یوزپلنگ آسیایی در میانۀ تهدیدها و تلاش‌های حفاظتی

زهرا انوشه/ چهارم دسامبر، روز جهانی یوزپلنگ است. این روز در سال ۲۰۱۰ توسط صندوق حفاظت از یوزپلنگ برای افزایش آگاهی در مورد کاهش جمعیت و کوچک شدن زیستگاه‌های سریع‌ترین حیوان خشکی‌زی روی زمین تأسیس شد. تحلیل وضعیت کنونی یوزپلنگ، به‌ویژه زیرگونۀ منحصربه‌فرد آسیایی، روایتی غم‌انگیز اما آموزنده از تقابل تخریب سیستماتیک محیط‌زیست و تلاش‌های نومیدانۀ حفاظتی است.

قرار گرفتن یوزپلنگ در آستانۀ انقراض، مثل تمامی دیگر مسائل و مشکلات محیط‌زیستی پدیده‌ای تک‌عاملی نیست، بلکه نتیجۀ مرکب و تشدیدشوندۀ عوامل تهدیدکننده‌ای است که در یک چرخۀ نامبارک، بقای این گونه را نشانه گرفته‌اند.

قلب تپندۀ بحران یوزپلنگ، ناپدید شدن و قطعه‌قطعه شدن بی‌سابقۀ قلمروهای وسیع مورد نیاز آن است. یوزپلنگ، به‌عنوان گونه‌ای وابسته به عرصه‌های باز و وسیع برای دستیابی به سرعت تعیین‌کننده در شکار و دیگر ملزومات زیستی، به زیست‌بوم‌های ساوانا، استپ و بیابان‌های نیمه‌باز وابسته است. توسعۀ کشاورزی تجاری، پروژه‌های عمرانی بزرگ، گسترش شهرها و شبکه‌های جاده‌ای، این عرصه‌های حیاتی را بلعیده و به جزایر کوچک و منزوی از هم تبدیل کرده‌اند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۷ در مجلۀ «Proceedings of the National Academy of Sciences» منتشر شد، نشان داد که یوزپلنگ‌ها ۹۱ درصد از قلمروی تاریخی خود در آفریقا و تمامی قلمروی خود در آسیا را از دست داده‌اند. این انزوا، جمعیت‌ها را در واحدهای کوچک و پراکنده محبوس نموده که خود، تهدید کاهش شدید طعمه را تشدید می‌نماید. یوزپلنگ‌ها عمدتاً شکارگران تخصص‌یافتۀ سم‌داران کوچک تا متوسط هستند.

شکار غیرقانونی طعمه‌ها برای گوشت، رقابت با دام‌های اهلی بر سر مرتع و آب و تخریب زیستگاه، جمعیت این گونه‌های طعمه را تا حد بحرانی کاهش داده است. در نتیجه، یوزپلنگ‌ها گزینه‌ای جز حمله به دام‌های اهلی ندارند، که این خود حلقۀ بعدی چرخۀ تهدید یعنی درگیری مستقیم با انسان را فعال می‌کند.

تعارض یوزپلنگ و انسان نیز پاسخ مستقیم و اغلب مرگبار دامداران و کشاورزان را به دنبال دارد. کشتن یوزپلنگ‌ها به عنوان تلافی، از ترس یا حتی برای حفاظت پیشگیرانه از دام، یکی از اصلی‌ترین علل مرگ‌ومیر آن‌ها در بسیاری از مناطق، از جمله ایران است. این تعارضات در بستر فقر جوامع محلی، فقدان مکانیسم‌های جبران خسارت کارآمد، و نبود برنامه‌های آموزشی مؤثر، تشدید می‌شود.

