مهرداد نیکویی/ جنگلهای استان گیلان با مساحتی بالغ بر 645886 هکتار بهعنوان بخشی از جنگلهای شمال ایران از قدمتی بین 50-25 میلیون سال برخوردار هستند. تنها معدودی از جنگلهای دنیا دارای چنین قدمتی هستند. گونههایی مانند شیردار، توسکای ییلاقی، خُرمندی، انجیلی، سفید پلت و بلندمازو از گونههای بازمانده و فسیل زنده در این جنگلها بوده و عمر برخی از درختان این جنگلها به حدود 3000 سال میرسد.
در این جنگلها حدود 80 گونهی درختی پهنبرگ و 50 گونهی درختچهای و 4 گونه سوزنیبرگ وجود دارد. بودن جنگلهای پهنبرگ و مرطوب در عرض جغرافیایی کمتر از 40 درجه در جهان گیاهی یک استثناء به شمار میرود. خدمات اکوسیستمی این جنگلها شامل ذخیرهی آب، کاهش رواناب، جلوگیری از فرسایش خاک و کنترل سیلاب، ترسیب کربن، جنبههای توریستی و گردشگری، تنوع زیستی، محصولات چوبی و غیرچوبی و چوب سوخت میشود. ارزشهای متعدد محیطزیستی، ژنتیکی و اقتصادی این جنگل آن را به جنگلی بیبدیل در دنیا تبدیل کرده است.
مروری بر حدود 110 سال مدیریت جنگل در ایران نشاندهندهی اتفاقات و رویدادهای متفاوتی است. در سال 1298 شرکتهای خارجی، بهرهبرداری از درختان جنگلی شمشاد، گردو و بلوط را طی ده سال در این جنگلها انجام دادند. در سال 1307 اتریشیها مدیریت در این جنگلها را آغاز کردند. در سال 1318 ادارهی کل فلاحت با مدیریت مهندس کریم ساعی (پدر جنگلبانی ایران) تشکیل و ادارات کل در مناطق چهارگانه (گیلان، نوشهر، ساری و گرگان) تشکیل شد. در سال 1322 اولین قانون حفاظت از جنگلهای شمال ایران تصویب شد. بین سالهای 1334-1331 قوانینی در ارتباط با کاربری اراضی و تبدیل جنگل تصویب شد.
در سال 1341 قانون ملّی جنگل تصویب شد و طرحهای جنگلداری در شمال ایران تهیه و اجرا شد. با تشکیل وزارت منابع طبیعی اتفاق بزرگی در راستای احقاق جایگاه جنگل در ایران به وجود آمد، ولی متأسفانه بهسرعت و در سال 1350 جایگاه آن به سازمان جنگلها و مراتع کاهش یافت. تحولات جنگلبانی در ایران بعد از انقلاب اسلامی ادامه یافت و بین سالهای 1365-1359 طرح جامع جنگلداری با تکیه بر مسائل اقتصادی-اجتماعی جنگلنشینان تهیه شد. در سال 1365 طرح تعاونیهای جنگلنشین تصویب و در مدّت 12سال 20 تعاونی جنگلنشین در جنگلهای شمال ایران تشکیل شد.
در ادامه و از آغاز سال 1366 طرح تجمیع خانوارهای روستایی داخل جنگل و خروج دام از جنگل آغاز شد. در سال 1379 نتایج بازنگری پایش ده سالهی این جنگلها منتشر و برای اولین بار بحث تنفس جنگل مطرح شد. سه سال بعد طرح صیانت از جنگلهای شمال کشور تصویب و در قالب آن مقرّر شد تا میزان برداشت از این جنگلها روند نزولی به خود گرفته و کاهش یابد و طی این مدّت میزان برداشت از جنگلهای استان گیلان از 151014 مترمکعب در سال 1381 به حدود 5058 مترمکعب در سال 1394 رسید در سال 1394 ایدهی تنفس جنگل مطرح و از آن بهعنوان نسخهی شفابخش جنگلهای شمال ایران یاد شد.
سؤال اساسی اینجاست که چرا علیرغم تمام تلاشهای سازمان جنگل در دهههای گذشته همچنان شاهد کاهش کمّی و کیفی جنگلها در شمال ایران هستیم؟ واقعیت امر این است که در دهههای گذشته عوامل متعدّدی مانند حضور گستردهی جنگلنشینان و جوامع محلّی در جنگل و فقر و بیکاری آنها، وابستگی معیشتی جنگلنشینان به فعالیتهای ناسازگار با حفظ جنگل مانند دامداری، زراعت و تأمین چوب سوخت، نارسایی قوانین و مقرّرات مربوط به جنگل و عدم ضمانت اجرایی قوانین موجود و فقدان قوانین جدید بروز، عدم توجه به پیامدهای محیطزیستی و ناهماهنگی در اجرای طرحهای توسعهای در عرصههای جنگلی، تغییر کاربری گسترده و تبدیل اراضی جنگلی، انباشت زباله در عرصههای جنگلی، حریق و قاچاق چوب از مهمترین چالشهای پیش روی جنگلهای استان گیلان بوده است و روند طرحهای مدیریتی فوقالذکر به دلیل در نظر گرفتن مقطعی و کوتاهمدّت چالشها و با اتکا به بودجههای نوسانی دولت نتوانسته است مؤثر واقع شود.
