بحران پسماند مازندران در سایۀ ناکارآمدی نظام حکمرانی منابع

معصومه اشتیاقی/ مدیریت پسماند از ضروریات توسعۀ پایدار است. مدیریت پسماند عبارت است از: مجموعه مقررات مربوط به کنترل تولید، ذخیره، جمع‌آوری، حمل و نقل، پردازش و دفع پسماند مطابق با مطلوب‌ترین اصول بهداشتی، اقتصاد، علوم مهندسی، حفاظت از محیط‌زیست، زیبایی‌‌شناختی و دیگر ملاحظات محیط‌زیستی.

این‌جا داستان زباله‌ها به رهاسازی یا دفن گره خورده است و پیداست که گازهای حاصل از دفن بی‌هوازی در سایت دفن دائم رو به افزایش است. شیرابه‌ها در حال نفوذ به منابع آبی و بهداشت محیط درگیر مخاطرات هولناک است. بااین‌همه، باید توجه داشت که آلودگی ناشی از رها‌سازی و دفن زباله در مازندران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی ویژۀ منطقه بر شدت تأثیر مسئلۀ محیط‌زیستی می‌افزاید.

در استان مازندران ازآن‌جاکه بیشتر مناطق این استان در فاصلۀ نزدیکی به‌هم، از شمال به دریا و از جنوب به جنگل وصل می‌شوند و سطح خاک این مناطق مرطوب و جلگه‌ای است، محلی برای دفن زباله‌ها باقی نمانده و از جنگل برای دفن زباله استفاده می‌شود. چنانچه بیش از ۹۰ درصد زباله‌های تولیدشده در استان مازندران در ۲۷ مرکز به‌صورت غیرفنی و کاملاً ابتدایی در کنار رودخانه، ساحل دریا، جنگل‌ها و مراتع دپو می‌شود. به غیر از سواحل، در مجموع ۱۳۷ کیلومتر مربع از مراتع و جنگل‌ها در این استان محل دپو پسماند است.

انباشت زباله‌های‌ تر در ترکیب‌شان با زباله‌های خطرناک و ویژه در این مناطق موجب می‌شود شیرابه‌های تولیدی سمی به سطح رودخانه‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی وارد شود و از طرف دیگر پوشش گیاهی جنگل آسیب ببیند و با تخریب منظر و بوی تعفن آزار‌دهنده‌ نیز همراه است. طبق اظهارات رسمی در استان مازندران با جمعیتی بالغ بر سه میلیون نفر روزانه سه هزار تن زباله تولید می‌شود و جنگل‌های مازندران روزانه بیش از هفتصد هزار لیتر شیرابه را در خود جای می‌دهند.

این در حالی‌ست که علوم اکولوژیکی و محیط‌زیست به ما می‌گویند به‌لحاظ سیستمی هر آن جنگل‌ها در حال از دست دادن قدرت خودپالایی خود هستند. تغییر کاربری‌ها، تخریب و بهره‌برداری‌های بی‌رویه از جنگل‌های شمال، باعث بریده‌بریده شدن جنگل و برهم زدن اکوسیستم یکپارچۀ آن شده‌اند و درنتیجه امروزه جنگل‌های ناپایداری باقی مانده‌اند که کارکرد تصفیۀ طبیعی ندارند.

بنابراین عمدۀ شیرابه‌ها بدون گذشتن از فیلتر طبیعی جنگل وارد منابع آب زیرزمینی تأمین‌کنندۀ آب شرب شهروندان مازنی و گردشگران این استان و هم‌چنین منابع آبی مورد نیاز بخش کشاورزی می‌شوند. کارشناسان معتقدند شیرابه‌ها به‌مراتب خطرناک‌تر از فاضلاب در آلوده کردن منابع آب عمل می‌کنند. شیرابۀ حاصل از زباله‌ها می‌تواند با جذب آلودگی‌های دیگری که در اطرافش قرار دارد به کانون قابل ‌توجهی از باکتری‌ها و سایر میکروب‌های مضر تبدیل شود.

