تغییر اقلیم و بیداری سموم خفته در کف دریا

تحریریۀ فصلنامۀ صنوبر/ رسوبات کف دریا دهه‌ها یا شاید قرن‌ها، مثل گورستانی بزرگ برای مواد شیمیایی سمی عمل کرده‌اند: آفت‌کش‌های قدیمی، بی‌فنیل‌های پلی‌کلره (PCBها)، فلزات سنگین، و ترکیبات آلی پایدار (POPs). تصور رایج این است که این آلودگی‌ها با دفن شدن در بستر دریا، خنثی و بی‌خطر شده‌اند. اما علم نوین اقلیم‌شناسی و اقیانوس‌شناسی پرده از واقعیتی هشداردهنده برمی‌دارد: تغییر اقلیم در حال به‌هم زدن این گورهای شیمیایی قدیمی است. افزایش دمای آب، تغییر در شوری، و مهم‌تر از همه، اسیدی شدن اقیانوس‌ها، توانایی رسوبات در حبس این سموم را کاهش می‌دهد و آنچه را روزگاری مدفون و فراموش‌شده می‌پنداشتیم، بار دیگر به چرخۀ حیات بازمی‌گرداند.

این پدیده که در ادبیات علمی با عنوان «انتقال مجدد آلاینده‌های قدیمی» (remobilization of legacy pollutants) شناخته می‌شود، یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال مغفول‌مانده‌ترین ابعاد بحران اقلیمی است. برخلاف آلودگی‌های جدید که با قوانین و مقررات قابل مهارند، این سموم خفته در اعماق دریا، بمب‌های ساعتی هستند که تاریخ انفجارشان با هر درجه افزایش دمای کره زمین، جلوتر می‌افتد.

مکانیسم بیداری سموم

مطالعۀ جامع کارگروه مشترک کارشناسان جنبه‌های علمی حفاظت از محیط‌زیست دریایی (GESAMP) که در می ۲۰۲۵ منتشر شد، تصویر روشنی از این فرآیند ارائه می‌دهد. بر اساس این گزارش، تغییر اقلیم با افزایش ذوب یخ‌ها، رسوب‌گذاری جوی، و مهم‌تر از همه، جابه‌جایی دوبارۀ رسوبات ناشی از طوفان‌ها و جریان‌های قوی‌تر اقیانوسی، در حال تغییر اساسی پویایی آلاینده‌های آلی پایدار در محیط‌های دریایی هستند.

به عبارت ساده‌تر، سه نیروی اصلی در حال تخریب این گورستان‌های زیرآبی هستند: نخست، گرمایش اقیانوس که واکنش‌های شیمیایی را تسریع می‌کند و فلزات سنگینی را که زمانی در رسوبات تثبیت شده بودند، دوباره به شکل یون‌های محلول و قابل جذب درمی‌آورد. دوم، اسیدی شدن آب دریا که ناشی از جذب دی‌اکسید کربن اضافی اتمسفر است. این اسیدیته، توانایی رسوبات در نگهداری فلزاتی مانند کادمیوم، جیوه و سرب را به شدت کاهش می‌دهد. و سوم، شدت‌یافتگی طوفان‌ها و جریان‌های اقیانوسی که بستر دریا را به هم می‌زند و لایه‌های مدفون رسوبات را به سطح بازمی‌گرداند.

مطالعه‌ای نیز در سال ۲۰۲۵ توسط جیان لی و همکارانش در مجلۀ Science of the Total Environment، منتشر شد که این پدیده را در سطحی کلان‌تر با عنوان «خطرات محیط‌زیستی سیستمی تشدیدشده توسط اقلیم» (SERisks) مفهوم‌سازی کرده است. این پژوهش با مرور بیش از ۱۹۰ مطالعه نشان می‌دهد که رویدادهای اقلیمی شدید مانند امواج گرما، خشکسالی‌ها و باران‌های سیلابی، تعادل خاک-آلاینده را برهم می‌زنند و باعث «حمل غیرخطی، بازآزادسازی ناشی از اقلیم، و تقویت بازخوردی» می‌شوند.

این یافته از آن جهت بسیار مهم است که مفهوم سنتی «خاک به عنوان مخزن نهایی آلودگی» را به چالش می‌کشد. در گذشته این تصور وجود داشت که وقتی آلاینده‌ای در خاک یا رسوبات عمیق دفن می‌شود، عملاً از چرخۀ محیط‌زیست خارج می‌شود. اما پژوهش لی نشان می‌دهد که این مخازن خاکی، به جای اینکه «گورستان‌های ابدی» باشند، در واقع «مخازن ثانویه واکنش‌پذیر به اقلیم» هستند. به عبارت دیگر، با گرم شدن زمین، این مخازن به جای جذب، شروع به انتشار آلودگی می‌کنند.