در سایهی ناکارآمدی مدیریتی در سازمان جنگلها، ضعف ساختار نظرات و حفاظت از جنگلها، کمبود نیروهای تخصصی و توانمند، نظرات ناکافی و نادرست بر مجریان طرحهای جنگلداری، اصرار بر اجرای طرحهای جنگلداری بر مبنای متد قبلی و شرح خدمات منسوخ و عدم توجه به معیارها و شاخصهای پایداری جنگل و مندرجات طرح صیانت از جنگل، همراه با افزایش دیدگاههای محیطزیستی در جامعه و فشار سازمانهای مردمنهاد، طرح تنفس جنگل کلید خورد و این آغاز خروج تصمیمگیری از ساختار سازمان جنگلها بود.
در این بستر و با در نظر گرفتن شروط کلیدی مانند واردات چوب، حفاظت بیوقفه از جنگل، ایجاد واحدهای کار در هر حوضهی آبخیز، حلّ مشکل چرای دام، حلّ مشکل چوب سوخت روستاییان، مبارزه با برداشت چوب قاچاق و تغییر در ساختار تشکیلاتی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، طرح تنفس شروع شد و جنگلهای استان گیلان از سال 1396 از مدار طرح جنگلداری خارج و به تنفس رفت. علیرغم اینکه در برنامهی ششم توسعهی کشور و بر اساس بند «ف» مادهی 38 شروع ممنوعیت برداشت چوب از ابتدای سال چهارم و سال 1399 تعیین شده بود با بخشنامهی شمارهی 6004/020 مورخ 16/3/96 وزیر جهاد کشاورزی، توقف برداشت چوب از جنگلهای شمال و بهتبع آن استان گیلان کلید خورد.
در زمان اجرای طرح تنفس جنگل 116654 هکتار از جنگلهای استان دارای طرح جنگلداری و مجری، 94347 هکتار دارای طرح جنگلداری فاقد مجری، 57605 هکتار دارای طرحهای تولیدی، 262381 هکتار طرح جنگلداری غیرفعال، 94376 هکتار جنگل حفاظتشده، 15934 هکتار پارک جنگلی و نهالستان و 4584 هکتار جنگلکاری ساحلی بود. در راستای اجرای تنفس جنگل 11 مجری طرح جنگلداری در استان گیلان با حدود 1500 نفر کارگر و کارمند، 75 کارشناس، 350 نیروی حفاظتی، 100 دستگاه ماشین سبک و 75 دستگاه ماشینآلات سنگین از عرصهی مدیریتی جنگل خارج شدند.
نگاهی به همین موضوع نشان میدهد که در این راستا اتفاق خاصی نیفتاد و فقط 116654 هکتار جنگل با شرایط مطلوب به سرنوشت 529232 هکتار باقیمانده دچار شدند که از اول در تنفس بودند. عمده تخریبها هم در این جنگلها در حال انجام بود و هست. لازم به ذکر است که در زمان اجرای طرح تنفس میزان برداشت از جنگلهای گیلان به حدود 50058 مترمکعب رسیده بود که در قالب طرحهای در حال اجرا مقدار برداشت سالیانه 4/0 مترمکعب در هکتار در سال را نشان میدهد که با همین مقدار برداشت و با درونزا بودن اقتصاد طرحها، کلّ جنگلهای استان مدیریت میشد و خیلی وابسته به بودجههای دولتی نبود.
مهمترین پیامدهای اجرای ایدهی تنفس در سه سال گذشته
بیم آن میرفت که تخریبهایی که در سالهای گذشته و در جنگلهای فاقد طرح و همچنین مناطق تحت حفاظت سازمان محیطزیست اتفاق افتاده بود، در سایهی تعطیلی طرحهای جنگلداری، در مناطق دارای طرح هم به وقوع بپیوندد که اتفاق افتاد. درواقع پاشنه آشیل طرح تنفس، عدم تخصیص منابع مالی برای حفاظت فیزیکی و تعطیلی حفاظت فنّی از جنگل بود که عملاً این اتفاق در این سه سال روی داد. در سایهی تنفس جنگل رویکرد مدیریت علمی از جنگلهای استان رخت بست و نظام نظارتی جنگل چه در بُعد حفاظتی و چه در بُعد فنی ویران شد. با خروج مجریان طرحهای جنگلداری برنامهی خاصی برای ساماندهی نیروهای حفاظتی جنگل وجود نداشت و استفادهی درست و بهموقع از این نیروها نشد. به همین دلیل و با در نظر گرفتن حقوقهای کم و ناچیز برای قرُقبانان و کاهش انگیزههای کاری زمینه برای قاچاق چوب و قطع غیرمجاز درختان فراهم شد و روند قاچاق چوب که از گذشته هم وجود داشت در این دوران شدّت یافت و علاوه بر عرصههای فاقد طرح، به مناطق دارای طرح هم تسرّی پیدا کرد.