هم‌زمان، شبکه‌های جاده‌ای که زیستگاه‌ها را قطعه‌قطعه می‌کنند، عامل دیگری برای زوال جمعیت این گونه هستند. یوزپلنگ‌ها برای عبور بین زیستگاه‌های تکه‌تکه شده یا دنبال کردن طعمه، ناگزیر از عبور از جاده‌ها هستند. سرعت بالای آن‌ها و عادت به حرکت در عرصه‌های باز، آنها را نسبت به برخورد با خودروها به شدت آسیب‌پذیر می‌سازد. مرگ تنها چند فرد از یک جمعیت بسیار کوچک و منزوی می‌تواند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به تنوع ژنتیکی و بقای کل جمعیت وارد کند. گزارش‌های مستند سازمان حفاظت محیط‌زیست از تلفات یوزپلنگ‌ها در جاده‌های اطراف پناهگاه حیات‌وحش میاندشت و توران و غیره، گواه این خطر ملموس است.

افزون بر این، تجارت زندۀ بچه‌یوزپلنگ‌ها در سال‌های اخیر برای بازار حیوانات خانگی لوکس در خلیج فارس و دیگر مناطق، تهدید جدی‌ای علیه جمعیت‌های باقی‌مانده است. برای دستیابی به هر توله، اغلب چندین یوز بالغ کشته می‌شوند. این امر فشار مستقیم بردوش جمعیت‌های کوچک را مضاعف می‌نماید. اما شاید یکی از مخرب‌ترین و نامرئی‌ترین تهدیدها، کاهش تنوع ژنتیکی ناشی از حجم جمعیت بسیار کم و انزوا باشد. بر اساس آمارهای پراکنده، جمعیت یوزپلنگ آسیایی در بهترین حالت کمتر از ۳۰ فرد بالغ در طبیعت برآورد می‌شود.

در چنین جمعیت‌های بسیار کوچکی، آمیختگی خونی اجتناب‌ناپذیر است. این پدیده منجر به کاهش قدرت باروری، افزایش ناهنجاری‌های مادرزادی، کاهش مقاومت در برابر بیماری‌ها و کاهش توانایی انطباق با تغییرات محیطی می‌شود. در واقع، جمعیت حتی اگر از تهدیدات مستقیم انسانی نیز در امان بماند، ممکن است به دلیل فرسایش ژنتیکی به آرامی رو به زوال بگذارد.

آخرین سنگر یوزپلنگ آسیایی

کشور ایران به عنوان آخرین پناهگاه یوزپلنگ آسیایی، صحنۀ تقابل این تهدیدات جهانی با یک الگوی منحصربه‌فرد و پیچیده از چالش‌های محلی و تلاش‌های حفاظتی است. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، براساس آخرین برآوردهای علمی مبتنی بر دوربین‌گذاری و رصد مستقیم، جمعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران به زحمت به مرز ۲۰ فرد بالغ می‌رسد و روند کلی آن در دو دهۀ گذشته نزولی بوده است. این جمعیت عمدتاً در دو جمعیت اصلی مجزا از هم پراکنده است: جمعیت شمال‌شرق و جمعیت مرکزی. ارتباط بین این دو جمعیت به شدت محدود و پرخطر است.

این انزوای جمعیتی، بحران ژنتیکی را عمیق‌تر کرده و جمعیت را به‌طور مضاعف در برابر حوادث تصادفی آسیب‌پذیر نموده است. در این بوم‌سازگان حساس، تهدیدهای خاصی نیز خودنمایی می‌کنند. تغییرات اقلیمی و مدیریت ناپایدار منابع آب، خشکسالی شدید و مزمن و بیابان‌زایی را در زیستگاه‌های اصلی یوز، به ویژه در توران، تشدید کرده است.

کاهش منابع آبی پایدار، هم بر یوزپلنگ‌ها و هم بر طعمه‌های آن‌ها فشار وارد می‌آورد و می‌تواند منجر به جابه‌جایی‌های اجباری پرخطر شود. اگرچه شکار مستقیم یوز به شدت کاهش یافته، اما استفاده از تله‌های سیمی برای شکار دیگر گونه‌ها، مرگ تدریجی یوزپلنگ‌ها را رقم می‌زند. همچنین، شکار غیرقانونی طعمه‌های اصلی مانند جبیر و قوچ و میش همچنان ادامه دارد.