در یک چرخۀ تخریب، متقابلاً تشدید آلودگی‌ها خود تأثیرات اجتماعی به‌جا می‌گذارد؛ تأثیراتی که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

۱) پیامدهای مختلف نفوذ شیرابه‌ها به منابع آبی؛ پیداست که شیوع بیماری‌ها، به‌خصوص بیماری‌های انگلی ناشی از آب آلوده و تهدید سلامت اجتماعات انسانی، بدیهی‌ترین و البته مهم‌ترین پیامد اجتماعی این ضایعه است. در حال حاضر نتایج مطالعات انجام‌شده و نیز شواهد موجود حاکی از شیوع بیماری‌های گوارشی و انگلی در نواحی جلگه‌ای و جنگلی مازندران است.

۲) علاوه بر این آلودگی زباله‌ای و شیرابه‌ها منجر به آلودگی خاک و مزارع کشاورزی و دریاها می‌شود که نه‌تنها سلامت جامعه بلکه امنیت غذایی ساکنان منطقه و در برخی موارد (هم‌چون تولید محصول استراتژیک برنج و ماهی) کل کشور را در معرض آسیب قرار خواهد داد.

۳) آلودگی‌ها علاوه بر تهدید سلامت و امنیت غذایی جامعه باعث ایجاد مشکلاتی در بحث مدیریت شهری فضای زندگی اجتماعی نیز شده است. چنانچه نازیبایی، آلودگی و بوی تعفن فضاهای زندگی (محل زندگی، کار و بازی و تفریح) باعث پیشروی سکونتگاه‌ها به مناطق بالادستی و بکرتر می‌شود و هم‌اکنون نیز در بسیاری از نقاط مازندارن شیوع یافته است. افزون‌براین، مشکلاتی که در بحث ادارۀ عاقلانۀ مسائل شهری به دلیل چیرگی مشکلات محیط‌زیستی رخ می‌نماید از جمله این نوع معضلات است.

۴) اما شاید بهتر باشد در اشاره‌ای کلی‌تر به تأثیراتی که آلودگی زباله‌ای در برهم زدن تعادل سامانه‌های جنگل و آب و خاک به‌جا می‌گذارد و باعث تغییرات شدید در تنوع زیستی منطقه می‌شود پرداخت. به‌رغم آن‌چه غالباً تصور می‌شود، تنوع زیستی یک مسئلۀ صرف محیط‌زیستی نیست چراکه تنظیم حیات اکوسیستم‌ها بسته به آن‌هاست و پیداست خلل در اکوسیستم یعنی خلل در حیات همۀ جانداران من‌جمله انسان‌ها.

بنا بر آن‌چه گفته شد، ضرورت پرداختن به مسئلۀ پسماند به‌مثابه یکی از جدی‌ترین مسائل استان مازندران بیش از هر زمان دیگری روشن است. در این جستار با تأکید بر حکمرانی منابع به چرایی و چگونگی بحران پسماند در مازندران می‌پردازیم، زیرا نگارنده بر این باور است که تنظیم‌گری و حکمرانی منابع چالش اصلی در نظام سیاست‌گذاری و مدیریت حاکم بر استان مازندران است که مدل توسعه‌ای استان و پایداری سرزمینی مازندران را تحت‌الشعاع قرار داده است.

فقدان برنامه‌ریزی وابسته به مسیر در مدیریت پسماند مازندران

مدیریت پسماند از ضروریات توسعۀ پایدار است. مدیریت پسماند عبارت است از: مجموعه مقررات مربوط به کنترل تولید، ذخیره، جمع‌آوری، حمل و نقل، پردازش و دفع پسماند مطابق با مطلوب‌ترین اصول بهداشتی، اقتصاد، علوم مهندسی، حفاظت از محیط‌زیست، زیبایی‌‌شناختی و دیگر ملاحظات محیط‌زیستی. در مدیریت یکپارچۀ پسماند فرایند به این شکل است که در درجۀ اول برنامه به سمت پیشگیری از تولید پسماند، کاهش پسماند، استفادۀ مجدد از پسماند، بازیافت، کمپوست، زباله‌سوزی با هدف تولید انرژی، تصفیه و دفن زایدات پیش می‌رود.

