تحریریۀ فصلنامۀ صنوبر/ کوه دماوند، این گنبد سپیدپوش البرز، نه تنها بلندترین قلۀ ایران و خاورمیانه است، بلکه هویتی اسطورهای، ملی و طبیعی برای این سرزمین به شمار میرود. دماوند، از یک سو، ریشه در عمیقترین لایههای فرهنگ و حماسۀ ایران دارد؛ نامش با داستان ضحاک و فریدون در شاهنامه گره خورده و در باور عامه، نماد پایداری و ایستادگی در برابر اهریمن است.
از سوی دیگر، این کوهِ آتشفشانی خاموش، به عنوان یک سرمایۀ ارزشمند زمینشناختی، چشمههای آب گرم، تنوعزیستی بینظیر و چشماندازهای مسحورکنندهای را در دامان خود جای داده که هر ساله پذیرای هزاران طبیعتگرد و کوهنورد از سراسر جهان است. فراتر از اینها، دماوند برای ایرانیان، به مثابه یک پرچم طبیعی است؛ نمادی از صلابت، شکوه و هویت دیرینۀ سرزمینی که در فراز و نشیب تاریخ، همچون این کوه استوار، پابرجا مانده است. اما این همه ارج و ارزش دیرینۀ این نماد صلابت ایرانی نیز، آن را از گزند تیغ بیمهری زبالههای گردشگرانش در امان نداشته است.
البته بحران زباله در دماوند، یک مشکل تازه نیست؛ اما ابعاد آن به تدریج آشکارتر شده است. سالانه صدها کوهنورد برای فتح این قله عازم آن میشوند و متأسفانه، بسیاری از آنها زبالههای خود را در طبیعت رها میکنند. بطریهای پلاستیکی، قوطیهای کنسرو، کیسههای مواد غذایی و حتی زبالههای انسانی، در مسیرهای صعود و کمپگاهها انباشته میشوند. بهطوری که برخی مسئولان مربوطه وضعیت دماوند را به دلیل فعالیتهای مخرب انسانی از جمله رهاسازی هزاران تن زباله و فضولات انسانی در مناطق مختلف، «فاجعهبار» توصیف کردهاند.
این زبالهها که عمدتاً غیرقابل تجزیه هستند، سالها در دل طبیعت باقی میمانند و علاوه بر تخریب چشمانداز طبیعی، منابع آب و خاک منطقه را نیز آلوده میکنند. تصور اینکه در ارتفاع بیش از پنج هزار متری، جایی که هیچ ماشین و تجهیزات سنگینی به آن راه ندارد، انبوهی از زباله انباشته شده باشد، نشان از بیتوجهی فاحش به این میراث ارزشمند دارد. بر اساس برآوردهای موجود، سالانه بیش از ۱۰ تن زباله از دماوند جمعآوری میشود که این رقم، فقط بخش کوچکی از کل زبالههای رها شده در این کوه است.
لازم به ذکر است که بحران زباله در دماوند، به مسیرهای صعود محدود نمیشود. دامنههای این کوه نیز به شدت درگیر این معضل هستند. محل دفن زباله «گندک» در شهرستان دماوند، یکی از نمونههای تلخ این بحران است. این محل که به عنوان یک مرکز دفن زباله برای بخشهایی از استان تهران استفاده میشود، به یکی از معضلات جدی محیطزیستی منطقه تبدیل شده است.
مساحتی حدود ۱۱۰۰ هکتار از اراضی ملی در این منطقه، به محل انباشت زباله تبدیل شده و خطرات جدی از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی (ناشی از شیرابۀ زبالهها)، آلودگی هوا و جذب حیوانات ناقل بیماری را به همراه دارد. این موضوع نشان میدهد که مشکل زباله در دماوند، تنها به کوهنوردان بیاحتیاط محدود نمیشود، بلکه ریشه در مدیریت ضعیف پسماند در سطح منطقه دارد.
علاوه بر این، در غرب دماوند، گورستان تاریخی «گیلارد» که یکی از مهمترین گورستانهای متعلق به جامعۀ یهودیان در شمال ایران است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده، نیز به محلی برای تخلیۀ زباله تبدیل شده است. گزارشها حاکی از آن است که این مکان تاریخی که قدمت برخی از بخشهای آن به قرنها پیش میرسد، فاقد حصار، نگهبان و برنامۀ نظافت است و بخشهایی از محوطۀ آن به زبالهدانی تبدیل شده است. این موضوع نشان میدهد که بیتوجهی به مدیریت زباله، نه تنها محیطزیست، بلکه میراث فرهنگی و تاریخی منطقه را نیز تهدید میکند.
چرا این بحران ادامه دارد؟
علت اصلی بحران زباله در دماوند، ترکیبی از عوامل مختلف است. نخست اینکه دماوند فاقد یک مدیریت واحد و هماهنگ است. این کوه در حوزۀ استحفاظی دو استان (مازندران و تهران) قرار دارد و دستگاههای مختلفی از جمله سازمان حفاظت محیطزیست، میراث فرهنگی، منابعطبیعی و شهرداریها، هرکدام به نحوی در آن دخیل هستند. این پراکندگی مدیریتی، عملاً مانع از اتخاذ تصمیمات مؤثر و اجرای برنامههای منسجم برای حفاظت از دماوند شده است. بهطوری که فقدان مدیریت متمرکز به عنوان یکی از موانع اصلی ثبت جهانی دماوند و همچنین یکی از دلایل تداوم بحرانهایی مانند رهاسازی زباله دانسته میشود.