افزون بر تهدیدات پیش‌گفته، پدیدۀ نسبتاً نوظهور اما به شدت نگران‌کنندۀ «تلف شدن یوزپلنگ توسط سگ‌های گله و ولگرد» در سال‌های اخیر به یک خطر ملموس و مستقیم تبدیل شده است. این تهدید چندوجهی، پیامد مستقیم تغییر الگوهای انسانی در بهره‌برداری از مراتع و حاشیۀ زیستگاه‌هاست.

استفادۀ روزافزون از سگ‌های گلۀ بزرگ‌جثه و غالباً تربیت‌نشده (مانند نژادهای ژرمن‌شپرد، کانگال و امثالهم) برای حفاظت از دام‌ها، بدون نظارت و کنترل مناسب، به ایجاد گله‌هایی از سگ‌های تهاجمی و نیمه‌وحشی در قلب قلمرو یوزپلنگ انجامیده است. این سگ‌ها، برخلاف گرگ‌ها که به عنوان رقیب طبیعی معمولاً از درگیری مستقیم با یوزپلنگ بالغ پرهیز می‌کنند، به دلیل وفاداری به گله و قلمرویی که انسان برای آنها تعریف کرده، رفتار بسیار تهاجمی‌تری نشان می‌دهند.

گزارش‌های میدانی و مشاهدات تأییدشده از جمله در منطقۀ حفاظت‌شدۀ دره‌انجیر و نای‌بندان حاکی از آن است که دسته‌های بزرگ سگ‌های گله نه تنها برای دفاع از دام، که برای تعقیب و محاصرۀ یوزپلنگ‌ها (به ویژه توله‌ها یا افراد جوان و کم‌تجربه) اقدام می‌کنند و می‌توانند آنها را زخمی یا حتی بکشند.

یک مورد تلخ و مستند از همین امسال، تلف شدن یک یوزپلنگ جوان در روستای صالح‌آباد خراسان رضوی بود که در اثر حملۀ سگ‌های گله اتفاق افتاد. این حادثه نشان داد که حتی یک یوزپلنگ سالم و قوی نیز در برابر هجوم دسته‌جمعی سگ‌های بزرگ مصون نیست. این تهدید، فراتر از درگیری فیزیکی است.

حضور مداوم و پرتعداد این سگ‌ها در زیستگاه، «ترس اکولوژیک» ایجاد می‌کند و الگوی حرکتی و قلمروگستری یوزپلنگ را مختل می‌نماید. یوزپلنگ‌ها مجبور می‌شوند از مناطق غنی از طعمه دوری کنند، مسیرهای طولانی‌تر و پرخطرتری را برای عبور بپیمایند و انرژی بیشتری صرف احتیاط و پرهیز نمایند که این امر به ویژه برای مادرانی که باید همزمان هم شکار کنند و هم از توله‌های خود محافظت نمایند، فشار مضاعفی ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، سگ‌های ولگرد و گله می‌توانند به عنوان «ناقلان بیماری» عمل کنند. بیماری‌های ویروسی کشنده‌ای مانند هاری و دیستمپر که در جمعیت سگ‌ها شایع است، می‌توانند به یوزپلنگ‌ها و سایر حیات‌وحش، دام و انسان سرایت کرده و باعث همه‌گیری‌هایی با پیامدهای فاجعه‌بار در جمعیت باقی‌مانده شوند.

غلبه بر این تهدید نیازمند رویکردی جامع است که شامل تنظیم جمعیت و کنترل سگ‌های بدون صاحب در اطراف مناطق حفاظت‌شده، الزام دامداران به نگهداری و کنترل مناسب سگ‌های گله (مانند استفاده از قلاده و محدود کردن تعداد)، و اجرای برنامه‌های واکسیناسیون گسترده برای سگ‌های اطراف زیستگاه‌ها می‌شود. این چالش به وضوح نشان می‌دهد که حفاظت از یک گونۀ نمادین مانند یوزپلنگ، مستلزم مدیریت اکوسیستم به صورت یک کل یکپارچه است که در آن، حتی مسائل به ظاهر مرتبط با مدیریت دام نیز می‌تواند تأثیر مستقیم و مرگباری بر بقای یک گونه در خطر انقراض داشته باشد.