ازاین‌رو لازم است به اولویت‌بندی این موارد در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مدیریت پسماند به‌ویژه در استان مازندران که به‌لحاظ اقلیم و سطح آب زیرزمینی و نفوذپذیری خاک لازم است توجه ویژه شود.  نظر به وضعیت جاری تولید زباله و هزینه‌های آشکار و پنهانی که این پدیده بر جوامع و دولت‌ها تحمیل می‌کند، موجی از قانون‌گذاری درخصوص مدیریت پسماند در بسیاری از کشورهای جهان و ازجمله در اتحادیۀ اروپا به‌ راه افتاده است.

اتحادیۀ اروپا از سال ۱۹۷۵ از کشورهای عضو خواسته است معیارهایی برای تشویق به جلوگیری از تولید و کاهش زباله در پیش گیرند و تضمین دهند که زباله‌ها بازیافت یا به نحوی که سلامت انسان را به مخاطره نمی‌اندازند دفن می‌شوند. مدیریت پسماندها و بالاخص بازیافت، دارای چشم‌انداز سیاسی مهمی نیز هست. بازیافت توان کشورها در حفاظت از انرژی و منابع را به نمایش می‌گذارد.

در اصل ناتوانی دولت‌ها و جوامع در کنترل روند فعلی تولید زباله و ناکامی در بازیافت سبب می‌شود هزینۀ زیادی را صرف کنترل محل دفن پسماندها کنند و خطرات هزینه‌زای ناشی از این‌گونه مدیریت پسماند را پذیرا شوند. بدیهی‌ست با تشدید بحران‌های محیط‌زیستی و جای گرفتن خطرات در چارچوب آگاهی محیط‌زیستی جامعه، توجه به محیط‌زیست نیز بخشی از گفتمان سیاسی خواهد شد. جنبش‌های ‌محیط‌زیستی امروز مولد چنین آگاهی‌هایی هستند و به‌تدریج دولت‌ها را با نقصان در مشروعیت خود مواجه می‌کنند.

قوانین شفاف، عملیاتی، جامع و زمان‌مند با توالی تاریخی مطابق با شرایط طبیعی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مازندران اولین گام در مسیر مدیریت موفق پسماند در استان به‌شمار می‌رود. مازندران شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با سایر استان‌های کشور دارد که لازم است به آن‌ها توجه ویژه شود. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها در مدل توسعۀ شهر-روستای این استان است؛ فاصله‌ای میان شهرها و روستاهای استان مازندران نیست و شهرها نیز فاصله بسیار کمی از یکدیگر دارند.

این امر ضرورت مدیریت متکی به مدل توسعۀ استان را در بحث مدیریت جامع پسماند ضروری می‌کند. بر هماهنگی بین نهادهای مرتبط در مسئلۀ پسماند در همۀ استان تأکید می‌شود تا سیاست‌گذاری و اقدامات بهنگام، هم‌زمان و اثربخش و پایدار رقم زده شود؛ اتفاقی که در عمل به حد کفایت محقق نشده است.

وضعیت حکمرانی منابع و پایداری مدیریت پسماند مازندران

حکمرانی در مسیر بهبود کیفیت روندها، تصمیم‌ها، نهادها و بازیگران گام برمی‌دارد. حکمرانی فرایندی است که به موجب آن جوامع یا سازمان‌ها، تصمیم‌های مهم خود را اتخاذ می‌کنند و آن‌ها را در روند کنش‌های‌شان به‌کار می‌بندند؛ حکمرانی خوب یعنی داشتن قوانین خوب، نظارت جدی بر اجرای قوانین و شایستگی و تمایل به پیروی از آن‌ها. رادریک استاد مدرسۀ حکمرانی هاروارد حکمرانی را فضیلتی قلمداد می‌کند که کمک خواهد کرد تمرکز اصلاحات به سمت اهدافی باشد که هدف نهایی مطلوبی را به ارمغان بیاورد. حکمرانی منابع طبیعی با تمرکز بر اصل شفافیت و پاسخگویی بر این باور است که:

-افشای واقعی اطلاعات از سوی سازمان‌های دولتی (شیوه‌های گزارش‌دهی عملکردها) نشانگر شفافیت در عمل است.

