوارۀ کودک و طبیعت را بهعنوان بزرگداشت روز جهانی کودک به مدت یک هفته در دستور کار برنامۀ اجرایی موزه قرار دادیم.
چیدمان این رویداد بهیادماندنی را با استاد وهابزاده تدوین و اولین ایستگاه لمس حیوانات زنده شامل برخی از پرندگان، خرگوش، لاکپشت، مار، میمون، تولهخرس و دیدن سایر حیوانات زندۀ موجود در موزه، با همکاران، برای کودکان راهاندازی شد. تجربهای بیبدیل که تاکنون نیز خاطرات شیرین آن در جان همۀ دستاندرکاران و مخاطبان روان است. طی پنج سالی که در موزه شاغل بودم این جشنواره برگزار میشد. استقبال کودکان، والدین و معلمان بینظیر بود و مشتاقانه در انتظار تکرار این رویداد بودند.
شکلگیری تشکلهای حامیان حیوانات و گیاهان از کودکان و نوجوانان علاقهمند با راهنمایی اساتید بهویژه استاد وهابزاده تلنگری بود بر دغدغهمندی ذهن نگران کسانی که از تخریب محیطزیست، انقراض گونهها و تباهی منابع گیاهی و جانوری سرزمین، در پی راهکاری بودند که من پس از مطالعۀ کتابهایی چند از این بزرگواران، مسیر زندگی آیندۀ خود و درواقع معنای زندگی خود را در تلاش برای ایجاد آگاهی و مراقبت از حیات بر روی کرۀ زمین یافتم. استاد وهابزاده با ترجمۀ شیوای کتاب شناخت محیطزیست که از سوی موزه به چاپ رسید، زمینۀ کسب آگاهی در مورد مفاهیم محیطزیست را برای همگان بهویژه دانشجویان فراهم کردند و سپس کتاب تنوع حیات بهقلم ایشان ترجمه و چاپ آن در موزه انجام شد، که همچنان در فهرست کتابهای مرجع محیطزیست قرار دارد و برندۀ جایزۀ محیطزیست کتاب سال آن زمان نیز شد. عشق و علاقۀ استاد به حیات و انرژی وصفناپذیر ایشان برای آموزش و آگاهی به کودکان و جوانان، موجب سرعت بخشیدن به اجرای مصوبات کمیتۀ آموزش درمورد چاپ و نشر کتاب در حوزۀ محیطزیست برای کودکان شد.
سادگی، صمیمیت، باورمندی، دقت، نظم، پیگیری و ترویج دانش عظیمی که حامل آن بودند، هر انسانی را که اندکی علاقهمند به طبیعت و کودکان بود به وجد میآورد تا در مسیر آگاهی و فعالیت در زمینۀ حفظ حیات، با ایشان همراه شوند. و من نیز چُنان دیگر علاقهمندان، درکنار ایشان، راهیِ پیمودنِ مسیر تأمین تجربۀ طبیعت برای کودکان و اعتلای دانش محیطزیستی قشرهای مختلف بهویژه جوانان، والدین و فعالان حوزۀ آموزش و پرورش کودکان شدم. پس از چاپ کتابهای محیطزیستی متنوعی از استاد وهابزاده، همواره در این اندیشه به سر میبردم که چگونه استاد در میان گستردگی دانش خود در موضوعات مختلف محیطزیست، کودکان را چون بزرگسالان مخاطب قرار میدهند و با عشق و رویی گشاده آنها را پذیرا هستند. تا اینکه باخبر شدم ترویج موضوع تأمین تجربۀ طبیعت برای کودکان، اولویت استاد وهابزاده برای ادامۀ فعالیتشان قرار گرفته است و اینگونه شد که ما بهسوی تشکیل یک نهاد روان شدیم!
