تلخیص و ترجمه: فصلنامۀ صنوبر
منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) در آستانه یکی از شدیدترین بحرانهای زیستمحیطی قرن حاضر قرار دارد. ترکیب ویرانگر تغییرات اقلیمی، مدیریت ناکارآمد منابع آب، رشد جمعیت و ساختارهای سیاسی ناپایدار، این منطقه را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط جهان در برابر بحران آب تبدیل کرده است. مؤسسه کارنگی در این مقالۀ تحلیلی، با بررسی ابعاد مختلف این چالشها، هشدار میدهد که بدون اقدام فوری و هماهنگ، پیامدهای این بحران میتواند ثبات سیاسی، امنیت غذایی و توسعه اقتصادی منطقه را برای دهههای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
وضعیت اقلیمی و هیدرولوژیکی منطقه
خاورمیانه و شمال آفریقا بهطور طبیعی دارای اقلیمی خشک و نیمهخشک است، اما تغییرات آبوهوایی این وضعیت را به مراتب بحرانیتر کرده است. بر اساس پیشبینیهای علمی، متوسط دمای منطقه تا سال ۲۰۵۰ ممکن است تا ۴ درجه سانتیگراد افزایش یابد، در حالی که میزان بارشها تا ۲۰ درصد کاهش خواهد یافت. این تغییرات به معنای تبخیر بیشتر منابع آب موجود و کاهش تغذیه آبخوانهای زیرزمینی است. هماکنون نیز بسیاری از کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی، یمن و اردن با برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، ذخایر استراتژیک خود را به سرعت تخلیه میکنند.
چالشهای اقتصادی و اجتماعی
بخش کشاورزی که بهطور متوسط ۸۵ درصد از مصرف آب منطقه را به خود اختصاص میدهد، بیشترین آسیب را از این بحران خواهد دید. کاهش منابع آبی به معنای کاهش تولیدات کشاورزی، افزایش قیمت مواد غذایی و تهدید امنیت غذایی برای میلیونها نفر است. در کشورهایی مانند مصر و سودان که وابستگی شدیدی به رود نیل دارند، یا در عراق و سوریه که حیات اقتصادی آنها به دجله و فرات گره خورده است، این بحران میتواند به موجی از مهاجرتهای داخلی و بینالمللی منجر شود. شهرنشینی سریع نیز فشار مضاعفی بر سیستمهای آبرسانی شهری وارد کرده است، بهطوری که بسیاری از کلانشهرهای منطقه مانند قاهره، بغداد و تهران با کمبود آب شرب مواجه هستند.
ابعاد سیاسی و امنیتی بحران
بحران آب در منطقۀ MENA تنها یک چالش زیستمحیطی نیست، بلکه به عاملی برای تشدید تنشهای سیاسی و بینالمللی تبدیل شده است. اختلافات دیرینه بر سر منابع آب فرامرزی مانند رودهای نیل، دجله، فرات و اردن، در سالهای اخیر شدت گرفته است. ساخت سدهای بزرگ توسط ترکیه بر روی دجله و فرات، کاهش جریان آب به سوریه و عراق را در پی داشته است. در حوضۀ نیل، اختلافات مصر و اتیوپی بر سر سد رنسانس میتواند به تنشهای جدی منجر شود. از سوی دیگر، در کشورهایی مانند یمن و لیبی که با بیثباتی سیاسی مواجه هستند، بحران آب به عاملی برای تشدید درگیریهای داخلی تبدیل شده است.
راهکارهای ممکن و چالشهای پیشرو
در سطح فنی، بهبود راندمان آبیاری در کشاورزی، سرمایهگذاری در سیستمهای بازیافت آب و نمکزدایی از آب دریا میتواند بخشی از مشکل را حل کند. در سطح اقتصادی، ضروری است کشورهای منطقه از اقتصادهای تکمحصولی و وابسته به کشاورزی فاصله بگیرند و به سمت صنایع کممصرف آب حرکت کنند. در بعد سیاسی، تقویت همکاریهای منطقهای برای مدیریت مشترک منابع آب فرامرزی یک ضرورت است. با این حال، اجرای این راهکارها با موانع جدی روبهروست. کمبود سرمایهگذاری، ضعف نهادهای حکمرانی آب، مناقشات سیاسی و مقاومت ذینفعان قدرتمند (مانند کشاورزان بزرگ و شرکتهای آبمحور) از جمله این چالشها هستند.
نقش جامعۀ بینالمللی
بحران آب در MENAتنها یک مشکل منطقهای نیست، بلکه پیامدهای جهانی دارد. مهاجرتهای ناشی از کمبود آب میتواند امنیت اروپا و دیگر مناطق را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، جامعه بینالمللی بهویژه کشورهای توسعهیافته و نهادهای مالی جهانی باید از طریق کمکهای فنی، انتقال فناوری و سرمایهگذاری در پروژههای سازگاری با تغییرات اقلیمی، به کشورهای منطقه کمک کنند. همکاریهایی مانند توافق پاریس میتواند چارچوب مناسبی برای این حمایتها باشد.
جمعبندی و چشمانداز آینده
بحران آب و اقلیم در خاورمیانه و شمال آفریقا یک چالش چندبعدی است که راهحل سادهای ندارد. حتی با اقدامات فوری نیز برخی پیامدهای آن اجتنابناپذیر خواهد بود. با این حال، ترکیبی از راهبردهای فنی، اصلاحات اقتصادی و همکاریهای سیاسی میتواند از شدت بحران بکاهد. موفقیت در مدیریت این چالش مستلزم اراده سیاسی قوی، مشارکت جامعه مدنی و حمایت بینالمللی است. بدون چنین اقداماتی، منطقه MENA ممکن است با دور جدیدی از بیثباتی، درگیری و مهاجرتهای گسترده مواجه شود که پیامدهای آن فراتر از مرزهای منطقه خواهد بود. این مقاله بهدرستی هشدار میدهد که زمان برای اقدام رو به اتمام است و تأخیر در تصمیمگیری میتواند هزینههای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.