در پاسخ به این بحران چندوجهی، در سال ۱۳۸۰، با ابتکار سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران و با همکاری برنامۀ توسعۀ ملل متحد و دیگر نهادهای بین‌المللی، «پروژۀ حفاظت از یوزپلنگ آسیایی» شکل گرفت. این پروژه با وجود تمام محدودیت‌ها، دستاوردهای قابل‌توجهی داشته است که از جمله می‌توان به ایجاد و تجهیز تیم‌های گارد و محیط‌بانی تخصصی اشاره کرد.

آموزش و تجهیز محیط‌بانان در مناطق یوزخیز، نقش بی‌بدیلی در پایش، حفاظت فیزیکی و مقابله با شکارچیان داشته است. فداکاری محیط‌بانانی که گاه جان خود را در این راه از دست داده‌اند، نقطۀ درخشان این تلاش‌هاست. همچنین، استقرار گستردۀ دوربین‌های تله‌ای در زیستگاه‌ها، امکان شناسایی افراد، ردیابی حرکت، تخمین جمعیت و مطالعۀ رفتار را فراهم کرده و تصمیم‌گیری‌های حفاظتی را مبتنی بر داده‌سازی نموده است.

در بُعد اجتماعی، اجرای برنامه‌های آموزشی در مدارس و برای دامداران، تلاش برای ایجاد صندوق‌های جبران خسارت دام، و توسعه اکوتوریسم پایدار جهت ایجاد منافع اقتصادی از حفاظت، از جمله اقدامات انجام شده بوده است. شناسایی و تلاش برای ایمن‌سازی مسیرهای احتمالی ارتباطی بین جمعیت‌های جداافتاده نیز یکی از اولویت‌های کلیدی برای کاهش انزوا بوده است.

با این حال، این پروژه با چالش‌های ساختاری عمیقی مواجه است. کمبود بودجۀ پایدار و وابستگی به کمک‌های بین‌المللی که به دلیل تحریم‌ها و تغییر اولویت‌ها نوسان دارد، ثبات برنامه‌های بلندمدت را تهدید می‌کند. تعارض منافع با بخش‌های توسعه‌ای قدرتمند نیز مشکل‌ساز است؛ طرح‌های معدن‌کاوی، راه‌سازی و توسعۀ کشاورزی در اولویت‌های کلان توسعه‌ای کشور، گاه مستقیماً زیستگاه‌های کلیدی یوز را هدف می‌گیرند و قدرت مانور سازمان محیط‌زیست و دیگر دست‌اندرکاران حفاظت در برابر آنها محدود است.

به طور کلی، تا زمانی که ارزش اقتصادی اکوسیستم‌های سالم و گونه‌های کلیدی مانند یوزپلنگ در حساب‌های ملی و برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای بازتاب نیابد، حفاظت همواره در حاشیه تصمیم‌گیری‌ها باقی خواهد ماند. در این میان، برنامۀ تکثیر در اسارت در ایران نیز با چالش‌های فنی و اخلاقی مواجه بوده است. عدم موفقیت اولیه در تولید توله‌های زنده و سپس مرگ مشکوک برخی افراد، نشان می‌دهد که این راه‌حل، پیچیده و پرریسک است و نمی‌تواند جایگزین حفاظت از زیستگاه و جمعیت وحشی شود.

