تأثیر آموزش بر منحنی کوزنتس

تهیه و ترجمه: فصلنامه صنوبر

منحنی کوزنتس۱ (KC) یک فرضیۀ کلیدی در اقتصاد محیط‌زیست است که رابطۀ بین رشد اقتصادی و تخریب محیط‌زیست را به شکل یک منحنی «یو» وارونه مدل‌سازی می‌کند. بر اساس این فرضیه، در مراحل اولیۀ توسعۀ صنعتی، آلودگی افزایش می‌یابد، اما پس از رسیدن به یک نقطه عطف (سطح درآمد سرانۀ خاص)، با ادامۀ رشد اقتصادی، شاخص‌های محیط‌زیستی بهبود می‌یابند. با این حال، این گذار خودبه‌خودی و گریزناپذیر نیست.

در میان عوامل متعددی که بر شکل و شیب این منحنی تأثیر می‌گذارند، «آموزش» به عنوان یک متغیر اساسی و توانمندساز، نقش تعیین‌کننده‌ای در تسریع و تسهیل این گذار ایفا می‌کند. این مقاله به بررسی مکانیسم‌های مختلفی می‌پردازد که از طریق آنها آموزش _از سطح فردی تا اجتماعی_ می‌تواند نقطۀ عطف KC را به جلو منتقل کرده، شیب منحنی را کاهش داده و در نهایت، مسیر توسعه را به سوی پایداری اکولوژیکی هدایت کند.

منحنی کوزنتس، که توسط سایمون کوزنتس اقتصاددان الهام گرفته شده است، پیشنهاد می‌کند که رابطه بین درآمد سرانه و تخریب محیط‌زیست غیرخطی است. توضیحات مرسوم برای این پدیده بر تغییر ساختار اقتصادی (انتقال از کشاورزی و صنعت آلاینده به خدمات)، پیشرفت فناوری‌های پاک و تقاضای فزاینده عمومی برای کیفیت بهتر محیط‌زیست در جوامع ثروتمند استوار است. اما تمرکز صرف بر درآمد، تصویر ناقصی ارائه می‌دهد. بسیاری از کشورها با درآمد متوسط و بالا همچنان با معضلات جدی محیط زیستی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی که برخی اقتصادهای در حال توسعه مسیری سبزتر را در پیش گرفته‌اند.

این امر نشان می‌دهد که عوامل نهادی و اجتماعی، از جمله کیفیت حکمرانی، حاکمیت قانون و به‌طور خاص، سطح آموزش و سرمایه انسانی، در تعدیل این رابطه نقش محوری دارند. آموزش، با تغییر ترجیحات، افزایش آگاهی و ایجاد توانایی برای نوآوری، بستری فراهم می‌کند که در آن رشد اقتصادی نه در تقابل، بلکه در هماهنگی با محیط زیست قرار می‌گیرد.

مکانیسم‌های تأثیرگذاری آموزش بر منحنی کوزنتس

یکی از اصلی‌ترین راه‌های تأثیرگذاری آموزش، از طریق ایجاد آگاهی و تقویت ترجیحات محیط‌زیستی در سطح تقاضا است. آموزش، به ویژه آموزش‌های عمومی و ترویج سواد محیط‌زیستی، درک شهروندان از پیامدهای فعالیت‌های اقتصادی بر اکوسیستم‌ها را افزایش می‌دهد. یک جمعیت آگاه‌تر، ترجیحات قوی‌تری برای کالاهای عمومی مانند هوای پاک، آب سالم و حفاظت از تنوع زیستی دارد. این تغییر در ترجیحات، خود را در انتخاب‌های مصرفی شهروندان تحصیل‌کرده‌تر که تمایل بیشتری به پرداخت قیمت بالاتر برای محصولات سازگار با محیط‌زیست، کاهش ضایعات و بازیافت دارند، نشان می‌دهد.

این تقاضا، سیگنال‌های قوی به بازار می‌فرستد و بنگاه‌ها را به سمت تولید پایدار سوق می‌دهد. همچنین در قالب فعالیت مدنی، آموزش، توانایی و تمایل افراد برای مشارکت در جنبش‌های اجتماعی، اعتراض به پروژه‌های آلاینده و لابی‌گری برای قوانین سخت‌گیرانه‌تر محیط‌زیستی را افزایش می‌دهد. فشار جامعۀ مدنی قدرتمند و آگاه، دولت‌ها را مجبور می‌کند تا استانداردهای محیط‌زیستی را بالا ببرند و آنها را به‌طور مؤثر اجرا کنند، که این امر مستقیماً بر کاهش آلودگی تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این، در عرصۀ انتخاب‌های سیاسی، رأی‌دهندگان تحصیل‌کرده‌تر، محیط‌زیست را به عنوان یک اولویت سیاسی در نظر می‌گیرند و از احزاب و سیاستمدارانی حمایت می‌کنند که برنامه‌های جامع محیط‌زیستی دارند.