-تنظیمات نهادی و قانونی درجه‌ای است که قوانین، مقررات و ترتیبات نهادی شفافیت، پاسخگویی و رقابت آزاد و منصفانه را تسهیل می‌کند.

-اقدامات حفاظتی و کنترل کیفیت نشانگر وجود و کیفیت نظارت‌ها و سازوکارهایی نظارتی است که صداقت و محافظت از تضاد منافع را تشویق می‌کند.

-توانایی زمینۀ اجتماعی به گسترش شعاع حکمرانی در اقدامات مربوط به پاسخگویی، اثربخشی دولت، حاکمیت قانون، فساد و دموکراسی تمرکز دارد (که برآمده از ظرفیت دولت است).

بخش بزرگی از زباله‌های تولیدشده در سوئد در تأسیسات تبدیل زباله به انرژی سوزانده می‌شود، جایی که آب برای گرمایش منطقه‌ای و هم‌چنین برق تولید می‌شود. درنتیجۀ تمامی اقدامات انجام‌شده، کمتر از یک درصدِ کل زباله‌های تولیدی در کشور در محل دفن زباله‌ها ریخته می‌شود۱.  مطابق گفت‌وگو با کنشگران پسماند در مازندران، مهم‌ترین مسئله در مدیریت پسماند مازندران مربوط به زبالۀ «تر» است که به‌دلیل دفع غیراصولی و غیربهداشتی محل‌های دپوی زباله منشاء بحران پسماند در استان شده است.

براساس گزارش‌های مراکز جمع‌آوری و دپوی زباله، استان مازندران از کمترین استانداردهای لازم برخوردار است. شافیت و پاسخگویی دربارۀ روند دپوی زباله در استان موجود نیست. فقدان آمار و اطلاعات به‌روز و جامع از مدیریت پسماند در استان منجر به ناکارآمدی مداخلات در مدیریت پسماند است. چرایی و هزینۀ انتخاب مدل مدیریت پسماند به‌واسطۀ کارخانه‌های زباله‌سوز یا کمپوست و … شفاف نیست و سازوکارهای نظارتی مدیریت پسماند استان غیرشفاف است و تنظیم‌گری شهرداری‌ها در تعامل با دولت محلی در هاله‌ای از ابهام دنبال می‌شود.

مطابق نظرات متخصصان، بهسازی مراکز دفن زباله در مازندران اولین اقدام عقلانی و کارشناسی است که از نظر پنهان مانده است. با بهسازی مراکز دفن زباله تولید و انتشار شیرابه‌ها کنترل می‌شود و از پراکندگی زباله و انتشار آن جلوگیری می‌شود. براساس رویکرد حکمرانی منابع، برنامۀ مدیریت پسماند باید سه اصل نظارت، شفافیت و پاسخگویی را هم‌زمان در طول برنامه در دستور کار قرار دهد. این اصول سه‌گانه امکان پیگیری و رصد هم از طرف مقامات و هم از طرف جامعه محلی را فراهم می‌کند. این عوامل نه‌تنها به افزایش سرمایۀ اجتماعی از حیث اعتماد، تقویت بنیان‌های مشارکتی و حمایت و همراهی اجتماعی کمک می‌کند بلکه به یکپارچگی برنامه و تعامل بین بخشی و بین سازمانی نیز منجر می‌شود.

 بایدها در تغییر مدل حکمرانی منابع با تأکید بر مدیریت پسماند مازندران

  • تنظیم‌گری در مسئلۀ مدیریت پسماند مازندران

بر اساس مادۀ ۴ آیین‌نامۀ اجرایی قانون مدیریت پسماندها، باید تا پایان سال ۱۳۹۲ همۀ پسماندهای عادی جمع‌آوری می‌شد، ولی متأسفانه اجرایی نشد و بنا بر مادۀ ۱۹۲ قانون برنامۀ پنجم توسعه نیز تا پایان برنامه، دفن پسماند در شهرهای شمالی و ساحلی با جمعیت کنونی ممنوع است. برای دفن زباله چندین روش بهداشتی و اصولی وجود دارد که کمترین آسیب را خاک، آب و هوا وارد می‌کند اما مطابق قانون هیچ‌یک از روش‌ها به‌طور کامل اجرایی نشد. ضمن این‌که طبق قانون ضروری‌ست مراکز دفن زباله را هم‌چون دیگر کشورها در استان کاهش دهیم که این مهم نیز اجرایی نشده است.