آیا امیدی هست؟

آیا نجات یوزپلنگ از پرتگاه انقراض ممکن است؟ پاسخ به این پرسش صرفاً زیستی نیست، بلکه عمدتاً سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. تجربه ایران و آفریقا نشان می‌دهد که راهبردهای حفاظتی زمانی موفق خواهند بود که یکپارچه و مبتنی بر زیستگاه باشند؛ یعنی حفاظت باید کل اکوسیستم، از جمله طعمه‌ها، منابع آب و کریدورهای ارتباطی را دربرگیرد، نه صرفاً تمرکز بر خود یوزپلنگ. هم‌زمان، این راهبردها باید مبتنی بر جوامع محلی باشند؛ بدون ایجاد منافع ملموس اقتصادی و فرهنگی برای مردمی که در کنار یوزپلنگ زندگی می‌کنند، هرگونه اقدام حفاظتی شکننده و غیرپایدار خواهد بود.

مدل‌های موفق در آفریقا مانند توسعۀ اکوتوریسم مسئولانه که درآمد آن مستقیماً به جوامع می‌رسد، قابل مطالعه و بومی‌سازی هستند. موفقیت همچنین مستلزم رویکردی بین‌بخشی و دارای پشتوانۀ سیاسی قوی است. نجات یوزپلنگ نیازمند همکاری تنگاتنگ سازمان محیط‌زیست با وزارتخانه‌های راه، نیرو، صنعت، معدن و تجارت و جهاد کشاورزی در سطح سیاست‌گذاری کلان است. بهره‌گیری از فناوری نیز می‌تواند کارایی حفاظت را به شدت افزایش دهد؛ استفاده از سیستم‌های هشدار برخورد با خودرو، ردیابی ماهواره‌ای، آنالیز DNA محیطی و هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌های دوربین‌ها، از جمله این ابزارها هستند.

وضعیت یوزپلنگ، به‌ویژه یوزپلنگ آسیایی، همچون آینه‌ای است که رابطۀ مخدوش انسان معاصر با طبیعت را بازمی‌تاباند. ما گونه‌ای را به لبۀ پرتگاه کشانده‌ایم که نه برای ما تهدیدی دارد، نه رقیب ماست. تنها گناهش آن است که به فضایی وسیع برای دویدن و تعادل بوم‌سازگانی سالم نیاز دارد. مرگ هر یوزپلنگ، فقط از دست رفتن یک حیوان نیست؛ کاهیدن از غنای زیستی کرۀ زمین و نشانه‌ای هشداردهنده از فروپاشی اکوسیستم‌هایی است که خودمان نیز به آنها وابسته‌ایم.

راه نجات یوزپلنگ، صرفاً افزایش تعداد دوربین یا محیط‌بان نیست. این راه، مستلزم بازنگری اساسی در الگوی توسعه، اولویت‌بندی حفظ سرمایۀ طبیعی در کنار رشد اقتصادی، و ایجاد اتحادی جهانی است که در آن، کشوری مانند ایران بتواند با حمایت فنی و مالی بی‌قیدوشرط جامعۀ جهانی، وظیفۀ خطیر حفاظت از این میراث مشترک بشریت را به انجام برساند. روز جهانی یوزپلنگ باید فرصتی برای بسیج این ارادۀ جمعی باشد.

خلاصه‌ای از عملکرد پروژۀ حفاظت از یوزپلنگ ایرانی به نقل از مهندس هوشنگ ضیائی در گفت‌وگو با ایلنا (۱۴۰۲)

زمینه و آغاز پروژه:

  • کاهش جمعیت یوزپلنگ آسیایی (ایرانی) از حدود ۲۰۰ فرد در دهۀ ۵۰ به حدود ۱۰۰-۱۲۰ فرد در میانۀ دهۀ۸۰ شمسی، سازمان حفاظت محیط‌زیست را بر آن داشت تا برنامه‌ای جامع تدوین کنند.
  • پروژه در سال ۱۳۷۸ با حمایت معاون سازمان محیط‌زیست و بنیان‌گذار این سازمان آغاز و برای جلب حمایت نهادهای بین‌المللی تلاش شد.
  • از سال ۱۳۸۰ با بودجۀ مشترک سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران و برنامۀ توسعۀ ملل متحد (UNDP) به‌صورت عملیاتی اجرا شد.

