گردآوری و ترجمه: تحریریۀ فصلنامۀ صنوبر
صنعت گردشگری، به عنوان یکی از بزرگترین بخشهای اقتصادی جهان، در یک دوراهی تاریخی قرار دارد. از یک سو، موتور محرکۀ توسعۀ اقتصادی بسیاری از کشورهاست و از سوی دیگر، به دلیل مدل سنتی «گردشگری انبوه»، سهم بهسزایی در تخریب محیطزیست، تغییرات اقلیمی و فرسایش فرهنگهای بومی داشته است. سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) هشدار میدهد که اگر این صنعت به شیوههای رایج کنونی ادامه دهد، منابع طبیعی که اساس وجود آن را تشکیل میدهند، به نابودی کشانده خواهند شد (UNWTO, 2021). در پاسخ به این نگرانیها، مفهوم «گردشگری پایدار» در چند دهۀ گذشته ظهور کرد که بر سه رکن «محیطزیست، جامعه و اقتصاد» تأکید داشت و هدف آن «کاهش ردپا»ی کربنی گردشگران بود.
با این حال، شواهد علمی فزاینده نشان میدهند که تنها کاهش آسیبها برای مقابله با ابعاد بحرانهای کنونی کافی نیست. ما به رویکردی نیاز داریم که نه تنها از آسیب بیشتر جلوگیری کند، بلکه آسیبهای وارده در گذشته را نیز ترمیم نماید. این نیاز مبرم، زمینهساز ظهور پارادایم «گردشگری احیاکننده۱» شده است. گردشگری احیاکننده فلسفهای است که گردشگری را به عنوان یک نیروی فعال برای کمک به ارتقای شرایط جامعۀ میزبان از جنبههای مختلف میبیند، به طوری که بازدید هر یک گردشگر بر بهبود سلامت اکوسیستم، تقویت تابآوری جامعۀ میزبان و غنای فرهنگی آن تأثیر مثبت بگذارد (Pollock, 2019).
تمایز بنیادین گردشگری احیاکننده با پایداری، در نگرش سیستمیک و هدف غایی آن است. گردشگری پایدار اغلب بر بهرهوری و کارایی متمرکز است؛ مانند کاهش مصرف آب در هتلها یا استفاده از کیسههای پارچهای به جای پلاستیک. این اقدامات اگرچه حیاتی هستند، اما عمدتاً در چارچوب سیستم اقتصادی خطی موجود عمل میکنند. در مقابل، گردشگری احیاکننده از اصول «اقتصاد چرخشی» و «تفکر سیستمیک» الهام میگیرد. این رویکرد، یک مقصد گردشگری را به عنوان یک «ارگانیسم زنده» در نظر میگیرد که تمام اجزای آن اعم از طبیعت، فرهنگ، اقتصاد و جامعه، به هم پیوسته هستند. هدف، ایجاد چرخههای مثبت و تقویتکننده است.
برای مثال، یک پروژۀ احیاکننده تنها به محدود کردن تعداد بازدیدکنندگان از یک جنگل بسنده نمیکند، بلکه گردشگران را در کاشت درختان بومی، پاکسازی زیستگاه از گونههای مهاجم و مشارکت در برنامههای پایش علمی حیاتوحش درگیر میکند. در این مدل، درآمد حاصل از گردشگری مستقیماً به صندوقهای حفاظتی تزریق میشود و جامعۀ محلی به عنوان نگهبانان اصلی اکوسیستم، از نظر اقتصادی توانمند میشوند. بنابراین، خروجی چنین گردشگری، اکوسیستمی است که از نظر زیستی نسبت به قبل غنیتر و جامعهای است که از نظر اقتصادی و فرهنگی تابآورتر شده است (Mang & Reed, 2012). این گذار از رابطۀ استخراجی به رابطۀ همزیستانه، هستۀ اصلی گردشگری احیاکننده را تشکیل میدهد.
نمونههای موفق جهانی به خوبی توانایی تحولآفرینی این رویکرد را نشان میدهند. در کشور کاستاریکا که به عنوان پیشرو در گردشگری پایدار شناخته میشود، بسیاری از لاجها و اقامتگاهها به سمت مدلهای احیاکننده حرکت کردهاند. برای نمونه، «ذخیرهگاه خصوصی شکار سامارا» در افریقای جنوبی یک ذخیرهگاه حفاظتی ۶۷۰۰۰ هکتاری است که در سال ۱۹۹۷ در گریت کارو تأسیس شد، که یکی از تنها ۳۶ نقطۀ مهم تنوع زیستی جهانی که شامل پنج از نه زیستبوم گیاهی آفریقای جنوبی است. آکادمی ردیاب با هدف حفظ مهارتهای سنتی و دانش بومی ردیابی حیاتوحش، که زمانی نسل به نسل از پدر به پسر منتقل میشد، اما اکنون به دلیل شهرنشینی و تجاریسازی تجربۀ سافاری به طور فزایندهای از بین میرود، فعالیت میکند. این مرکز با حمایت از کسبوکارهای گردشگری پایدار یک نمونۀ موفق در زمینۀ گردشگری احیاکننده بوده است. (The Long Run, 2023).