بهسازی محل‌های دفن زباله اولین و شاید مهم‌ترین اقدام ضروری است که باید در اولویت برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مدیریت جامع پسماند در مازندران در دستور کار قرار می‌گرفت. براساس گزارشی از سازمان بهداشت جهانی، بی‌توجهی به جمع‌آوری و دفع صحیح زباله می‌تواند ۳۲ مشکل محیط‌زیستی ایجاد کند که مقابله با آن‌ها به‌سهولت امکان‌پذیر نیست. بی‌تردید برنامه‌ریزی به‌منظور دفع صحیح زباله و توجه به آثار زیان‌بار آن بر محیط‌زیست در هر کشوری یکی از اصول مهم و ضروری در تأمین منافع بلندمدت و حرکت در مسیر توسعۀ پایدار است. یکی از مؤلفه‌های مهم توسعۀ پایدار، مدیریت پسماند است که این مدیریت مستلزم ایجاد زمینه‌ها و برنامه‌های لازم است. دولت محلی با تنظیم‌گری بین نهادهای متولی و مرتبط امر، باید طی یک برنامۀ پنج‌ساله وضعیت نابسامان مدیریت پسماند را به سمت وضعیت مدیریت‌شده و کنترل‌شده تغییر دهد. تنظیم‌گری دولت محلی می‌تواند شاکلۀ حل بحران پسماند و ضمانت پایداری منابع سرزمینی باشد.

دولت محلی ضمن نظارت بر حسن اجرای بندهای قانون مدیریت پسماند در استان باید در دستور کار مشترک برنامۀ جامع و هماهنگ نهادی را ابلاغ و بر حسن اجرای آن نظارت کند. در این بین، نهاد خانواده یکی از نهادهای مهمی است که می‌تواند در مدیریت پسماند مشارکت فعالانه داشته باشد. اما پیش از آن حساس‌سازی جامعۀ محلی به مسائل و چالش‌های ناشی از فقدان مدیریت پسماند و نشان دادن قدرت تأثیرگذاری و اثربخشی کنش افراد و خانواده‌ها در بهبود وضعیت مدیریت پسماند لازمۀ ورود و تشویق به مشارکت فعالانه و پایدار خانواده‌ها در این بحران است. نهاد آموزش‌وپرورش در همکاری با نهاد شهرداری‌ها و دهیاری‌ها و البته رسانۀ محلی و ملی می‌تواند بسترهای آگاهی‌بخشی، مسئولیت‌پذیری و اطلاع‌رسانی عمومی را مهیا کند. در همۀ دنیا نهاد خانواده یکی از مهم‌ترین ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان درگیر در مدیریت پسماند به‌شمار می‌رود.

  • مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت‌ها، بنگاه‌ها و نهادهای استان در مدیریت پسماند

شکل‌گیری مراکز غیررسمی جمع‌آوری زبالۀ خشک و چرخش مالی که کمترین نظارت و پاسخگویی را در مسئولیت‌پذیری شرکت‌ها و صنایع برایشان ایجاد کرده است یکی از چالش‌های حل‌نشدۀ مدیریت پسماند در مازندران و همۀ ایران محسوب می‌شود. ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت‌ها و بنگاه‌های تولیدی و کسب‌وکارها در استان یکی از ظرفیت‌های نهادی است که در مدیریت پسماند استان نیاز به توجه و نظارت دقیق‌تری دارد.

در همۀ دنیا هر شرکت و بنگاه تولیدی باید سهم خود را در قبال مصرف و تخریب منابع زمین پرداخت کند. در مازندران از دیرباز، بخش خصوصی مشغول جمع‌آوری پسماند خشک با ارزش اقتصادی بوده که کمتر خود را مسئول مدیریت مابقی پسماند در استان دیده است. بنا بر مسئولیت‌پذیری سازمان‌ها، بنگاه‌ها، تولیدکنندگان و…، لازم است در مازندران نیز برنامۀ جامع مسئولیت‌پذیری اجتماعی و محیط‌زیستی با عنوان «سرمایه‌گذاری اجتماعی برای پایداری سرزمین» تعریف شود و از این طریق این ذی‌نفعان سهمی فعالانه در بهبود وضعیت پسماند مازندران بر عهده گیرند. با توجه به گردشگرپذیر بودن مازندران، لازم است در راستای مسئولیت تولیدکنندۀ زباله، دستورالعمل و برنامه‌ای تدوین شود تا امکان مشارکت مسئولانۀ همۀ بهره‌مندان از منابع در مدیریت پسماند ترویج و توسعه یابد.