دستاوردهای کلان پروژه در اوج اجرا (دهۀ ۸۰ شمسی):

  • تقویت حفاظت فیزیکی: استخدام و به‌کارگیری محیط‌بانان متعهد و باانگیزه در زیستگاه‌های کلیدی استان‌های یزد، سمنان و خراسان.
  • پایش علمی و دقیق: ورود و استفادۀ اولیه از دوربین‌های تله‌ای برای رصد، که منجر به شناسایی و شناسنامه‌دار کردن یوزها، درک بهتر از قلمروگستری و مهاجرت‌های طولانی آن‌ها شد.
  • برآورد جمعیت امیدوارکننده: تصاویر دوربین‌ها در میانه دهۀ ۸۰، وجود ۱۰۰ تا ۱۲۰ یوز را در زیستگاه‌های متعدد شمالی و جنوبی کشور (از راور کرمان تا نایبندان خراسان) تأیید کرد.
  • مطالعۀ رفتاری و کریدورها: نصب گردنبندهای ردیاب (با کمک متخصصان خارجی) بر روی دو یوز و دو پلنگ در بافق برای شناخت مسیرهای مهاجرت و کریدورهای حیاتی.
  • جلب مشارکت مردمی: آموزش جدی جوامع محلی حاشیۀ زیستگاه‌ها توسط سازمان‌های مردم‌نهاد و محیط‌بانان، که منجر به همراهی مردم در حفاظت (مانند جلوگیری از قاچاق یوز «کوشکی» در سال ۸۶) شد.

عوامل تضعیف و افول پروژه:

  • تغییرات مدیریتی مکرر در سازمان محیط‌زیست و عدم اعتقاد برخی مدیران جدید به استقلال پروژه، که منجر به ادغام آن در ساختار روتین سازمان و کاهش شدید حمایت‌های بین‌المللی و مردمی شد.
  • کاهش تدریجی اعتبارات داخلی و خارجی از اواخر دهۀ ۸۰ به بعد، به‌ویژه در دهۀ ۱۳۹۰.
  • محدود شدن فعالیت‌های میدانی، کاهش همکاری با محیط‌بانان اختصاصی و متخصصان.
  • توقف کامل پروژه در سال‌های پایانی دهۀ ۱۳۹۰.

پیامدهای توقف/تضعیف پروژه:

  • کاهش شدید جمعیت یوز: جمعیت به کمتر از ۲۰ فرد (طبق اعلام مسئولان) و عمدتاً محدود به زیستگاه‌های شمالی (توران و میاندشت) رسید.
  • تخریب و اشغال زیستگاه‌ها: به ویژه در مناطق جنوبی مانند استان یزد، با گسترش معدن‌کاوی، کاهش حفاظت فیزیکی، افزایش شکار طعمه‌ها و اشغال آبشخورها.
  • محدود شدن پایش: دوربین‌گذاری تقریباً فقط به مناطق شمالی محدود شد و اطلاعاتی از وضعیت دقیق زیستگاه‌های جنوبی در دست نیست.

ارزیابی وضعیت کنونی و راه‌کارهای پیشنهادی

هنوز هم به‌رغم آخرین گزارش‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست مبنی بر تلاش‌ها و اختصاص اعتبار به‌منظور احیاء و تقویت پروژۀ بین‌المللی حفاظت از یوز ایرانی، شرایط کنونی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی را می‌توان اضطراری و در یک سکون عملی نگران‌کننده توصیف کرد. پروژه از جهات مختلف تحت فشار است: از یک سو کمبود منابع و ناهماهنگی‌های داخلی توان پاسخگویی را کاهش داده، اختلافات و عدم هماهنگی بین نهادهای داخلی دخیل و همچنین با شرکای بین‌المللی، باعث کاهش راندمان و اثربخشی برنامه‌های حفاظتی شده، و از سوی دیگر تهدیدات میدانی پیچیده و مداوم، جمعیت باقیمانده را مستقیماً به سوی پرتگاه انقراض سوق می‌دهد. نجات یوزپلنگ آسیایی در این مرحله نیازمند عزمی ملی، مدیریت یکپارچه، تأمین مالی فوری و اجرای سریع برنامه‌های عملیاتی کارآمد برای کاهش تلفات در زیستگاه‌های کلیدی است.