مدارک شاهد

شواهد این پدیده دیگر محدود به مدل‌های نظری نیست. پژوهش میدانی بر روی تخم‌های پنگوئن آدلی (Adélie penguin) در دریای راس، قطب جنوب، یکی از دورافتاده‌ترین نقاط سیاره، نشان‌دهندۀ حضور مستمر آلاینده‌هایی است که تولید و استفاده از آنها دهه‌ها پیش ممنوع شده است. نیکولتا آدمولو و همکارانش در مطالعه‌ای که در مجلۀ Environmental Pollution منتشر شده، دریافتند که برخی از ترکیبات بی‌فنیل‌های پلی‌کلره در تخم این پنگوئن‌ها در بازۀ ۱۹۹۷ تا ۲۰۲۱ کاهش معناداری داشته است، اما هگزاکلروبنزن (HCB) و متابولیت اصلی د.د.ت (p,p’-DDE) کاهشی نامعنادار نشان داده‌اند. نکتۀ هشداردهنده‌تر، افزایش معنادار اسیدهای کربوکسیلیک پرفلورینه با زنجیرۀ بلند (long-chain PFCAs) – موادی که به تازگی ممنوعیت جهانی یافته‌اند – در همین دوره است.

تفسیر این یافته از دیدگاه دانشمندان روشن است: کاهش‌ناپذیری HCB و p,p’-DDE در دورافتاده‌ترین نقطه جهان، در حالی که استفاده از آنها در جای دیگری ممنوع شده، قویاً به «مکانیسم‌های بازآزادسازی ناشی از اقلیم» (Climate-driven Remobilisation Mechanisms) اشاره دارد. ذوب یخچال‌های طبیعی و آب شدن لایه‌های دائمی منجمد که برای هزاران سال این مواد را در خود محبوس کرده بودند، اکنون آن‌ها را پس می‌دهند. مطالعات دیگر در آب‌های ساحلی سوالبارد، نروژ، نشان داده که مدل‌های آماری وجود رابطۀ مستقیم بین فاصله از یخچال در حال ذوب و غلظت برخی آلاینده‌ها در آب دریا را تأیید می‌کند – مدرکی مستقیم بر اینکه یخچال‌های در حال عقب‌نشینی، «منابع ثانویۀ» آلاینده‌ها هستند.

در سوی دیگر جهان، مطالعه مرور سیستماتیک توسط درک مویر و همکاران (۲۰۲۵) در مجلۀ Environmental Science: Advances هشدار می‌دهد که تخریب لایه‌های منجمد در قطب شمال، منبع مهمی از هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای (PAHs) را تشکیل می‌دهد. این در حالی است که افزایش فعالیت‌های انسانی در قطب شمال با گرم شدن اقلیم – از جمله کشتیرانی، صنعت، و توسعۀ زیرساخت‌های نظامی و معدنی – می‌تواند هم‌زمان با آزادسازی آلودگی‌های قدیمی، منابع جدیدی از آلودگی را نیز به این اکوسیستم شکننده وارد کند.

معمای شکوفایی کشندۀ جلبک در استرالیا

شاید دراماتیک‌ترین نمونه از پیامدهای این بازآزادسازی خاموش، فاجعۀ محیط‌زیستی سواحل استرالیای جنوبی در سال ۲۰۲۵ باشد. طوفان عظیم جلبک سمی از گونۀ کارنیا کریستاتا (Karenia cristata) به مدت نزدیک به یک سال خط ساحلی این ایالت را درنوردید. نتیجه: مرگ میلیون‌ها ماهی و کوسه، آسیب شدید به پستانداران دریایی و پرندگان، و تأثیر مستقیم بر سلامت انسان‌هایی که در معرض این شکوفایی جلبکی قرار گرفتند.

در ابتدا، گمانه‌زنی عمومی و حتی برخی تحلیل‌های اولیۀ علمی بر این بود که این گونه جلبک، یک «گونۀ مهاجم جدید» است که از جایی به آب‌های استرالیا راه یافته است. اما پژوهش مشترک دانشگاه فناوری سیدنی، سازمان تحقیقات علمی و صنعتی بین‌المللی استرالیا (CSIRO) و مؤسسۀ مشاهدۀ یکپارچه دریایی (IMOS)، این فرضیه را به طور کامل رد کرد.