بسیاری از کوهنوردان نیز، به ویژه کسانی که تازهکار هستند، آگاهی کافی دربارۀ تأثیر زبالههای رهاشده بر محیطزیست کوهستان ندارند. همچنین، زیرساختهای مناسب برای جمعآوری و حمل زباله در مسیرهای صعود وجود ندارد و بسیاری از کوهنوردان به دلیل خستگی، تمایلی به حمل زبالههای خود تا پایین کوه ندارند. از طرفی در مسیرهای صعود دماوند، سطلهای زباله یا ایستگاههای جمعآوری پسماند به تعداد کافی وجود ندارد. همچنین، سیستمهای بهداشتی مناسب (مانند سرویسهای بهداشتی) در کمپگاهها تعبیه نشده و این موضوع، به رهاسازی زبالههای انسانی دامن میزند.
با افزایش گرایش به کوهنوردی در سالهای اخیر، تعداد بازدیدکنندگان از دماوند به طور چشمگیری افزایش یافته است. این افزایش جمعیت، به طور طبیعی حجم زبالههای تولید شده را نیز چندین برابر کرده است. با این حال، این افزایش، چنانچه آموزش و نظارتی کافی و اثربخش در بین بود میتوانست یک رخداد مثبت و امیدوارکننده تلقی بشود.
چه میتوان کرد؟
برای مهار بحران زباله در دماوند، مجموعهای از راهکارهای فوری و بلندمدت ضروری به نظر میرسد. اولین گام، میتواند ایجاد یک ستاد یا کارگروه ویژه با حضور همۀ دستگاههای ذیربط باشد تا مدیریت دماوند به صورت متمرکز انجام شود. همچنین، تخصیص اعتبارات کافی برای جمعآوری زبالههای موجود، ایجاد زیرساختهای بهداشتی و تجهیز تیمهای پاکسازی، ضروری است.
برگزاری کارگاههای آموزشی برای کوهنوردان، نصب تابلوهای هشداردهنده در مسیرهای صعود و استفاده از ظرفیت رسانهها و شبکههای اجتماعی برای آگاهیبخشی دربارۀ اهمیت حفظ پاکیزگی کوهستان، راهکار دیگری میتواند باشد که نقش مؤثری در کاهش تولید زباله ایفا کند. تحقیقات نشان داده است که آگاهیبخشی و فرهنگسازی، از جمله عوامل اصلی در مدیریت موفق پسماند هستند.
مشارکت جوامع محلی و کوهنوردان داوطلب در پاکسازی دماوند، یکی از مؤثرترین راهکارهاست. تشکیل گروههای داوطلب، برگزاری پویشهای جمعآوری زباله و تشویق کوهنوردان به حمل زبالههای خود میتواند بهطور قابلتوجهی به کاهش آلودگی کمک کند. نمونۀ موفق این رویکرد، طرحهای جمعآوری زباله توسط شرکتهای مسئولیتپذیر اجتماعی است. همچنین، طراحی الگوهای راهبردی با رویکرد حداکثر مشارکت شهروندان و ذینفعان در مدیریت پسماند، از جمله راهکارهای مؤثر در این زمینه است.
نصب سطلهای زباله در کمپگاهها و مسیرهای پرتردد، احداث سرویسهای بهداشتی مناسب و ایجاد سیستمهای تشویقی برای کوهنوردانی که زبالههای خود را پایین میآورند (مثلاً تخفیف در عوارض)، از جمله اقدامات عملی در این حوزه است. ضمن اینکه تشدید جریمههای رهاسازی زباله در طبیعت و برخورد قانونی با متخلفان نیز میتواند به عنوان یک اقدام همافزا با سایر اقدامات، عامل بازدارندۀ مؤثری باشد.
اما از جمله گامهای زیربنایی برای حل این مشکل، رفتن به سمت مدیریت علمی است. احداث کارخانههای بازیافت، اصلاح فرهنگ مصرف به هر نحو ممکن، کاهش استفاده از مواد پلاستیکی یکبار مصرف و ترویج اقتصاد چرخشی، از جمله راهکارهای اساسی برای کاهش حجم زبالههای تولیدی در هر مکانی است.
همانطور که شرح آن رفت، انبوه زبالههایی که در دماوند انباشته شدهاند، تنها بخشی از یک بحران بزرگتر است که ریشه در نبود مدیریت واحد، ضعف فرهنگ عمومی و بیتوجهی به ارزشهای محیطزیستی دارد. نجات دماوند از این بحران، نیازمند عزمی ملی و همکاری همهجانبۀ نهادهای دولتی، جوامع محلی، کوهنوردان و همۀ شهروندانی است که دغدغۀ فردای این سرزمین را دارند. همانطور که دماوند نماد استقامت ایران بوده، امروز نیازمند استقامتی تازه برای حفظ پاکیزگی و سلامت آن هستیم؛ استقامتی که با مشارکت و آگاهی جمعی ممکن خواهد شد.