  • اجرای حسابرسی سبز در مدیریت پسماند استان

حسابرسی سبز یا اقتصاد سبز موضوعات مغفول‌مانده در مسئلۀ مدیریت پسماند مازندران است. حسابرسی اجتماعی یک روند دموکراتیک و اجتماع‌محور است که درصدد مشارکت ذی‌نفعان در حل یک مسئلۀ اجتماعی در محل سکونت‌شان است. این حسابرسی مکمل حسابرسی مالی است. با توجه به هزینه‌های هنگفتی که فقدان مدیریت پسماند متوجه زیست‌بوم مازندران کرده، لازم است مقولۀ «حسابرسی سبز» ذیل مدیریت جامع پسماند در استان تعریف شود. گزارش حسابرسی نیز به‌طور شفاف در اختیار همۀ شهروندان مازندرانی و ایرانی قرار گیرد تا در جریان بار مالی و اقتصادی محاسبه‌نشدۀ فقدان مدیریت بهینۀ پسماند در استان قرار گیرند. هدف از حسابداری محیط‌زیستی، تهیۀ اطلاعاتی به‌منظور کمک به مدیران در امر ارزیابی عملکرد، کنترل، تصمیم‌گیری و گزارشگری برای یک سازمان یا منطقه است. حسابداری محیط‌زیست بر پایۀ مفاهیم، معیارها و ارزش‌های محیط‌زیستی و اقتصادی بنا شده است. تجربۀ کشور در حوزۀ اقداماتی ازاین‌دست که نیازمند همراهی بخش مردمی و مدنی با دولت است نشان داده باید  موضوع «توانمندسازی محلی۲» و «حلقۀ پایداری۳» در اصول برنامه گنجانده شود.

  • تقویت بسترهای مشارکت اجتماعی در مدیریت پسماند

مشارکت اجتماعی فعال در برنامۀ مدیریت پسماند نیازمند پذیرش اجتماعی است. یعنی تا زمانی که مردم برنامه‌ را درک نکنند و کاربردی و مفید تشخیص داده نشود، محال است موفقیتی در پیشبرد آن حاصل شود. فلوز (۱۹۹۹) تأکید می‌کند سنگ بنای موفقیت مدیریت پسماند، مشارکت مناسب مردم و تمایل آن‌ها به حفظ و تداوم آن است. درواقع این نفوذ و مقبولیت در جامعۀ محلی است که بستر مشارکت و همراهی را فراهم می‌کند. لمس اثر واقعی رفتار در زندگی شخصی و محیط بیرونی یا احساس سهیم بودن در بهبود وضعیت مدیریت پسماند و کاهش تولید زباله از مواردی است که افراد را به سمت کنش مشارکت‌جویانه سوق می‌دهد.

ماریا اوجالا در مطالعه‌ای نشان داده است برای افرادی که به‌شدت نگران محیط‌زیست هستند، افزایش امیدواری به تأثیرگذاری و اصلاح از طریق کنش محیط‌زیستی مناسب، سبب افزایش مشارکت در بازیافت می‌شود. اما با تشدید باور به بحران محیط‌زیستی و کاهش امید به اصلاح، رفتار محیط‌زیستی بازیافت کاهش می‌یابد. نکتۀ مهم این است که این ادراک دوطرفه است به‌صورتی‌که درک سازمان از برنامه و مردم اگر در یک راستا باشد، می‌تواند مشارکت فعال و عمومی را جلب کند. دراین‌بین داشتن برنامۀ مدون و عملیاتی مبنای کار است تا مردم در طول زمان قدرت پذیرش تداوم در مشارکت را به‌دست آورند.