بهمنظور درک محتوای تأمین تجربۀ طبیعت برای کودکان و تأثیرات آن، در کارگاههایی که استاد وهابزاده و تیم همراه برگزار کردند، شرکت کردم. سختی کار با توجه وضعیت آموزشوپرورش در ایران بهروشنی مشهود بود. ولی طبق روال، استاد با دانش، باورمندی عمیق و استحکام در تحلیل و بررسی مسائل و مشکلات پیش رو و البته با پاسخگویی بردبارانه درخصوص محتوای کار و تأثیرات آن از منظر علمی، به اقناع همراهان همت گماردند و ساختار مدرسۀ طبیعت و چگونگی حضور کودکان را بهعنوان آغاز فعالیت تأمین تجربۀ طبیعت برای کودکان، در میان علاقهمندان به کودک و میهن جا انداختند. اولین مدرسۀ طبیعت در مشهد با مشاورۀ ایشان افتتاح و دورههای آموزشی منظم تسهیلگری در مشهد و مدرسۀ طبیعت «کاویکنج» راهاندازی شد. نشستهایی که در دورههای تسهیلگری در قالب پرسش و پاسخ برگزار میشد بستر توافق جمعی دغدغهمندان و فعالان حوزۀ کودک و توسعۀ سرزمین را برای پرورش آیندهسازانی توانمند فراهم میکرد.
راه سخت و پیمودن این مسیر، با توجه به هدف والای آن، و برنامهها و اقدامات مدون منطبق با اقلیم و فرهنگ سرزمین، اجرایی و مورد حمایت بود، بهگونهای که ریزوموار تکثیر میشد و در زمان کوتاهی به تعداد شایان توجهی مدرسه با جمعیت چشمگیری از کودکان و جوانان شاغل در آن به منصۀ ظهور رسید. زهی شکوه و قامت بلند عشق!
توجه به این مهم که چگونه یک نهاد تازهپا، با همۀ موانع، به مسیر خود ادامه میدهد و دچار فروپاشی نمیشود، امری بسیار درخور توجه است که در این چکیده تنها میتوان اشارهای به آن داشت. قطعاً دانش، باور و عشق فرد ایدهپرداز و ساختار فعالیت نیروهایی که زمینۀ تشکیلِ یک نهاد را فراهم آوردهاند با توجه به آگاهی و تعهدشان در تداوم حیات نهاد مؤثر و تعیینکننده است. طی این سالها در همکاری تنگاتنگی که با استاد وهابزاده داشتم، بهوضوح دریافتم که دانش فراگیر ایشان در پیوند با تلاش پیگیرانه و ارتباط مستقیم و سهلی که با علاقهمندان و فعالان حوزۀ تأمین تجربۀ طبیعت برای کودکان داشتند و بهویژه، اقناع و کسب توافق جمعی حول هدف و اجرای متنوع و در دسترس موضوع، برای حضور کودکان، مسیر تداوم حیات این نهاد تازهپا را تسهیل کرد و با تشکیل گروههای علاقهمند به تألیف و ترجمه و نشر کتابهای متعدد و تهیۀ ویدئوهای متنوع آگاهیبخش، مبادرت به توزیع مطلوب آگاهی در میان مخاطبان ذینفع ورزیدند.
به گونهای که جوانان باورمند و علاقهمند به توسعۀ میهن، چه در جایگاه مربیان و تسهیلگران و چه در جایگاه مهم والدین، با عشق و آگاهی دست به دست هم داده و در جایجای سرزمین، فضاهایی را تجهیز و در اختیار کودکان قرار دادهاند و همچنان نیز در اشاعه و ترویج ایدۀ تأمین تجربۀ طبیعت بهعنوان «حق مادرزاد» برای کودکان در تلاشاند و ساختار ناکارآمد و پرچالش نظام کنونی آموزشوپرورش را برای تغییر و بازبینی در رویکرد ضدتوسعۀ میهن به هماوردی جانانه میطلبند.
فصلنامۀ صنوبر، شمارۀ ۲۸ و ۲۹، بهار و تابستان ۱۴۰۴، ص ۴۱-۴۳