همزمان بحث حفاظت فنی بهکلّی فراموش شد و بحث احیاء و غنیسازی جنگل از طریق جنگلکاری مورد بیتوجهی قرار گرفت. با عدم ترمیم و نگهداری جادههای جنگلی زمینهی تخریب آنها مهیا و محور مدیریت جنگل در معرض نابودی قرار گرفت و حدود 8000 کیلومتر راه جنگلی تقریباً در آستانهی انسداد و تخریب قرار دارد. برای ساخت این حجم از جادههای جنگلی هزینهی زیادی صرف شد که در سایهی تنفس جنگل نابود شد. عدم تعمیر و نگهداری این جادهها ضمن فراهم نمودن زمینههای لغزش و رانش، زمینهی افزایش رواناب و رسوب به منابع آبهای جاری در حوزههای آبخیز جنگلی را مهیا نموده است.
عدم حضور بهموقع و مؤثر قرُقبانان در جنگل، زمینهی تخریب پایههای سیمی و ورود دام به عرصههای جنگلکاری را فراهم نمود و این عرصهها مورد تخریب دامهای رها شده در جنگل قرار گرفت. بحث پرورش و برشهای پرورشی در سایهی ممنوعیت برداشت چوب متوقف و این موضوع حتّی به عرصههای دستکاشت هم سرایت کرد، در حالیکه برشهای پرورشی یکی از مهمترین ابزارهای جنگلشناسی برای مدیریت جنگل است. در سایهی تغییرات اقلیمی و بروز طوفان و تندبادهای شدید پایههای درختی زیادی بهصورت ریشهکن و افتاده در عرصههای جنگلی درآمدند و رها شدند که امکان بروز آفات و بیماریها همراه با افزایش احتمال آتشسوزی در جنگل را به همراه دارند. بسیاری از این درختان در کنار جادههای جنگلی بهصورت بادافتاده، ریشهکن و شکسته رها شده و پوسیدهاند و محورهای مواصلاتی جنگل را مسدود نمودند.
در این سه سال سازمان جنگلها چه کرد؟
ایدهی تنفس از ابتدا هم برنامهی مشخصی برای مدیریت جنگلها نداشت و تمام تلاش خود را کرد که عدم موفقیت در این 110 سال مدیریت را مستقیم به برداشت چوب از جنگل ربط دهد. بعد از به کرسی نشستن تنفس جنگل و اجرای سریع و بدون برنامهی آن در استان گیلان، سازمان جنگلها نتوانست جلوی پیامدهای مشهود و ناگوار آن را بگیرد درحالیکه سالها با این پیامدها و در عرصههای فاقد طرح جنگلداری درگیر بود ولی تنها چیزی که عایدش شد تعمیم این پیامدها به مناطق دارای طرح جنگلداری بود. با توجه به اینکه موظف به اجرای طرح جامع در برنامهی ششم توسعه بود ابتدا به سراغ یک طرح جایگزین رفت ولی برای آن نیاز به مطالعات تفصیلی بود که این کار نیاز به زمان زیادی داشت. سپس دریافت که برای این کار ابتدا باید طرحهای نیمه تفصیلی تهیه شود و سپس بر مبنای آن طرحهای تفصیلی و اجرایی تهیه شود.
سردرگمی که هنوز به نتیجهی خاصی نرسیده است و معلوم نیست که برنامهی آن برای حفاظتِ بهخصوص بخش فنی چیست و در این فاصله جادههای جنگلی از بین میرود، جنگلکاریها نابود میشود، دامدار همراه با دام به داخل جنگل باز میگردند، قاچاق چوب تشدید میشود، توریسم و تفرج بیبرنامه بر تخریب جنگل میافزاید و روند کاهش کمی و کیفی جنگل تسریع مییابد. طرحی که قرار بود نسخهی نجات جنگلهای شمال و از جمله گیلان باشد فروپاشیده است. تنها نتیجهاش آنکه برداشت چوب در قالب طرحهای جنگلداری عامل تخریب کمی و کیفی جنگلهای شمال ایران نبود و نیست.
نشان آنکه بیش از 50 درصد جنگلهای استان نه طرح دارند و نه در قالب طرح، برداشتی در آنها صورت گرفته است ولی جزو مخروبهترین جنگلهای استان میباشند و اگر امروز از جنگلبانی بپرسید که بهترین جنگلهای استان کجاست حتماً یا ناو اسالم را به شما معرفی میکنند یا شنرود لاهیجان. جنگلهایی که در سایهی اجرای درست طرحهای جنگلداری، نظارت درست ناظران و حفاظت فیزیکی و فنی مدیران این جنگلها همچنان شاخصهای جنگلهای پایدار را دارا هستند که بیم آن میرود در مسیر طرح تنفس، این اندک جنگلهای باقیمانده را هم از دست بدهیم.
فصلنامۀ صنوبر، سال پنجم، شمارۀ 13 و 14، ص 58 تا 63.