بنا بر نظر فعالان و کارشناسان، با توجه به قابلیت جابه‌جایی طولانی یوز برای جفت‌گیری، هنوز امکان احیای جمعیت بدون مشکلات شدید ژنتیکی وجود دارد (مشابه تجربه موفق احیای گوزن زرد ایرانی).

  • ضرورت بازگشت به اصول اولیه:
    • اولویت‌بندی حفاظت از زیستگاه‌ها و کریدورها بر تکثیر در اسارت.
    • تأمین اعتبارات کافی برای حفاظت فیزیکی و مدیریت زیستگاه (مانند حل تعارض دام در توران).
    • بازگشت به پایش گسترده با دوربین‌گذاری در تمام زیستگاه‌های تاریخی (شمالی و جنوبی) زیرا هنوز احتمال حضور یوز در جنوب منتفی نیست.
    • استفاده از متخصصان دلسوز داخلی و تجربیات بین‌المللی در همۀ زمینه‌ها (حفاظت، پایش و حتی تکثیر در اسارت که نیاز به تجربه جهانی دارد).
    • اجتناب از سیاسی‌کردن یا محدود کردن فضای کار متخصصان.

برای نجات یوزپلنگ آسیایی از مرز انقراض، بازگشت فوری و قاطع به اصول بنیادین حفاظت، تنها راه چاره است. این امر مستلزم آن است که اولویت اصلی و منابع مالی کافی، معطوف به «حفاظت فیزیکی و احیای زیستگاه‌های طبیعی و کریدورهای حیاتی» شود، از جمله مدیریت عملی تعارض با دام در مناطق بحرانی مانند توران. همچنین لازم است یک «برنامۀ پایش گسترده و ملی» با دوربین‌گذاری در تمامی عرصه‌های تاریخی شمالی و جنوبی احیاء شود، چرا که هنوز نمی‌توان احتمال حضور یوز در جنوب را کاملاً منتفی دانست. موفقیت این مسیر دشوار، در گرو بهره‌گیری حداکثری و بی‌قید و شرط از «تخصص و تجربۀ همزمان نیروهای دلسوز داخلی و شرکای بین‌المللی» در همۀ عرصه‌ها، از مدیریت میدانی تا دانش فنی تکثیر در اسارت، است. تحقق این اصول تنها در صورتی ممکن خواهد بود که فضای کار از حاشیه‌ها و محدودیت‌های غیرفنی به دور باشد و اجازه داده شود علم و تجربه، خالصانه و فارغ از هرگونه ملاحظات جانبی، راهنما باشند.

پروژۀ بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در دهۀ ۸۰ با رویکردی علمی، مشارکتی و میدانی به دستاوردهای قابل توجهی رسید. اما تضعیف تدریجی آن به دلیل مدیریت ناپایدار و کاهش حمایت‌ها، روند انقراض را تسریع کرد. نجات یوزپلنگ ایرانی همچنان امکان‌پذیر تشخیص داده می‌شود، اما نیازمند عزم ملی، بازگشت به اصول موفق پروژۀ اولیه، تأمین مالی مناسب و بهره‌گیری از خرد جمعی متخصصان داخلی و بین‌المللی است.

منابع

  1. Durant, S. M., et al. (2017). “The global decline of cheetah (Acinonyx jubatus) and what it means for conservation.” Proceedings of the National Academy of Sciences, 114(3), 528-533.
  2. ۲. Ashton‐Act, P. (2023). “Acinonyx jubatus ssp. venaticus. The IUCN Red List of Threatened Species.” IUCN.
  3. گزارش‌های ادواری برنامۀ توسعۀ ملل متحد (UNDP) و پروژۀ حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران (CACP).
  4. mshrgh.ir/1758401
  5. https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1424414
  6. https://payamema.ir/payam/143640
  7. ۷. isna.ir/xdV6Jw
پیام بگذارید