نمونۀ دیگر در اروپا، ابتکار «گردشگری احیاکننده» در منطقۀ آلپ اسلوونی است. در اینجا، راهنمایان تورهای کوهنوردی، گردشگران را تنها برای لذت بردن از مناظر هدایت نمیکنند، بلکه به آنان آموزش میدهند که چگونه ردپای کربن سفر خود را از طریق مشارکت در پروژههای کاشت درخت جبران کنند و در برنامههای پاکسازی مسیرهای کوهستانی از زبالههای رها شده توسط دیگران مشارکت فعال داشته باشند. این مدل، حس مسئولیتپذیری عمیقی در گردشگران ایجاد میکند (Slovenian Tourist Board, 2022). این نمونهها ثابت میکنند که گردشگری احیاکننده میتواند یک مدل اقتصادی کاملاً قابل اجرا باشد که در آن سودآوری و احیای محیطزیست دو روی یک سکه هستند.
گردشگری احیاکننده در ایران؛ ظرفیتهای بکر تا موانع ساختاری
ایران با برخورداری از تنوع زیستی، اقلیمی و فرهنگی کمنظیر، بستری بسیار مستعد برای توسعۀ گردشگری احیاکننده است. از جنگلهای هیرکانی در شمال تا کویرهای مرکزی و از جوامع عشایری تا روستاهای تاریخی با سیستمهای قناتی، همگی میتوانند به آزمایشگاههایی زنده برای پروژههای احیاکننده تبدیل شوند. برای مثال، مناطق حفاظتشدهای مانند پارک ملی کویر میتوانند میزبان تورهای «حفاظت مشارکتی» باشند که در آن گردشگران-محققان تحت نظارت محیطبانان و دانشمندان، در جمعآوری دادههای مربوط به حیاتوحش، پایش منابع آب و کاشت گیاهان بومی مقاوم به خشکی مشارکت کنند. در حوزۀ فرهنگی، روستاهای تاریخی مانند میمند یا ماسوله که با چالش مهاجرت جوانان و فرسایش بناهای سنتی مواجه هستند، میتوانند با اجرای پروژههای احیاکننده، گردشگری را به ابزاری برای باززندهسازی کالبدی و اجتماعی بدل کنند.
در این مدل، درآمد حاصل از اقامتگاههای بومگردی میتواند مستقیماً به مرمت خانههای تاریخی، احیای صنایعدستی فراموششده و ایجاد مشاغل پایدار برای جوانان اختصاص یابد. یک نمونۀ اولیه موفق را میتوان در برخی اقامتگاههای بومگردی استان خراسان جنوبی مشاهده کرد که با همکاری جامعۀ محلی، نه تنها به حفظ معماری بومی پرداختهاند، بلکه با ایجاد بازارچههای محلی، زمینۀ افزایش درآمد زنان روستایی از فروش محصولات محلی را فراهم کردهاند. این اقدامات هرچند کوچک، نشاندهندۀ پتانسیل عظیم نهفته در این رویکرد است.
با این وجود، توسعۀ گردشگری احیاکننده در ایران با موانع جدی روبهرو است. در سطح جهانی، چالشهای اصلی شامل نبود چارچوبهای استاندارد برای اندازهگیری «اثر مثبت»، خطر «سبزشویی» توسط برخی فعالان صنعت و هزینههای اولیۀ بالای سرمایهگذاری در زیرساختهای احیاکننده است (Gibbons, 2020). اما در ایران، این چالشها با موانع ساختاری عمیقتری تشدید میشوند. نخستین مانع، «ضعف حکمرانی یکپارچه» است. نبود هماهنگی مؤثر بین سازمانهای متعدد متولی از جمله سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو، طراحی و اجرای پروژههای سیستمیک و بینبخشی را غیرممکن میسازد.