مدیریت ناپایدار و ازهم‌گسیخته و شلختۀ پسماند در مازندران باعث تخریب منابع و هدررفت سرمایه‌های ملی شده است. با توجه به نقش استراتژیک مازندران در کشور به‌لحاظ امنیت غذایی و داشتن منابع ارزشمند ملی و جهانی، محافظت از منابع طبیعی استان یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های سیاست‌گذاری و مدیریت استراتژیک به شمار می‌رود. در همۀ دنیا مدیریت پسماند به‌نحوی انجام می‌شود که درنهایت به نفع منافع محلی و ملی باشد؛ از پسماند به‌عنوان طلای کثیف یاد می‌شود و یکی از منابع تولید انرژی محسوب می‌شود.

اگرچه پسماند یک تهدید جدی برای پایداری اکوسیستم قلمداد می‌شود اما بسیاری از کشورهای دنیا این تهدید و خطر جدی را به فرصت مبدل کرده‌اند. موضوعی که در کشور ما و به‌ویژه مازندران مغفول مانده است. مازندران به دلیل قرار گرفتن در کمربند سبز جزو استان‌های حاصلخیز و خوش آب‌وهوای ایران محسوب می‌شود که همین باعث شده در سال‌های اخیر تقاضا برای سفر و سکونت در مازندران بسیار افزایش یابد. مقامات استانی و کشوری در مسئلۀ مهاجرت فزاینده به استان و سرریز جمعیتی در استان باید هوشمندانه عمل کنند، یکی از آن‌ها همین مدیریت پسماند تولیدشده در استان است که به بحران بدخیمی برای سرزمین مازندران و مازندرانی‌ها تبدیل شده است.

با مدیریت پسماند، بخش مهمی از بحران تخریب جنگل و دریای خزر و رودها در مازندران کاهش می‌یابد. هم‌چنین مسئلۀ آلودگی آب و خاک که با سلامت ساکنان این استان ارتباط مستقیم دارد حل خواهد شد. ازاین‌رو حل ابرچالش پسماند در مازندران که تنیده با چالش‌های محیط‌زیستی، اقتصادی، اجتماعی، بهداشت و سلامت استان است مرتفع خواهد شد.

در حال حاضر شاهد سیاست‌ها و برنامه‌هایی با کمترین اثربخشی هستیم که بودجه‌های هنگفتی صرف آن‌ها شده است بدون این‌که دستاوردی در حل چالش‌های این استان داشته باشد. برای برون‌رفت ابرچالش پسماند در مازندران و البته همۀ ایران، نیازمند رویکرد فرایندمحور و برنامه محوری با محوریت حکمرانی خوب منابع هستیم که در یک برنامۀ مشترک یکپارچه به نتیجه برسد.

اگر مدیریت تقریباً هفتاد درصد زبالۀ تر در استان با مشارکت خانواده‌ها به‌عنوان اولین و جدی‌ترین ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان داستان پسماند مازندران با یاری سایر نهادهای دولتی و غیردولتی در سطوح روستا، بخش، دهستان، شهر و شهرستان با نظام حکمرانی منابع اجرا شود، می‌توان تهدید موجود را نیز تبدیل به فرصت کرد. درواقع مشکل محوری استان، مدیریت پسماند تر است که جمع‌آوری غیراصولی و دفع غیر بهداشتی آن منجر به تشدید بحران پسماند در استان شده است.

تدوین مدیریت استراتژیک در یک برنامۀ جامع عملیاتی مدیریت پسماند مازندران با همکاری همۀ نهادها در شهرها و روستاهای استان باید در دستور کار دولت محلی و ملی قرار گیرد. اقدامات جزیره‌ای و تکه‌پاره در هر گوشۀ استان نمی‌تواند مدیریت پایدار پسماند در استان مازندران بینجامد. مدل توسعۀ شهرها و روستاها در مازندران به‌گونه‌ای‌ست که باید در یک استراتژی یکپارچه و هماهنگ دست‌به‌کار حل بحران شد. شهرها و روستاهای مازندران کمترین فاصله را از یکدیگر دارند و گویی مازندران ابرشهری است که چندصد مدیر و سیاست‌گذار شهری دارد که هریک به دنبال پیروزی بر سایر رقیبان است.