با استفاده از کتابخانۀ منحصربه‌فرد نمونه‌های DNA ذخیره‌شده که در طول یک دهه از آب‌های نزدیک جزیرۀ کانگورو جمع‌آوری شده بود، محققان توانستند به نتیجۀ غیرمنتظره‌ای دست پیدا کنند: کارنیا کریستاتا از سال ۲۰۱۶، یعنی دست‌کم یک دهه پیش از فاجعه، همواره با سطوح پایین اما مداوم در این آب‌ها حضور داشته است. این گونه هرگز «مهاجم» نبوده؛ بلکه عضوی خفته و کم‌تعداد از جامعۀ میکروبی بومی اقیانوس بوده است. پروفسور شانورا موری از UTS که برای اولین بار این گونه را به عنوان تولیدکنندۀ سم بروتوکسین در آب‌های استرالیا شناسایی کرد، می‌گوید: «ما سلول‌های کارنیا کریستاتا را جدا کردیم و در آزمایشگاه رشد دادیم… و متوجه شدیم که این سلول‌ها سطوح بالایی از بروتوکسین‌ها را تولید می‌کنند، چیزی که قبلاً شناخته شده نبود».

پرسش اصلی که هنوز بی‌پاسخ مانده، «چرا ناگهان؟» است. پروفسور جاستین سیمور، رهبر گروه میکروبیولوژی اقیانوس در UTS، توضیح می‌دهد: «در سال ۲۰۲۵، اتفاقی در محیط‌زیست رخ داد که باعث افزایش چشمگیر فراوانی آن شد. یافتن علت این افزایش، هدف بعدی ماست» . محققان حدس می‌زنند ترکیبی از عواملی که اکنون به عنوان «پیشران‌های تأثیر اقلیمی» (Climatic impact-drivers) شناخته می‌شوند – افزایش دما، تغییر در الگوهای باد و بارش، و اختلال در چرخۀ مواد مغذی – زمینه را برای این انفجار جمعیت فراهم کرده‌اند.

کلاهک یخی در حال ذوب

لایه‌های منجمد و یخچال‌ها تنها مخازن در معرض تهدید نیستند. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که «مناطق فاقد اکسیژن» (oxygen deficient zones یا ODZs) در اقیانوس‌ها – که در آن‌ها به دلیل تراکم جمعیت و شکوفایی جلبک‌ها، اکسیژن مصرف شده و در دسترس نیست – در حال گسترش هستند. مطالعۀ دیگری نشان می‌دهد که تغییر اقلیم از دو طریق این مناطق را تحت تأثیر قرار می‌دهد: نخست، گرمایش سطحی آب، حلالیت اکسیژن را کاهش می‌دهد، و دوم، تشدید لایه‌بندی دمایی، اختلاط عمودی آب را کاهش می‌دهد و مانع از رسیدن اکسیژن سطحی به اعماق می‌شود.

در این مناطق بدون اکسیژن، فرآیندی اتفاق می‌افتد که ابعاد فاجعه‌بار آن تازه درک شده است: فسفر محبوس‌شده در رسوبات کف، که معمولاً در شرایط پراکسیژن به صورت نامحلول و ایمن باقی می‌ماند، در شرایط بدون اکسیژن به شکل فسفات محلول درآمده و به ستون آب بازمی‌گردد. این بازآزادسازی فسفر، چرخۀ خودتقویت‌شونده‌ای ایجاد می‌کند: فسفر بیشتر به معنای شکوفایی بیشتر جلبک‌هاست، شکوفایی بیشتر به معنای کاهش بیشتر اکسیژن، و کاهش بیشتر اکسیژن به معنای آزادسازی بیشتر فسفر.

پژوهش جالب دیگری در مجله Frontiers in Ocean Sustainability (۲۰۲۵) نیز نشان داد که افزایش دما و اسیدی شدن آب دریا، در کنار هم، سمیت فلزات رسوبی را برای موجودات دریایی دوچندان می‌کند. در این مطالعه که بر روی صدف خوراکی انجام شد، محققان دریافتند که در شرایطی که دما و اسیدیته افزایش می‌یابد، حتی غلظت‌هایی از فلزات که به تنهایی و در شرایط عادی «ایمن» تلقی می‌شدند، با هم اثر هم‌افزایی داشته و آسیب جدی به DNA، پراکسیداسیون لیپیدی و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی وارد می‌کنند.