این امر، سیاست‌های سبز را از حاشیه به متن سیاستگذاری کلان تبدیل می‌کند. مطالعه‌ای توسط اُرگان و همکاران (۲۰۲۳) نشان داد که در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی (OECD)۲، افزایش یک سال در میانگین سال‌های تحصیل، با کاهش ۳/۵ درصدی انتشار سرانۀ CO₂ همراه بوده است، حتی پس از کنترل درآمد سرانه. این اثر عمدتاً از کانال تقویت مقررات محیط‌زیستی نهادینه شده ناشی می‌شد.

مکانیسم مهم دیگر، تسهیل نوآوری و انتشار فناوری‌های پاک در سطح عرضه است. نوآوری فناورانه، موتور کاهندۀ آلودگی در سمت راست منحنی کوزنتس است. آموزش، به ویژه در سطوح عالی و تخصصی، سنگ بنای خلق و انتشار این نوآوری‌ها است. این نقش از طریق تربیت سرمایۀ انسانی برای تحقیق و توسعه توسط سیستم‌های آموزشی قوی که دانشمندان، مهندسان و تکنسین‌هایی قادر به تحقیق و توسعۀ فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر، سیستم‌های بازیافت پیشرفته، خودروهای برقی و فرآیندهای صنعتی کم‌کربن هستند، محقق می‌شود.

یک اقتصاد با سرمایۀ انسانی غنی، جذاب‌تر برای جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در بخش‌های های فناوری‌های سبز است. همچنین آموزش، توانایی یک کشور برای جذب، انطباق و بومی‌سازی فناوری‌های پاک توسعه‌یافته در دیگر کشورها که تحت عنوان ظرفیت جذب (Absorptive Capacity) شناخته می‌شود را افزایش می‌دهد.

بدون وجود نیروی کار تحصیل‌کرده و متخصص، انتقال فناوری به شکست می‌انجامد و کشور در دام فناوری‌های منسوخ و آلاینده گیر می‌کند. به عنوان مثال، پیشرفت چشمگیر آلمان (انرژی بادی) و چین (خورشیدی و وسایل نقلیۀ برقی) در فناوری‌های سبز، مستقیماً با سرمایه‌گذاری بلندمدت این کشورها، با آموزش فنی و مهندسی و ایجاد یک اکوسیستم نوآوری قوی مرتبط است.

بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر۳ (IRENA, 2022)، کشورهایی که بیش از ۱۵/۰ درصد از GDP یا تولید ناخالص داخلی۴ خود را به تحقیق و توسعه در انرژی‌های پاک اختصاص داده‌اند و دارای نرخ بالای ثبت‌نام در آموزش عالی علوم و مهندسی هستند، به‌طور متوسط نرخ رشد سالانه بالاتری در ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر داشته‌اند.

علاوه بر این‌ها، آموزش از طریق بهبود کیفیت نهادها و حکمرانی در سطح کلان اثر می‌گذارد. آموزش، شالودۀ نهادهای کارآمد و پاسخگو را می‌سازد. شهروندان تحصیل‌کرده‌تر، شفافیت بیشتر، پاسخگویی مقامات و اجرای مؤثر قوانین را مطالبه می‌کنند. این امر از دو طریق بر KC تأثیر می‌گذارد: اولاً از طریق کاهش فساد که یکی از موانع بزرگ اجرای قوانین محیط‌زیستی است.

آموزش با ترویج فرهنگ قانون‌مداری و افزایش نظارت اجتماعی، فساد در بخش‌های منابع طبیعی و صدور مجوزهای آلایندگی را کاهش می‌دهد. ثانیاً از طریق افزایش کارایی سیاست‌گذاری، که در آن یک بوروکراسی تحصیل‌کرده و متخصص، قادر به طراحی، پیاده‌سازی و نظارت بر ابزارهای سیاستی پیچیدۀ محیط‌زیستی (مانند مالیات بر کربن، سیستم تجارت انتشار گازهای گلخانه‌ای و یارانه‌های هوشمند) است.