دوم، «فقدان قوانین و مشوقهای حمایتی» است. قوانین فعلی گردشگری فاقد هرگونه مشوق مالیاتی، اعطای وام کمبهره یا تسهیلات خاص برای پروژههایی است که اهداف احیاکننده را دنبال میکنند. سوم، «مشکلات زیرساختی در مناطق محروم» است. بسیاری از مناطق با پتانسیل بالا (مانند روستاهای مرزی یا کویری) از کمبود زیرساختهای اولیه مانند دسترسی به آب پایدار، راههای ارتباطی مناسب و اینترنت پرسرعت رنج میبرند که اجرای هرگونه پروژۀ گردشگری را با مشکل مواجه میکند. چهارم و شاید مهمتر، «کمبود شدید آگاهی و ظرفیتسازی» است. آشنایی ناکافی سیاستگذاران، سرمایهگذاران، راهنمایان تور و حتی جامعۀ محلی با فلسفه و روشهای گردشگری احیاکننده، بزرگترین مانع فرهنگی در مسیر توسعه این رویکرد است.
برای فائق آمدن بر این چالشها در سطح جهانی و ملی، راهکارهای عملی متعددی قابل تصور است. در سطح جهانی، نهادهایی مانند سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) باید «چارچوب استاندارد و سیستم صدور گواهینامه» برای پروژههای احیاکننده توسعه دهند تا از سبزشویی جلوگیری و موفقیتها قابل سنجش شود. در سطح ایران، نخستین گام، «تدوین سند راهبردی ملی گردشگری احیاکننده» با مشارکت تمام ذینفعان است. این سند باید اهداف کمی و کیفی، شاخصهای اندازهگیری و نقش هر نهاد را به وضوح مشخص کند. دوم، «اجرای پروژههای پایلوت در مقیاس کوچک» است.
انتخاب چند مقصد نمونه (مانند یک روستا، یک منطقۀ عشایری یا یک جزیره) و حمایت همهجانبۀ مالی و فنی از آنها میتواند الگوهای عملی و الهامبخشی برای سایر مناطق ایجاد کند. سوم، «تمرکز بر آموزش و توانمندسازی» است. برگزاری دورههای آموزشی برای جامعۀ محلی، راهنمایان تور و مدیران اقامتگاهها دربارۀ مفاهیم پایه، مهارتهای تفسیر طبیعت و فرهنگ و روشهای مشارکت دادن گردشگران در فرآیند احیا، امری حیاتی است. چهارم، «ایجاد صندوق وقف یا اعطای وامهای کمبهره» برای جذب سرمایهگذاران خصوصی علاقهمند به مسئولیت اجتماعی است. در نهایت، «توسعۀ پلتفرمهای دیجیتال» برای ارتباط مستقیم گردشگران علاقهمند به پروژههای احیاکننده با مجریان این پروژهها میتواند به بازاریابی و تأمین مالی کمک شایانی کند.
در نتیجه، گردشگری احیاکننده تنها یک روند گذرا در صنعت گردشگری نیست، بلکه بازتابی از یک تغییر پارادایم بزرگتر در رابطه انسان با طبیعت و جامعه است. برای ایران که با چالشهای جدی محیط زیستی و اجتماعی روبروست، اتخاذ این رویکرد میتواند گردشگری را از یک فعالیت اقتصادی صرف به یک ابزار قدرتمند برای تحقق اهداف توسعۀ پایدار تبدیل کند. آیندۀ مطلوب گردشگری ایران در گرو گذار از مدلهای فرسوده و مخرب به سمت مدلهایی است که در آن بازدید هر گردشگر، نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای ترمیم یک بخش از این سرزمین کهن تلقی شود. تحقق این آرمان نیازمند عزمی ملی، مشارکت فعال جامعه محلی و خرد جمعی تمامی دستاندرکاران است.
پانویس
- Regenerative Tourism
- Luxury Regeneration
منابع
- Gibbons, L. V. (2020). Regenerative—The new sustainable? *Sustainability, 12*(13), 5483. https://doi.org/10.3390/su12135483
- Mang, P., & Reed, B. (2012). Designing from place: A regenerative framework and methodology. *Building Research & Information, 40*(1), 23-38. https://doi.org/10.1080/09613218.2012.621341
- Pollock, A. (2019). *The regenerative business: Redesigning work, cultivating human potential, and achieving extraordinary outcomes*. Routledge.
- Slovenian Tourist Board. (2022). *The Green Scheme of Slovenian Tourism*. Retrieved from https://www.slovenia.info/en/business/green-scheme-of-slovenian-tourism
- The Long Run. (2023). *Regenerative Tourism: Case Studies*. Retrieved from https://www.thelongrun.org/reportswhite-papers/critical-new-research-on-regenerative-tourism?rq=regenerative-tourism
- UNWTO (World Tourism Organization). (2021). *Tourism for SDGs*. Retrieved from https://www.unwto.org/tourism4sdgs