پیامدها و آینده‌ای که در پیش است

اگرچه ممکن است این تصویر تاریک و ناامیدکننده به نظر برسد، اما دانشمندان بر این باورند که هنوز فرصت اقدام وجود دارد. مدل‌های پیش‌بینی جدید با استفاده از داده‌های بلندمدت و چارچوب CMIP6، تلاش می‌کنند الگوهای آینده این بازآزادسازی سمی را پیش‌بینی کنند. مطالعۀ گسترده در آب‌های ساحلی جنوب چین به عنوان یک «نمونه از فلات قاره عصر آنتروپوسن» نشان می‌دهد که با وجود دهه‌ها آلودگی صنعتی و شهری، اجرای موفق سیاست‌های حفاظت از محیط‌زیست توانسته روند افزایشی بسیاری از فلزات سنگین را متوقف یا معکوس کند. با این حال، حتی در این مناطق که مدیریت آلودگی موفق بوده، مدل‌های اقلیمی هشدار می‌دهند که با افزایش دما تا 7/2 درجه سانتی‌گراد تا پایان قرن، «خطرات محیط‌زیستی ثانویه اجتناب‌ناپذیر» رخ خواهند داد.

چارچوب SERisks پیشنهادی توسط لی و همکاران، یک راهکار حکمرانی جدید ارائه می‌دهد: گذار از پایش آلودگی «قطعه‌قطعه» (single-medium) به پایش «سیستمی و بلادرنگ» (real-time system-wide monitoring) با کمک هوش مصنوعی. این چارچوب بر «هشدار زودهنگام بازآزادسازی ناشی از اقلیم» و «کنترل یکپارچه از منبع تا نشست» تأکید دارد.

سموم خفته در بستر اقیانوس‌ها و لایه‌های منجمد قطبی، ارثیۀ سنگین صنعتی شدن بشر هستند. ما تا دهه‌ها تصور می‌کردیم که با دفن زباله‌های سمی خود در اعماق زمین و دریا، مسئولیت را به پایان رسانده‌ایم. اما تغییر اقلیم در حال بازنویسی این قرارداد نانوشته است. پدیدۀ بازآزادسازی آلودگی‌های تاریخی، این حقیقت تلخ را آشکار می‌کند که در جهان به هم پیوستۀ اقلیمی، هیچ «دور» و «نزدیکی» مطلقی وجود ندارد.

ذوب یک یخچال در قطب جنوب، می‌تواند آلاینده‌ای را آزاد کند که در نهایت در تخم یک پنگوئن یا در زنجیرۀ غذایی که به ماهی سفرۀ ما ختم می‌شود، بنشیند. شعار «انگیزش اقدام برای سیاره‌ای سبزتر» زمانی معنا پیدا می‌کند که درک کنیم حفاظت از اقیانوس‌ها، دیگر فقط جلوگیری از آلودگی جدید نیست، بلکه مهار و پالایش زخم‌های کهنه‌ای است که تغییر اقلیم، بار دیگر آن‌ها را چرکین کرده است. این بزرگ‌ترین چالش و در عین حال حیاتی‌ترین مسئولیت نسل کنونی است: پاسخگویی به سمومی که نیاکان ما در زمین دفن کردند، اما زمین، دیگر توان نگهداری آن‌ها را ندارد.

منابع

1. GESAMP (Joint Group of Experts on the Scientific Aspects of Marine Environmental Protection). (2025). Climate change and greenhouse gas related impacts on contaminants in the ocean. Planning of GESAMP Activities, Report of Working Group 45.

2. Li, J., Wang, J., Ma, Z., Guo, Y., & Cao, S.-J. (2025). Climate change mobilizes urban PAHs into systemic environmental risks (SERisks). Science of the Total Environment.

3. CSIRO Australia. (2026, March 4). Researchers find harmful algae species wasn’t new to South Australian waters.

4. Pala, N., Ademollo, N., et al. (2025). Temporal trends of contaminants in Adélie penguin eggs from the Ross Sea. Environmental Pollution, 373.

5. Thykandi, S., et al. (2025). Impact of sequential UV-aging of microplastics on the fate of antibiotic (tetracycline) in riverine, estuarine, and marine systems. Environmental Research, 286(Pt 3), 122926.

6. Li, J., Wang, J., Ma, Z., Guo, Y., & Cao, S.-J. (2025). Climate change mobilizes urban PAHs into systemic environmental risks (SERisks): A review. Science of the Total Environment.

7. (2025). Influence of CO2-induced acidification and temperature increased on the toxicity of metals in sediment in the mussel Mytella charruana. Frontiers in Ocean Sustainability, 3, 1575728.

8. Muir, D., Gunnarsdóttir, M. J., Koziol, K., et al. (2025). Local sources versus long-range transport of organic contaminants in the Arctic: future developments related to climate change. Environmental Science: Advances, 4(3), 355-408.

9. Sardar, M. F., et al. (2025). Current scenario of emerging pollutants in farmlands and water reservoirs: Prospects and challenges. *Ecotoxicology and Environmental Safety*, 291, 117829.

پیام بگذارید