این سیاست‌ها می‌توانند انگیزه‌های اقتصادی را برای حرکت به سمت تولید و مصرف سبز تغییر دهند. یک مطالعه بین‌المللی که توسط دانشگاه سازمان ملل (UNU-WIDER, 2021) منتشر شد، نشان داد که تأثیر مثبت آموزش بر کیفیت محیط‌زیست در کشورهایی با کیفیت نهادی بالاتر، به مراتب قوی‌تر است. این یافته حاکی از آن است که آموزش و نهادهای خوب مکمل یکدیگرند و در تعامل با هم، سیر منحنی کوزنتس را بهینه می‌کنند.

آموزش همچنین از طریق تأثیر بر متغیرهای جمعیتی و اقتصادی به صورت غیرمستقیم بر EKC اثر می‌گذارد. به‌طور کلی، سطوح بالاتر آموزش به ویژه برای زنان، با کاهش نرخ باروری همراه است. جمعیت کندتر و با ثبات‌تر، فشار بر منابع طبیعی را کاهش داده و به مدیریت پایدارتر آن‌ها کمک می‌کند. همچنین، اقتصادهای مبتنی بر دانش، اشتغال را از بخش‌های صنعتی انرژی‌بر و آلاینده به سمت بخش خدمات با شدت کربن پایین‌تر سوق می‌دهند. این انتقال ساختاری، که هستۀ اصلی فرضیۀ کوزنتس است، توسط یک نیروی کار تحصیل‌کرده تسهیل می‌شود.

آموزش به عنوان یک سیاست پیش‌تاز

منحنی کوزنتس یک تقدیر اقتصادی اجتناب‌ناپذیر نیست. شکل آن به شدت تحت‌تأثیر انتخاب‌های سیاسی، سرمایه‌گذاری‌های نهادی و به‌طور خاص، سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی است. آموزش، با اثرگذاری همزمان بر تقاضای جامعه برای محیط‌زیست پاک، عرضۀ نوآوری‌های سبز و کیفیت حکمرانی، قدرتمندترین اهرم برای «خم کردن» منحنی کوزنتس به سمت پایین و چپ است، یعنی دستیابی به نقطه عطف در سطح درآمدی پایین‌تر و با شدت آلودگی کمتر.

برای کشورهای در حال توسعه، این یافته یک پیام سیاستی حیاتی دارد: انتظار برای رسیدن به ثروت به امید حل خودبه‌خودی مشکلات محیط‌زیستی، یک استراتژی پرخطر و پرهزینه است. در عوض، سرمایه‌گذاری زودهنگام و همه‌جانبه در آموزش عمومی باکیفیت، آموزش فنی و حرفه‌ای سبز و آموزش عالی در علوم پایه و مهندسی، می‌تواند ظرفیت داخلی برای پیمودن یک مسیر توسعۀ کم‌کربن و مقاوم در برابر تغییرات آب‌وهوایی را ایجاد کند. آموزش، تنها هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری است برای سریع‌تر، ارزان‌تر و عادلانه‌تر رسیدن به نقطۀ عطف کوزنتس، و در نهایت تضمینی برای توسعه‌ای که نه تنها مولد ثروت، بلکه حافظ سرمایۀ طبیعی نسل‌های آینده است.

پانویس

  1. Kuznets Curve
  2. Organisation for Economic Co-operation and Development
  3. The International Renewable Energy Agency
  4. Gross Domestic Product

منابع

  1. Balaguer, J., Cabntavella, M. (2018). The role of education in the Environmental Kuznets Curve. Evidence from Australian data. Energy economics, 70 (12), 289-296. https://www.researchgate.net/publication/322890169_The_role_of_education_in_the_Environmental_Kuznets_Curve_Evidence_from_Australian_data
  2. Grossman, G. M., & Krueger, A. B. (1995). Economic Growth and the Environment. The Quarterly Journal of Economics, 110(2), 353-377.
  3. IRENA (International Renewable Energy Agency). (2022). Innovation Outlook: Renewable Energy and Education. Abu Dhabi: IRENA.
  4. Nademi, Y., Jalili Kamjoo, S.P., Nazari, S. (2022). The Impact of Education on the Environmental Kuznets Curve: A Threshold Panel Approach. Macroeconomic research center. 17(36), 151-172. https://jes.journals.umz.ac.ir/article_4479_56c942bbd863a33e9e18d27436c5d2eb.pdf?lang=en
  5. Stern, D. I. (2017). The Environmental Kuznets Curve after 25 Years. Journal of Bioeconomics, 19(1), 7-28. https://link.springer.com/article/10.1007/s10818-017-9243-1
  6. UNU-WIDER. (2021). Institutions, Education, and the Environment: A Cross-Country Analysis. WIDER Working Paper 2021/45. Helsinki: United Nations University World Institute for Development Economics Research.
پیام بگذارید