این در حالی‌ست که مازندران یک ابرشهر محلی و ملی محسوب می‌شود که نیازمند مدیریت مشارکتی در حل ابرچالش پسماند است. در همۀ دنیا توجیه نیروگاه‌های زباله‌سوز برآمده از حجم مشخصی از زباله- که البته به‌طور اصولی جمع‌آوری و تفکیک شده است- در طول روز است که بتواند پاسخگوی تولید انرژی باشد. و بنا بر گفتۀ متخصصان، مدیران و کنشگران استان، برخی از شهرهای استان چنین ظرفیتی را ندارند و لازم است چند شهر در یک برنامۀ مشترک این سطح از مدیریت پسماند را برعهده بگیرند.

در حل بحران پسماند مازندران باید فرایندمحور اندیشید و سیاست‌گذاری یکپارچه، عملیاتی، بلندمدت و واقع‌بینانه را در یک اقدام مشترک زمان‌مند در دستور کار قرار داد. ازطرفی لازم است در کنار همۀ این موارد شهرداری و دهیاری‌ها، به‌منظور ترویج فرهنگ تفکیک زباله در شهر، سطل‌های بازیافت را در مکان‌های عمومی قرار دهند و حساسیت عمومی را به تغییر رفتار مدیریت پسماند معطوف کنند.

پانویس‌ها

  1. https://smartcitysweden.com/focus-areas/climate-environment/waste-management/
  2. local empowerment
  3. stability

منابع

  1. پوراصغر سنگاچین، فرزام. (۱۴۰۰). چالش‌های فراروی مدیریت پسماندها در ایران، ص ۱۸- از کتاب گزارش تخصصی نشست علمی‌تخصصی ۴۶ مدیریت پسماند: چالش‌ها و فرصت‌ها، سازمان برنامه و بودجۀ کشور، مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری. مجموعه گزارش شماره ۳۰۳. ناشر، مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری.
  2. جعفرصالحی، سحر (۱۳۹۴). بررسی وضعیت مدیریت پسماندهای خانگی در مازندران، به سفارش معاونت پژوهشی مرکز بررسی‌های ریاست جمهوری.
  3. جعفرصالحی، سحر. اشتیاقی، معصومه. (۱۳۹۹). حل مسئلۀ پسماند مازندران در گرو جلب مشارکت اجتماعی و تقویت نهادهای مدنی، طرح پژوهشی، استانداری مازندران.
  4. حجازی، رضوان. اسلامی، کیمیا. (۱۳۹۵). حسابداری محیط‌زیست با تأکید بر مدیریت پسماندهای خشک شهری، فصلنامۀ علمی و پژوهشی حسابداری مدیریت، سال نهم، شمارۀ سی‌ام، ص. ۲۱-۳۸.
  5. فاضلی، محمد. اشتیاقی، معصومه. فکری، محمد. (۱۳۹۸). جامعه‌شناسی کنش محیط‌زیستی (تفکیک پسماندهای خانگی از مبدأ)، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
  6. کافمن، دانیل. (۱۴۰۰). حکمرانی خوب و توسعه: دیدگاه­ها و یافته­های دانیل کافمن دربارۀ حمکرانی، ترجمۀ مهدی مقدری، تهران، انتشارات نگاه معاصر.
  7. نعمتی، مرتضی و همکاران. (۱۳۹۸). سنجش و ارزیابی شاخص­های مدیریت بهینۀ پسماند در مناطق روستایی شهرستان آبادان، فصلنامۀ علمی برنامه­ریزی منطقه­ای، سال ۱۰، شمارۀ پیاپی ۳۸، ص. ۸۱-۹۴.
  8. NUWATUHA GEORGE. (2023). Stakeholder Participation on Urban Solid Waste Management in Central Uganda, American Research Journal of Humanities & Social Science (ARJHSS) E-ISSN: 2378-702X, Volume-06, Issue-11, pp-62-72, www.arjhss.com

فصلنامۀ صنوبر، سال هشتم، شمارۀ ۲۶ و ۲۵، ص ۱۲۶ تا ۱۳۵

پیام بگذارید